او که سابقه نوشتن داستان ونمایشنامه نیز دارد در گفتوگو با مهر با توضیح اینکه تلاش میکند امسال در یک فیلم بازی کند در باره اینکه چگونه به سمت هنر گرایش پیدا کرده، گفته است: هیچوقت در زمینه دانشگاهی فعالیتی نداشتهام، رشته برق چیزی بود که به اجبار برایم رخ داد یعنی در آن زمان ما میرفتیم کنکور میدادیم هر رتبهای که میآوردیم رشتههای خوب را به ما معرفی میکردند و ما هر رشتهای را که قبول میشدیم میرفتیم. مهندسی برق هم در آن زمان بهترین رشته ممکن محسوب میشد و من برای همین رفتم مهندسی برق خواندم، ولی واقعیت این است که من بیشتر برای احترام به پدر و مادرم مهندسی خواندم، نه برای علاقه خودم. بعد هم که درسم در رشته برق تمام شد مدرکم را تحویل پدرم دادم و به پدرم گفتم بابا من مهندس شدم خیالتان راحت، حالا بگذارید بروم دنبال علاقه و استعداد خودم.
این هنرمند عرصه تلویزیون درادامه گفته است: برای شخص من نوشتن بهترین شغل دنیاست، به این کار به شدت علاقهمندم، ولی اینکه چرا برنامه روتین اجرا نمیکنم برای این است که خیلی زیاد دلم نمیخواهد دیده شوم، با وجودی که این طور برنامهها پولهای خیلی خوبی دارد و بارها به من پیشنهاد اجرای روتین دادهاند، ولی من از زیاد دیدهشدن میترسم و نمیخواهم بیخود و بیجهت خودم را خرج و مردم را از خودم خسته کنم.
نبویان درپاسخ به این سوال که در حین خواندن داستانهایش در برنامه رادیو هفت نوعی هماهنگی بین نوشته و نگاهش به دوربین هم وجود داشته گفته است: واقعیت این است که وقتی دست و پای شما را میبندند و پشت میز مینشانند که فقط یک دوربین جلوی شماست، شما جز حرکات دست و سر و گردن و نگاه کردن به دوربین چیزی برای جذابیت بخشیدن به روایت آن قصهها ندارید، در واقع به این کار در تئاتر و سینما فاصلهگذاری میگویند.
برای همین فکر میکنم لازم است این ارتباط را برقرار کنم و در واقع اگر راستش را بخواهید من برنامه ریزی شده و با فکر قبلی این کار را نکردم. در قسمت اول خیلی حسی و ناخودآگاه، ناگهان رو کردم به دوربین و تا وقتی دیدم این کار، کار درستی است، گفتم بسیار خوب کاراکتر این آدم درآمد و ما میتوانیم با این کاراکتر به این شکل رفتار کنیم.برنامه رادیو هفت اولین برنامه تلویزیونی من بود.
او درباره حضورش در برنامه خندوانه واجرای لباهنگ هم گفته است: این برنامه یک نوع بازی بود برای اینکه مردم لذت ببرند و وقتی آن بازی تمام شد به طور قطع لباهنگ هم برای من تمام شد، من هم برگشتم سر کار قبلی خودم. شغل خاصی نیست که بخواهم روی آن حساب کنم، یک بازی بود که خیلی از این بازی لذت بردم و خوشحالم که رأی مردم را داشتم و امیدوارم دفعات بعد به شکلهای دیگری باز هم بتوانم مردم را سرگرم کنم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم