در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
احساس معمولی در خودکشی احساس درماندگی و ناامیدی است. فرد این حالت و احساس را دارد که من هیچ کاری را نمیتوانم انجام بدهم مگر خودکشی؛ هیچ کس نمیتواند به من کمک بکند و هیچ امیدی به آینده نمیتوان داشت. خودکشی نوعی فریاد است: معنای خودکشی فریادی است برای طلب کمک. فرد با اقدام به خودکشی میخواهد به این شکل با افراد مورد نظر و علاقه خود ارتباط برقرار کرده و بدین وسیله جلب توجه کند. خودکشی و همبستگی اجتماعی.
انواع خودکشی: همبستگی شدید اجتماعی و همبستگی ضعیف اجتماعی هر دو منجر به خودکشی میشوند. در همبستگی شدید، خودکشی اشکال دیگرخواهانه به خود میگیرد. در همبستگی ضعیف نیز خودکشی خودخواهانه شکل میگیرد؛ شرایطی که در آن افراد ایزوله و منزوی شدهاند. اما از این دو مورد که بگذریم، به خودکشی آنومیک یا بینظم میرسیم؛ این نوع از خودکشی در پی بیهنجاری اجتماعی پیش میآید. برای مثال ورشکستگان اقتصادی و یا سیاسی به این دلیل ممکن است دست به خودکشی بزنند.
نرسیدن به ایده الها وخودکشی: در خودکشی آنومیک افراد، در وضعیت پیشین قرار ندارند و شرایط بهوجودآمده منجر به آن میشود که دست به خودکشی بزنند. در این نوع از خودکشی افراد ایدهآلهایی دارند که جلوی آن به نحوی گرفته شدهاست. برای مثال افرادی که خودکشی عاشقانه میکنند، دنیایی ایدهآل برای خود ساخته بودهاند که به آن نرسیدند و یا کسانی که تصوری نسبت به زندگی زناشویی داشتهاند و پس از رسیدن به آن متوجه میشوند که آنچیزی نبوده که فکر میکردند.
یکی از عوامل دیگر در خودکشی این است که افراد یک جامعه به امکانات زندگی روزمره دست پیدا نکنند. در جامعهای که تعداد جوانان آن زیاد است، بهتبع نیاز به شغل، امکانات و... در آن شکل میگیرد که اگر این نیاز رفع نشود، سرخوردگیها و افسردگیها میتوانند منجر به خودکشی در برخی از افراد شوند. به این دلیل که تقسیم درستی میان منابع مختلف صورت نگرفته است.
عدالت اجتماعی کجاست؟
در پاسخ به این پرسش باید گفت؛ ضعیفبودن عدالت اجتماعی در جامعه بهطور کلی ناکامیهای اجتماعی و اقتصادی در جامعه منجر به خودکشی میشوند که دلیلِ آن عدم برقراری عدالت اجتماعی است. عدالت اجتماعی یعنی هرفردی سرمایههای فیزیکی، اقتصادی و... را بنابرتلاش بهدست بیاورد. عدالت اجتماعی یعنی رانتخواری وجود نداشته باشد. هر عاملی که به این عدالت خدشه وارد کند، درنهایت سرخوردگی و خودکشی را منجر میشود. خودکشی راه حل نیست:در کوچههای همین شهر شلوغ هر روز آدمهای زیادی خودکشی را به عنوان راه آخر برمیگزینند؛ راهی که راهحل نیست، تنها صورت مسأله را برای خودشان پاک میکنند و برای سایرین غم و فقدان و افسردگی بر جای میگذارند و برای جامعه، از دست رفتن نیروی جوان و فعالش را.
نکته: کسی که تصور میکند برایش راه حلی وجود ندارد درمانده و مستاصل هست به حمایت زیادی نیاز دارد که بداند عدم حل کردن مشکلات راهحلش خودکشی نیست راههای دیگری وجود دارد که میتواند وی را به هدفش نزدیکتر کند ولی عمق فاجعه درونی ودردهای درونی وی مانع دید وسیع میشود. صورت مساله را پاک نکنیم، انرا حل کنیم، همیشه امیدی هست.
دکتر پروانه صفاییمقدم - روانشناس بالینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: