jamejamnashriyat
نشریات قاب کوچک کد خبر: ۸۹۳۳۷۶ ۲۱ فروردين ۱۳۹۵  |  ۰۸:۰۰

نگاهی به سریال «قرعه» به کارگردانی برزو نیک‌نژاد

یک کمدی مفرح

«قرعه» ساخته برزو نیک‌نژاد به عنوان یکی از مجموعه‌های نوروزی سیما، یک کمدی مفرح با محوریت چند خانواده است که یک موضوع واحد آنها را به هم پیوند داده است.

موضوعی ساده و سرراست که نمونه‌های فراوانی در تاریخ سریال‌سازی ایران داشته و عموما ضریب موفقیت بالایی هم داشته‌اند، زیرا عموم مخاطبان با آن آشنایی داشته و نویسندگان فیلمنامه همواره حساب ویژه‌ای روی پس زمینه ذهنی آنها باز می‌کنند. محمد تنابنده و احمد رفیع‌زاده هم در نگارش فیلمنامه قرعه از این روش بهره گرفته و داستان خانواده مردی نه‌چندان جوان به نام نصرت را روایت کرده‌اند که مسئولیت صندوق قرض‌الحسنه هم‌محله‌ای‌ها را به عهده داشته و حال از آن حساب مشترک برنده یک جایزه 200 میلیون تومانی شده است.

این قصه نه‌چندان پرپیچ و خم برای تبدیل شدن به یک مجموعه 14 قسمتی راه سختی را پیش رو داشته که تنابنده و رفیع‌زاده تا حدودی از عهده انجام آن برآمده‌اند. آنها از صندوق قرض‌الحسنه محلی به عنوان هسته مرکزی داستان بهره گرفته که آدم‌های مختلفی را به هم مرتبط ساخته و به بسیاری از ماجراهای فرعی از این طریق پرداخته‌اند. در این بین آنچه اهمیت فوق‌العاده‌ای داشته، پرهیز از زیاده‌گویی در دو قسمت اول است که نویسندگان آن را رعایت کرده و تقریبا خیلی سریع مخاطب در جریان ماجرا قرار داده می‌شود. نصرت به عنوان معتمد محل که مسئولیت مالی صندوق به عهده‌اش گذاشته شده، شخصیت متقاعدکننده‌ای دارد که از یک سو با ماجراهایی عجیب و غریب در زندگی شخصی‌اش مواجه شده و از سوی دیگر هم در بحبوحه شب عید در تکاپوی برگزاری بی‌حرف و حدیث قرعه‌کشی صندوق است. مهم‌ترین چالش در رابطه با نصرت، همین درستکاری اوست که باید به شکلی باورپذیر و دور از اغراق به تصویر کشیده شود که این اتفاق تا اندازه زیادی رخ داده و نصرت با همه ضعف‌ها و قوت‌هایش به باور مخاطبان خود می‌نشیند.

در حقیقت آنچه او را از برخی شخصیت‌های تلویزیونی متمایز ساخته، تلاش جانانه او برای خوب بودن و پرهیز از دروغ و پنهان‌کاری است. در این بین تلاش او برای افتادن قرعه وام به زن نسبتا فقیر محل هم بیش از هر چیز نشان از جوانمردی او دارد که بقیه اعضای صندوق هم در این تصمیم از او حمایت می‌کنند. در این بین خرده‌داستان‌های دیگری هم خلق شده که برای پیشبرد داستان در طول و عرض لازم بوده که هر یک کیفیت‌های متفاوتی داشته است.

از داستانک‌هایی خنثی و کلیشه شده تا خرده‌قصه‌هایی جذاب که گاه نقطه عطف‌های خوبی را شکل داده است. برای نمونه می‌توان به قصه عوض (پدر نصرت) اشاره کرد که پس از سال‌ها سمنوپزی این بار به یک مشکل بزرگ خورده و به واسطه شکایت برخی مشتری‌ها از کیفیت بد سمنو راهی کلانتری و بازداشت موقت شده است. همین اتفاق پای فرد غایب محل را به میان کشیده تا از طریق سند ویلای شمال او، عوض از بازداشتگاه خلاص شود. واسطه این کار هم مرد میانسال معتادی است که دل خوشی از عوض نداشته و در عین حال درگیر جورکردن جهیزیه برای دخترش در آستانه ازدواجش هم است.

نویسندگان زنجیره ارتباطی میان این آدم‌ها را به درستی شکل داده و داستان را به گونه‌ای پیش می‌برند که مخاطب را گیج و سردرگم نمی‌کند. از طرف دیگر نصرت هم در روزهای شلوغ نزدیک نوروز با فشار اهل محل برای قرعه‌کشی صندوق مواجه است که همین امر نیز تعلیق نسبتا مناسبی به داستان بخشیده است. موضوعی که در عین حال با توجه به هزینه‌های فراوان خانواده‌های ایرانی در شب عید، میزان باورپذیری‌اش را به اوج رسانده است. دیگر شخصیت‌های قرعه که مکمل شخصیت‌های اصلی به حساب می‌آیند، اغلب تیپ و تیپ ـ شخصیت‌هایی هستند که مخاطب با آنها آشنایی داشته و چندان هم پیچیده به نظر نمی‌رسند. خانواده‌ای نسبتا فقیر که مرد خانواده به بلای اعتیاد دچار بوده و زن برای آبروداری برای تهیه جهیزیه دخترش به آب و آتش می‌زند. مرد جوان راننده تاکسی که بیش از همه برای برگزاری قرعه‌کشی تلاش می‌کند. دیگری مردی با پنج فرزند که پایش از چند جا شکسته و برای تامین هزینه‌های درمان و زندگی‌اش لنگ مانده است. نقطه عطف اصلی قرعه جایی است که نصرت به واسطه دستگاه پوز صندوق برنده یک جایزه 200 میلیون تومانی شده و حال بقیه اعضای صندوق هم نیم نگاهی به این جایزه دارند.

نیک‌نژاد که سابقه خوبی هم به عنوان فیلمنامه‌نویس در تلویزیون دارد، در قرعه تمام تمرکزش را روی کارگردانی گذاشته و آن را به یکی از نقاط قوت کار بدل کرده است. حمید آذرنگ هم برای ایفای نقش نصرت، انتخاب هوشمندانه‌ای بوده که در بالا بردن سطح کیفی کار نقش بسزایی داشته است. همین طور هدایت هاشمی در نقش عوض که بخوبی از عهده ایفای نقش برآمده و از گریم نسبتا سنگین‌اش هم در این راستا بهره گرفته است. شخصیت‌های زن این مجموعه تلویزیونی عموما در حاشیه بوده و پررنگ نبوده‌اند که همین امر طبعا روی کار بازیگران آن هم تاثیر داشته است. در این بین فقط فروغ قجابگلی بهتر از بقیه بوده و گاه لحظات درخشانی را خلق کرده است.

نیک‌نژاد: فیلمنامه‌نویسی با دغدغه فیلمسازی

فیلمنامه‌نویس‌ها در همه جای جهان همواره کارگردان‌های بالقوه‌ای به حساب می‌آیند که در پاره‌ای موارد به فعل رسیده و روی صندلی کارگردانی می‌نشینند. دلیل اصلی آن هم رضایت نداشتن همیشگی آنها از نتیجه نهایی کار است که تفاوت‌های عمده‌ای با نوشته‌هایشان دارد.

برزو نیک‌نژاد را هم می‌توان جزو این گروه به حساب آورد که البته در کنار فیلمنامه‌نویسی در سمت دستیار کارگردان هم - چه در سینما و چه در تلویزیون - کار کرده است، اما عمده شهرت تلویزیونی‌اش به مجموعه تلویزیونی «دودکش» به کارگردانی محمدحسین لطیفی بازمی‌گردد که کمدی جذاب و دلنشینی از کار درآمده است.

با شخصیت‌هایی بشدت آشنا برای مخاطب که در خلق آنها به بهترین شکل از کلیشه‌ها بهره گرفته شده و دیالوگ‌های پینگ‌پنگی شخصیت‌های اصلی آن فوق‌العاده بوده است. در سال‌های بعد وی در زمینه کارگردانی پرکارتر از نگارش فیلمنامه شد و آثاری همچون: «دردسرهای عظیم» یک و 2 را در کنار فیلم‌های سینمایی «ناخواسته» و «زاپاس» کارگردانی کرد. قسمت نخست دردسرهای عظیم که فیلمنامه آن را علیرضا کاظمی‌پور و سعید جلالی نوشته‌اند، بسیار خوب از کار درآمد و مخاطبان بسیاری را جذب خود کرد. قصه‌ای شیرین با محوریت بدشانسی‌های لطیف جوان که هر بار ماجراهای مختلفی را به وجود می‌آورد. این کارگردان جوان در این مجموعه به خوبی از پس کار برآمده و با استفاده از بازیگران توانایی همچون مهدی هاشمی و جواد عزتی بر برخی ضعف‌های آن سرپوش گذاشته است. هرچند که سری دوم آنچنان که باید از کار درنیامد و تا حدودی خاطره خوش مخاطبان از سری اول را خدشه‌دار کرد، اما جای پای او را در مقام کارگردان محکم‌تر کرد تا آنجا که سرانجام روی صندلی فیلمسازی در سینما نشست.

البته وی در این عرصه چندان خوش‌شانس نبود و فیلم اولش (ناخواسته) همچنان در نوبت اکران به سر می‌برد که با توجه به نوع قصه‌اش احتمالا انتظار طولانی‌تری را هم تجربه خواهد کرد، اما زاپاس با توجه به اکران نسبتا موفقش در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر، امید زیادی به اکرانش در سال جاری می‌رود که می‌تواند موفقیتی نسبی هم در گیشه کسب کند. قرعه، آخرین تجربه کارگردانی وی در تلویزیون است که گرم و صمیمی از کار درآمده و به همین دلیل در ایام نوروز مخاطبان پروپاقرصی برای خود دست و پا کرد. البته نباید از انتخاب هوشمندانه بازیگران توسط نیک‌نژاد هم به‌سادگی گذشت که نقش مهمی در بهتر دیده شدن این مجموعه در ایام پر‌ترافیک شبکه‌های تلویزیونی داشته است.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
چارچوب سیاست خارجی امام(ره)

چارچوب سیاست خارجی امام(ره)

مردم ایران در جریان انقلاب اسلامی بر اساس تحلیل و واقع‌نگری خود متوجه شدند یکی از مهم‌ترین دلایل و ریشه‌های معضلات کشور، سلطه خارجی و وابستگی رژیم شاه به دولت‌های دیگر بود به همین دلیل در اولین و شاید مهم‌ترین خواست خودشان؛ استقلال را انتخاب کردند.به این معنی که با دیگر کشورها بدون کمترین وابستگی ارتباط داشته باشیم و بیشتر بر امکانات خودمان تمرکز و اتکا کنیم.

پیوستگی سبك زندگی فردی و مدیریتی

پیوستگی سبك زندگی فردی و مدیریتی

اصولا سبك زندگی، مجموعه به هم پیوسته‌ای است كه هم شامل زندگی فردی و اجتماعی و همچنین مدیریت می‌شود. نمی‌توان سبك زندگی مدیریتی را از زندگی فردی و خانوادگی جدا كرد.

موج‌سواری رسانه‌ های معاند در فضای غیر شفاف

موج‌سواری رسانه‌ های معاند در فضای غیر شفاف

وزیرکشور در یک برنامه تلویزیونی اعلام کردند که همین روزها تعداد کشته‌شدگان حوادث آبان سال گذشته را اعلام خواهند کرد. این سخنان خوب است اما سوال این است که علت تاخیر بسیار در این زمینه چیست؟

آتش بی‌توجهی دولت‌ها به جنگل

آتش بی‌توجهی دولت‌ها به جنگل

همیشه وقتی یک آتش‌سوزی وسیع در پهنه‌های جنگلی کشورمان رخ می‌دهد، بحث‌هایی تکراری درباره لزوم تامین امکانات، بالگرد و بودجه مطرح می‌شود و نهادهای مختلف نیز تقصیر را بر گردن هم می‌اندازند و چند روز بعد از خاموش شدن آتش نیز همه‌چیز به فراموشی سپرده می‌شود.

مانیفست مجلس جوان

مانیفست مجلس جوان

اولین نطق رئیس مجلس شورای اسلامی در دوره یازدهم را می‌توان به‌نوعی مانیفست و خط‌مشی اصلی این دوره در چهارسال پیش‌رو قلمداد کرد.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر