در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کیانیان در ادامه نوشت: «خیلی سال پیش، پدرم برای بازی در فیلم دختر لر تست داد. مرحوم سپنتا هم او را پذیرفت. خوشحال به خانه برمیگردد و به همه خبر میدهد... اما مادربزرگم عصبانی و گریان میگوید اگر بروی و در فیلم بازی کنی، شیرم را حلالت نمیکنم! عاقت میکنم! و پدرم برای همیشه آن رویایش را از دست داد!
چند سال پیش که بهروز افخمی داشت جهان پهلوان تختی را میساخت، دنبال پیرمردهایی میگشت که تختی را میشناختند. به او گفتم، پدر من هم تختی را میشناخته. افخمی با خوشحالی گفت، میتونی راضیاش کنی بیاد جلوی دوربین و حرف بزنه و خاطراتشو بگه؟!
به پدرم در مشهد زنگ زدم. مدتی مریض احوال بود. سرطان داشت. گفتم: حاجی قراره تو فیلم بازی کنی! فکر کرد شوخی میکنم. اونقدر قسم و آیه خوردم تا باور کرد. بالاخره بعد از کلی مقاومت پذیرفت. حالا من و خواهر و برادرام با او شوخی میکردیم که بالاخره آرتیست شدی! قبل از همه به خودمون امضا بده و... و او که پذیرفته بود، داشت آماده میشد و خاطراتش را با تختی مرور میکرد.
بهروز افخمی اما با ریتمی آهستهتر از معمول کار میکرد. این ماجرا چند ماه طول کشید و بالاخره به من گفت: به پدرت بگو کمکم آماده بشه! این جمله را زمانی گفت که چند روز بود پدرم از دنیا رفته بود ...»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: