در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ساسان 32 ساله که کشتیگیر نیمهحرفهای بود، عصر 23 خرداد 93 هنگامی که مشروب خورده و مست بود با پسرخالهاش درگیر شد و او را با ضربههای سنگین مشت در اطراف تهران کشت. این مرد که خودش هم در درگیری مستانه چاقو خورده بود به بیمارستان رفت و پس از درمان تسلیم پلیس شد.
وی به بازسازی صحنه جنایت پرداخت و پروندهاش برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
ساسان در دادگاه کیفری استان تهران به ریاست نورالله عزیزمحمدی و با حضور دو مستشار پای میز محاکمه ایستاد.
در جلسه دادگاه، مادر قربانی در حالی که گریه میکرد، گفت: «من، خواهرزادهام را مانند پسرم دوست داشتم، اما هرگز فکر نمیکردم پسرم را بکشد. پسر و خواهرزادهام هر دو از نوجوانی در کلاسهای کشتی شرکت میکردند و ورزشکار بودند. بعد از مرگ پسرم عروس و نوهام زندگی سختی دارند. نوهام مدام بهانه میگیرد و پدرش را میخواهد و من جز اشک ریختن پاسخی برایش ندارم. به هیچ قیمتی حاضر به گذشت از خون پسرم نیستم و برای خواهرزادهام قصاص میخواهم.»
سپس ساسان در تشریح جزئیات ماجرا مدعی شد: «من و اشکان مانند دو برادر بودیم. رابطهمان خوب بود و من از بچگی در خانه خالهام بزرگ شده بودم. ما هیچ مشکلی با هم نداشتیم، چون در حال ساخت یک ساختمان بودم به همراه پسرخالهام به ساختمان نیمهکاره رفته بودیم و مشروب میخوردیم. حال طبیعی نداشتیم که شروع به شوخی کردیم. اما شوخی ما به یکباره جدی شد و اشکان به سمت من حمله کرد. او با مشت و لگد به صورتم کوبید که بینیام شکست و خون جاری شد. او با چاقو یک ضربه هم به صورتم زد. من که کنترل اعصابم را از دست داده بودم او را روی زمین هل دادم و تا میتوانستم با مشت به صورتش کوبیدم. وقتی اشکان بیهوش شد ترسیدم و فرار کردم، چون در درگیری زخمی شده بودم به بیمارستان رفتم و پس از پانسمان زخمهایم، خودم را به پلیس معرفی کردم.»
قضات دادگاه با توجه به درخواست اولیایدم، متهم را به قصاص محکوم کردند که حکم مرگ در دیوان عالی کشور تائید شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: