در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، ظهر 24 اسفند سال گذشته مردی با پلیس تماس گرفت و از دستگیری یکی از دزدان گوشی تلفن همراهش در چهارراه سیدجمالالدین اسد آبادی تهران خبر داد. ماموران با حضور در محل و تحقیقات مقدماتی شاکی و جوان بازداشت شده را برای ادامه تحقیقات به کلانتری 125 یوسف آباد منتقل کردند. شاکی در اظهاراتش به پلیس گفت: من همراه همسرم و برادرش بودیم. پشت چراغ قرمز، مردی جوان در حالی که تعدادی روزنامه به دست داشت به خودرویم نزدیک شد. او چند روزنامه را به داخل خودرویم انداخت تا یکی از آنها را بخرم. با توجه به اینکه پنجره خودرو پایین بود، از او خواستم روزنامهها یش را بردارد که توجهی نکرد و خودم بناچار روزنامهها را جمع کرده و به او دادم. در همین موقع چراغ سبز شده و به راه افتادم.
وی اضافه کرد: دقایقی از حرکتم نگذشته بود که متوجه شدم گوشی گران قیمت من به سرقت رفته است. به همان مرد روزنامه فروش شک کردم و با پیاده شدن از خودرو سراغش رفتم. او با دیدن من گوشی ام را به موتورسواری داد و هر کدام به سمتی فرار کردند. موتورسوار را پیدا نکردیم و فقط توانستیم راه را بر دزد پیاده بسته و به فرار او پایان دهیم.
در این مرحله ماموران به تحقیق از جوان سارق به نام فرشاد پرداختند که وی مدعی شد سرقتی را انجام نداده است.
در ادامه تحقیقات، چند نفر دیگر نیز با حضور در پلیس آگاهی شکایتهای مشابهی درباره سرقت تلفن همراهشان مطرح کردند. متهم سرانجام دو روز پیش سکوت خود را شکست و به صد فقره کیفقاپی و گوشیقاپی با همدستی دوستش علی اعتراف کرد و گفت: من و همدستم پس از آزادی از زندان با کیفقاپی در سطح شهر تهران و مکانهای دیگر سرقتهای خود را آغاز کردیم. بعد تصمیم گرفتیم برای این که لو نرویم شیوه دزدیمان را عوض کنیم. اینبار من به بهانه فروش روزنامه به خودروهایی که پشت چراغ قرمز توقف میکردند نزدیک شده و در یک فرصت مناسب گوشیهایشان را سرقت میکردیم.
متهم با دستور قاضی عموزاد، بازپرس شعبه چهارم دادسرای ویژه سرقت روانه زندان شد. تحقیقات تکمیلی برای دستگیری دومین همدست وی نیز ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: