تعادل در زندگی حلال همه مشکلات است

وابستگی به خانواده یکی از عمده‌ترین مشکلاتی است که زندگی افراد متاهل را دچار مشکل اساسی می‌کند. وابستگی یعنی این‌که شخص بعد از ازدواج برای تصمیم‌گیری در مورد مسائل روزانه یا امور مهم زندگی از خانواده‌اش نظرخواهی می‌کند. این رفتار تا حدی پیش می‌رود که او بدون نظر دیگران هیچ کاری انجام نمی‌دهد یا کاری که می‌کند، با دلواپسی و شک و تردید و عدم رضایتمندی درونی همراه است.
کد خبر: ۸۸۱۶۶۳

عمده‌ترین دلایل وابستگی به شکل‌گیری شخصیت در دوران رشد و کودکی فرد برمی‌گردد. اگر فردی در دوران کودکی شخصیتی وابسته داشته باشد، بعد از ازدواج هم نمی‌تواند در تصمیم‌گیری‌هایش مستقل بوده و وابستگی‌اش را همچنان به خانواده حفظ خواهد کرد. دسته دوم افرادی هستند ‌که اعتماد به نفس خوبی ندارند و در بزرگسالی به خاطر ضعف و عدم خود باوری، همچنان به پدر و مادر یا خانواده خود وابسته هستند.

افرادی که مهارت بالایی در «‌نه نگفتن» ندارند نیز جزو مردان وابسته به شمار می‌روند و وقتی وارد زندگی مشترک می‌شوند، همچنان منتظر حمایت خانواده‌شان هستند. دسته بعدی مردانی هستند که مسئولیت‌پذیری را در گذشته تجربه نکرده‌اند و بعد از ازدواج هم از پذیرفتن مسئولیت‌های مختلف ترس دارند و اجازه می‌دهند تا خانواده‌شان در زندگی مشترک دخالت کنند. هرچند حمایت زیاد از افراد در دوران مجردی هم باعث می‌شود تا این خصلت را به دوران تاهل خود منتقل کنند و همیشه منتظر دریافت حمایت از سوی خانواده خود باشند.

خانواده‌های کنترل‌گر و تاثیرگذار هم یک عامل مهم دیگر هستند. آنها هم به دلیل ویژگی اخلاقی و رفتاری خاصی که دارند، به راحتی می‌توانند قدرت تفکر و استقلال را از فرزند خود گرفته و زندگی مشترکش را عرصه دخالت‌های بجا و نابجا کند. این‌گونه خانواده‌ها خمیره فرزندشان را به شکلی درآورده‌اند که در بزرگسالی به جای حمایت از همسر خود و گرفتن تصمیمات مناسب در زندگی، همچنان به خانواده و پدر و مادر خود وابسته هستند.

برای حل این مشکل مرد باید از دنیای مجردی خداحافظی کرده و به این نتیجه برسد که زندگی مشترکم به حمایت، تفکر و تعقل و تصمیمات من نیاز دارد. ایجاد این حس می‌تواند مرد را وارد دنیای استقلال‌طلبی کند، ولی نباید تنها به این حس اکتفا کند و باید وارد حوزه تصمیم‌گیری شده و می‌تواند از موضوعات کوچک شروع کند.

اگر مرد خانواده کنترل‌گری دارد، ضمن حفظ احترام به ارزش‌ها و رعایت روابط خانوادگی، اجازه دخالت دیگران را در زندگی خود ندهد. با دادن پیام کلامی به افرادی که در زندگی‌اش مداخله می‌کنند، به آنها بفهماند که تصمیم‌گیرنده نهایی من هستم. خطوط قرمز زندگی مثل بچه‌دار شدن، مسافرت، خرید خانه و... را مشخص کند. به مداخله‌کننده‌ها بگوید ضمن احترام به عقاید شخصی شما من و همسرم تصمیم نهایی را در این مورد می‌گیریم.

مرد برای این‌که به حس استقلال‌طلبی دست پیدا کند، بارها و بارها این رفتار را تکرار کند. چون خانواده‌های کنترل‌گر اگر با وقفه‌ای در رفتارهای مرد منفعل مواجه شوند، دوباره او را تحت کنترل خود درخواهند آورد.

در خصوص انتقال نوع پیام به مادر نیز مرد بهتر است بگوید که من حرف‌های شما و همسرم را شنیدم، حالا تصمیم نهایی را می‌گیرم. لحن کلام با مادر باید محترمانه و به دور از فریاد و تحقیر و سرزنش باشد. عروس خانم‌ها بهتر است هرگز به طور مستقیم وارد رابطه میان همسر خود و مادرش نشوند و مسئولیت را متوجه همسر خود کنند.

زمانی عروس می‌تواند وارد عرصه تصمیم‌گیری و نظرخواهی شود که نظر شوهرش مخالف با نظر او باشد. اینجا عروس می‌تواند موضوع را به مادر شوهر خود انتقال دهد. اگر مادر شوهر همچنان نسبت به عروس جبهه‌گیری کرد، بهتر است عروس بگوید که این تصمیم در نهایت توسط همسر من و پسر شما گرفته می‌شود. در کنار اینها مرد هم باید ارتباط و مراودات خودش را با همسرخودش بیشتر کرده و به نیازهای او توجه کند. این‌طور نباشد که تمام توجه مرد به خانواده معطوف باشد و نیازهای خانواده خودش را فراموش کند.

دکتر پرویز رزاقی - روان‌شناس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها