jamejamnashriyat
نشریات روزنامه جام جم کد خبر: ۹۰۴۷۵۸ ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۵  |  ۰۰:۰۱

حاشیه‌نگاری روز آخر ورزشگاه آزادی

وقتی غرور پرسپولیس شکست

ساعت 16 روز جمعه 24 اردیبهشت، ورزشگاه آزادی جا برای سوزن انداختن ندارد. قرمزها همه آمده‌اند برای شرکت در جشن قهرمانی. بیرون ورزشگاه، بازار سیاه بلیت بیداد می‌کند.

آزادی روزهای خلوت گذشته را کاملا فراموش کرده و روزی خاص را پشت سر میگذارد. بیشتر بزرگان پرسپولیس آمدهاند تا کنار هواداران باشند. بازی که شروع می‌شود مشخص است این پرسپولیس بوی بازی با نفت را می‌دهد. زمزمه‌ای میان سکوها، روان تماشاگران را آزار می‌دهد: «چرا تیم، جان ندارد». نیمه اول خطری دروازه راه‌آهن را تهدید نمی‌کند. این برای تماشاگرانی که آمده بودند جشنواره‌ای از گل ببینند، نگرانکننده است.

تنها نکته امیدوارکننده برای تماشاگران پرسپولیس، گل دقیقه 28 محمد قاضی به استقلال تهران بود که بلافاصله موجی از شادی روی سکوها آورد. با این نتیجه، اگر تراکتورسازی چهار گل می‌زد، استقلال تهران به رده چهارم جدول می‌رفت. اینها همه نکات خوبی بود، اما دردی از پرسپولیس دوا نمی‌کرد. آنها از پرسپولیس برد پرگل می‌خواستند. گل دقیقه 33 امید ابراهیمی از روی نقطه پنالتی، فضای سکوها را دوباره به حالت عادی برگرداند. همه به آزادی و بازی پرسپولیس برگشتند، اما تیم به صورتی بازی نمی‌کرد که تماشاگرانش امیدوار شود.

نیمه دوم که شروع می‌شود، اضطراب هواداران، زنگ تازه‌ای می‌گیرد. تماشاگران به سکوها زنجیر شده‌اند. می‌شود حال هواداران داخل خانه را حدس زد. آرام آرام، آنالیزها شروع می‌شود. «اگر اول فصل امتیازها را حراج نمی‌کردیم». . .. «این فصل چوب خشک هم توی دروازه بود اینقدر امتیاز از دست نمی‌دادیم».... «برانکو برای فصل بعد باید دفاع و دروازه‌بان بخرد»... «داوری‌ها کم عذاب‌مان نداد. چند امتیاز از ما گرفت؟» با همه این حرف‌ها، ته‌دل هواداران می‌خواست پرسپولیس خودش باشد. مثل بازی با گسترش، مثل دربی و مثل خیلی از بازی‌های دیگر که طراوت تیم برانکو، هواداران را سیراب می‌کرد.

اما این تیم، آن تیمی نبود که تماشاگران انتظارش را داشتند. گل اول رحیم زهیوی در دقیقه 56 بازی اهواز، آب سردی بود بر تمام ورزشگاه آزادی. این خبر، خیلی سریع به چمن و بازیکنان رسید. استرسی که از ابتدای بازی گریبان بازیکنان جوان و کم تجربه پرسپولیس را گرفته بود، چند برابر شد.

سه دقیقه بعد قصه برای پرسپولیس تمام شد؛ گل دوم زهیوی. پرسپولیس با این شرایط باید چهار گل می‌زد، اما این پرسپولیس تیغ یک گل هم نداشت. باید اتفاقی می‌افتاد که افتاد؛ خطا روی علیپور و اشتباه کرمانشاهی برای اعلام پنالتی. گلی که رامین رضاییان در دقیقه 82 برای پرسپولیس زد، ورزشگاه را منفجر کرد. سه دقیقه بعد نوراللهی پاس زیبای مسلمان را به گل تبدیل کرد. گل دوم پرسپولیس یک گالن آدرنالین به خون تماشاگران ریخت تا سلول‌های آنها پر از هیجان و البته امید شود.

یعنی می‌شود دوگل دیگر زد؟ این سوال و امیدواری تنها چهار دقیقه دوام آورد؛ زمانی که گل مهرداد محمدی، بازیکن راه‌آهن، صدها تانکر آب یخ را روی سکوها خالی کرد. برخی از تماشاگران ترجیح دادند در آن لحظه‌های یاس، تیمشان را تنها بگذارند. برخی هم ماندند و بیحرکت بقیه بازی را دیدند. بعضی‌ها هم ماندند و برای تیمشان دست زدند، حتی بعد از قطعی شدن تلخ‌ترین نایب‌قهرمانی‌شان. آنها از انتهای جدول آمده بودند تا مانند یوونتوس، شیرین‌ترین قهرمانی را جشن بگیرند، اما سناریوی روز آخر آن‌طور که آنها می‌خواستند، شیرین نوشته نشده بود. داور، سوت پایان بازی را زد.

پرسپولیس 2 بر یک پیروز شده بود، اما صورت یخ‌زده تماشاگران فریاد می‌زد که آنها به خواسته‌شان نرسیده‌اند. بازی‌ها تمام شد. جشنواره گل تراکتور گرهی از کار این تیم باز نکرد تا چاره‌ای بماند. در مشهد شادی سیاه‌جامگان، وداع غم‌انگیز ملوان را از لیگ برتر تلختر کرد، استقلال تهران سوم شد تا سهمیه‌اش قطعی شود. سپاهان چوب بازیکن‌سالاری‌اش را خورد و یازدهم شد و هزار اتفاق دیگر، اما تماشاگرانی که در آزادی نشسته بودند به هیچ یک از آنها کار نداشتند. آنها به روزی فکر می‌کردند که چقدر می‌توانست برایشان شیرین باشد و تا چه اندازه تلخ شد. این شاید تلخ‌ترین نایب‌قهرمانی تاریخ بود.

رضا پورعالی

ورزش

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
عملیات عجیب

عملیات عجیب

خاطره ای که من نقل می کنم از یکی از دوستان ما به نام امیر سرتیپ ایرج عصاره است.

وداع با ماه عزیز

وداع با ماه عزیز

ماه مبارک رمضان که تمام می شود به خاطر ویژگی‌هایش با آن «خداحافظی» می‌کنیم. هرکسی که در این ماه مبارک با شرایطی روزه گرفته که در رساله‌های عملیه آمده، ان‌شاءا... از همگان قبول است، زیرا خداوند اساس شریعت را بر سهل بودن نهاده است.

مردمانی 80 سال در قرنطینه

مردمانی 80 سال در قرنطینه

می‌دانی حلما... من قول می‌دهم... من قول می‌دهم یک روز بعد از نماز ظهر، روی تخته سنگ‌های روبه‌روی مسجد الاقصی می‌گویم بنشین و می‌دوم از ابوطاریج برایت فالوده می‌خرم با شربت سیب‌های ترش وحشی و آبلیمو ...

پیک امید پویانمایی

پیک امید پویانمایی

فیلم های پویانمایی ایرانی از جمله آثار پرمخاطب سامانه های اینترنتی نمایش فیلم هستند و تماشاگران با نظرات مثبت، میزان رضایتمندی خود را از این کارها اعلام می کنند.

آتش غفلت در جنگل

آتش غفلت در جنگل

حجم بالای بارندگی‌های چند هفته گذشته باعث افزایش رویش علف‌های هرز در جنگل‌های مختلف ایران شده‌است.

گفتگو

بیشتر
پیشنهاد سردبیر بیشتر

پیشخوان

بیشتر