کار مساوی، دستمزد کمتر

فرم را می دهد پر کنم. مشخصات شخصی و سابقه کار. قرارداد را خودش پر می کند. جای رقم قرارداد را خالی می گذارد. می گوید: چقدر بنویسم؛ اینجا سخت ترین بخش کار است . می گوید: خودتان تعیین کنید.
کد خبر: ۹۰۰۹۰

پیشنهادم را می گویم. چانه می زند. می گویم: اگر به نظرتان زیاد است ، با کسی صحبت کنید که با رقم شما موافق باشد. چانه می زند. درباره همکاران سابق می گوید.
از مشکلات مالی موسسه و شیوه پرداخت مالی. می گوید: ما به همکار قبلی مان همین رقم پیشنهادی شما را می دادیم ، اما او مرد بود. پرسیدم : فرقش چیست ؛ گفت : مردها زندگی را می چرخانند.
گفتم : من هم زندگی ام را می چرخانم. جای خالی فرم قرارداد را پر می کند. قرارداد را می گذارد جلویم. از پیشنهادم کمتر است. قرارداد را امضا می کنم. مدیر زیر امضای مرا مهر می زند.در سراسر دوران تاریخ ، زنان شاغل بوده اند.
بخشی از فعالیت اجتماعی و شغلی آنها در خارج از خانه و در مزارع و مراتع انجام می شده است و بخش دیگری از آن در خانه که در این بخش هم سهم زیادی از فعالیت آنها اقتصادی و در جهت رشد اقتصادی خانواده بوده است.
قالیبافی ، گلیم بافی و انواع دیگری از صنایع دستی که از دیرباز شغل زنان شناخته می شده است ، بیش از جنبه هنری و تفننی ، فعالیتی اقتصادی است که در کنار کشاورزی و دامداری ، از فعالیت های شغلی زنان در گذشته و حال به شمار می رود.
با تغییرات اجتماعی و فرهنگی که برآمده از تحولات صنعتی و ورود مدرنیته به جوامع مختلف بوده اند، سهم زنان در اشتغال بیشتر شده است ؛ اما با و جود این ، زنان همواره نیروی کار ارزان به حساب آمده اند.
به عقیده بسیاری صاحب نظران یکی از سیاست های نظام سرمایه داری در وارد کردن زنان به عرصه های شغلی وسیع تر، همین بهره مندی از نیروی کار ارزان است. زنان نیز در کنار کودکان ، برای کارفرمایان به صرفه تر بودند.
ساعت کارشان مساوی با مردان بود، اما کمتر حقوق می گرفتند. شاید تا دوره ای این شیوه حضور در اجتماع برای زنان مغتنم و کافی به نظر می رسید و با این تعبیر که زنان فرصتهای تازه ای برای حضور در اجتماع پیدا کرده اند و در لوای توجه به نیمی از پیکره اجتماع ، تا سالها از نیروی کار آنها بهره برداری می شد.
اما با ظهور جنبشهای فمینیستی ، فعالان حقوق زنان و طرفداران برابری حقوق زن و مرد، به این عرصه نیز توجه شد و تلاش برای جلوگیری از پایمال شدن حقوق اقتصادی آنها، اهمیت یافت.

فرصت ها و قابلیت ها
تفکر سنتی و مردسالار حاکم بر جوامع توسعه نیافته ، قابلیت و توانایی زنان را کمتر از مردان می داند و بر این اساس ، از پایین ترین سطوح اجتماع و در ابتدایی ترین نیازها، زنان عقب نگه داشته می شوند.
در شرایطی که امکان آموزش ، تحصیل و بهره مندی از بسیاری از امکانات برای زنان وجود ندارد، کارفرمایان زنان را نیروهای غیرمتخصص تلقی می کنند و بر این اساس ، سهم آنان را از درآمد، نازل تر از مردان می دانند.
مدیرعامل یک شرکت ساختمانی می گوید: تعداد زنان و دختران تحصیلکرده در رشته موردنظر ما بسیار زیاد است ؛ اما آنها به دلایل مختلف تخصص و تجربه لازم را برای کار ندارند و همین آنها را در مقایسه با یک همکار مرد، در موقعیت پایین تری قرار می دهد.
این در حالی است که کسب تجربه و تخصص ، علاوه بر آموزش های رسمی و دانشگاهی ، نیاز به حضور عملی در عرصه های شغلی دارد و تا زمانی که این فرصت برای زنان فراهم نباشد، چگونه می توان از آنها انتظار مهارت داشت؛
زنان برای رسیدن به موفقیت های شغلی ، نیاز به فرصت سازی دارند، تا ضمن بهره مند شدن از این فرصتهای فراهم شده ، به توانمندی دست یابند. در واقع بین فرصت سازی و توانمندی ، رابطه ای دوجانبه وجود دارد.
رجبعلی خسروآبادی ، کارشناس مسائل فرهنگی دراین باره توضیح می دهد: فرصت سازان ، اعم از مدیران ، مسوولان و حتی قانونگذاران و برنامه ریزان باید درخصوص زنان نگاه ویژه ای داشته باشند و از طرف دیگر، زنان نیز باید برای توانمندتر شدن تلاش کنند.
متاسفانه کشور از ظرفیت کاری زنان بدرستی استفاده نکرده و تناسب را در این زمینه رعایت نمی کند. این در حالی است که اکثر زنان در انجام امور، توانایی و تبحر و دقت بیشتری دارند.
اما نابرابری جنسیتی ، عاملی است که حتی در شرایط بهره مندی زنان از توانمندی ها و تخصص های لازم ، آنها را در موقعیتی نامساوی با مردان قرار می دهد. منیرآمدی ، مدیرعامل موسسه مطالعات و تحقیقات زنان در این باره می گوید: دلیل اصلی تفاوت حقوق و دستمزد بین زنان و مردان، نابرابری جنسیتی است.
وجود عقایدی همچون نان آور دانستن مردان در خانواده باعث ارتقای حقوق مردان می شود. این در حالی است که زنان دارای برخی کارهای پنهانی هستند که هرگز برای آنها حساب نشده و یا خود آن را به حساب نمی آورند؛ در حالی که به آن کار هم باید دستمزدی تعلق گیرد.
این که به طور مرسوم مردان حامل بار اقتصادی خانواده به شمار می روند، واقعیتی است که در شرایط امروز جامعه دیگر چندان پذیرفتنی نیست.
در حالی که وضعیت اقتصادی جامعه ایجاب می کند مردان و زنان هر دو برای گذران زندگی کار کنند، محروم کردن زنان از حقوق برابر با مردان به این بهانه ، ظالمانه است. علاوه بر این ، زنان متخصص و متبحر نیز از نادیده گرفته شدن تجربه و تخصصشان گله مندند.
زنان استاد دانشگاه و مدیران و کارمندان ارشد، در شرایطی نامساوی با مردان همتای خود به کار گرفته می شوند.
استاد دانشگاهی که بیش از 20سال سابقه تدریس در مقاطع مختلف را دارد، می گوید: در مقایسه با همکارانی که بمراتب سابقه کاری کمتری دارند، حق التدریس من پایین تر است. مبنای قراردادهای کاری ما از اساس متفاوت نوشته می شود. ضمن این که پیشرفت شغلی مردان نیز از زنان بیشتر صورت می گیرد.
از زنان توقع دارند با درآمد کمتر همان کاری را انجام دهند که مردان انجام می دهند.

قانون مسکوت
قانون کار، درباره زن و مرد تفاوت مشخصی قائل نشده است. در این قانون موضوع به طور مشخص کارگر است که اگر زن باشد در شرایط ویژه ای چون بارداری و شیردهی باید از تسهیلات ویژه ای از طرف کارفرما بهره مند شود که البته در تحقق این تسهیلات هم ابهام وجود دارد و بسیاری از کارفرمایان همین شرایط ویژه را به عنوان نقطه ضعف زنان کارگر یا کارمند خود تلقی می کنند.
بنابراین به نظر می رسد شکل نابرابری دستمزد زنان با مردان ، بیش از هر چیز مشکلی فرهنگی است و باید از این سمت پیگیری شود.
در حالی که چنین تفکری در رویکرد اجتماع به سهم زنان از درآمد وجود دارد، قانون اساسی همه افراد اعم از زن و مرد را یکسان در حمایت قانون می داند و براین اساس «هر کس حق دارد شغلی را که به آن مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی نیست ، برگزیند».
ماده 38قانون کار بروشنی می گوید: برای انجام کار مساوی که در شرایط مساوی انجام می شود، باید به زن و مرد مزد مساوی پرداخت شود. تبعیض در تعیین میزان مزد براساس سن ، جنس ، نژاد و قومیت و... ممنوع است.
این که تفاوت های موجود در دستمزد مردان و زنان تا چه حد از لحاظ حقوقی قابل پیگیری باشد،مورد تردید است. آمار نشان می دهد در عمل ، سهم زنان از درآمد بسیارکمتر از مردان است و این تفاوت در مقایسه با رویکرد مشابهی که در دیگر نقاط دنیا نیز وجود دارد، فاحش و قابل تامل است.
سهم درآمدی زنان و مردان در ایران در سالهای 76تا 82رشد قابل توجهی نداشته است و به طور متوسط 88درصد از سهم درآمدی کشور، متعلق به مردان بوده است.
نابرابری در دستمزد، به معنای نادیده گرفتن توانایی ها و استعدادهای زنانی است که با پشت سر گذاشتن سدها و موانع بی شمار اجتماعی و فرهنگی ، تخصص و مهارت کسب کرده اند و در نهایت با وجود تمام محدودیت ها به جایگاه شغلی دست یافته اند.
نتیجه این امر، عقیم ماندن توانایی ها و مهارت های بالقوه زنان است که نهایتا به واکنش های منفی زنان در عرصه اجتماع و خانواده منجر می شود. در کنار آن ، همچنان زنان بسیاری هستند که در شهرها و روستاهای دور و نزدیک ، ساعتها به کارهای سنگین و دشوار خانه و مزرعه مشغولند و برای آنان ، هرگز دستمزدی محاسبه نمی شود.

نعیمه دوستدار
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها