لاله صدیق، قهرمان اتومبیلرانی:

زنان توانایی‌های خود را دست‌کم نگیرند

متولد 1355 است و این روزها تحقیقاتی را شروع کرده و آماده گذراندن دوره دکترا در رشته مهندسی محصول است. او سابقه تدریس در دانشگاه آزاد به مدت چهار سال در رشته مدیریت صنعتی را هم دارد. اینها برخی از فعالیت‌‌های خانمی است که به عنوان اولین زن ایرانی در رشته اتومبیلرانی نام خود را ثبت کرده است. لاله صدیق، سری پرشور و دلی آرام و عاشق پیشرفت دارد. پرانرژی و هدفمند است و نسبت به موضوع فمنیسم هم دیدگاه جالبی دارد. با قهرمان اتومبیلرانی درباره موضوعات مختلف از جمله خانواده، ‌زندگی هدفمند و آدم توانمند به گفت‌وگو نشستیم.
کد خبر: ۸۸۰۳۷۷

قهرمان اتومبیلرانی هستید آن‌ هم در کشور ما که خانم‌ها چندان در این رشته فعالیت ندارند، از راز موفقیت خود بگویید؟ انگیزه‌های شخصی یا حمایت خانواده و اطرافیان، کدام‌یک بیشتر در موفقیت شما تاثیر داشت؟

ابتدا از روی علاقه وارد حرفه اتومبیلرانی شدم و در ادامه هیجان و رقابت مرا بیشتر جذب این رشته کرد. 12 تا 13 سال قبل که وارد این رشته شدم، مانند اکنون نبود که حضور یک خانم در مسابقات اتومبیلرانی تقریبا عادی باشد.

آقایان تحمل نمی‌کردند که یک خانم مقامی کسب کند و روی سکو کنار آنها بایستد. به ‌هر حال چالشی که ایجاد شده بود، سماجت مرا برای پیگیری بیشتر کرد.

زمانی رقابت شکل جدال به خود می‌گرفت و در این شرایط چیزی که مرا به جلو هل می‌داد، حمایت خانواده‌ام بخصوص پدرم بود که همیشه می‌گفت، سعی کن اگر هدفی برای خودت مشخص کردی از همه توانت برای رسیدن به آن استفاده کنی.

کم‌کم احساس کردم حضورم در رقابت‌‌های اتومبیلرانی، مسئولیتی اجتماعی نسبت به خانم‌‌های جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کنم.

به این فکر می‌کردم که آنچه را در زمینه اتومبیلرانی آموخته‌ام به زنانی بیاموزم که به این رشته علاقه‌مندند و استعدادش را هم دارند، اما کم‌تجربه‌اند.

احساس می‌کردم باید کاری کنم که شرایط حضور زنان در این رشته راحت‌تر شود.

چند ساله بودید که احساس رقابت در شما قوت گرفت، چون معمولا این حس بیشتر در نوجوانان مدرسه‌ای دیده می‌شود و در سنین بعد شکل آن تغییر می‌کند؟

20 سالگی را رد کرده بودم که وارد مسابقات اتومبیلرانی شدم. حس رقابت‌ از کودکی در من بود. زمانی که دوچرخه‌سواری می‌کردم، خیلی دوست داشتم با پسرها مسابقه بدهم و برتری خودم را به آنها نشان دهم. نگاه مردها نسبت به زنان و نادیده گرفتن توانایی آنها از نوجوانی مرا به این فکر انداخت که باید توانایی‌هایم را به عنوان یک زن به اثبات برسانم. شاید برای همین بود که ابتدا به سمت ورزش سوارکاری رفتم، اما بعد احساس کردم اتومبیلرانی هیجان بیشتری دارد...

پس از همان کودکی به اصطلاح، بچه سِرتقی بودید؟

(با خنده) بله ! فرزند اول خانواده هستم. بعد از من، خواهرم به دنیا آمد و بعد دو تا برادر. پدرم آذری است. برای مردم آذربایجان پسرداشتن خیلی مهم است، اما پدرم نگرش دیگری داشت و معمولا حق را به دخترها می‌داد و به برادرهایم می‌گفت به حقوق ما احترام بگذارند و به ما هم می‌گفت از حقوق خود در جامعه دفاع و برای به‌دست آوردن و حفظ آن‌ تلاش کنیم.

بنابراین بابا در جهت‌دهی نگرش و افکار شما موثر بودند؟

بله، بخصوص در کودکی و نوجوانی. من از کودکی خیلی بچه پرانرژی و جسوری بودم. وقتی از شهر خارج می‌شدیم از پدرم می‌خواستم اجازه بدهد رانندگی کنم. برای همین زمانی که برای گرفتن گواهینامه رفتم به رانندگی مسلط بودم. وقتی وارد مسابقات اتومبیلرانی شدم و آقایان به من می‌گفتند شما به جای گاز خودرو باید پشت گاز آشپزخانه باشید! دوباره آن حس رقابت و اثبات توانایی زنان به سراغم می‌آمد...

به نظرمی‌رسد اگر پدر از دختر خود حمایت کند و الگوی او باشد، موفقیت زنان تضمین بیشتری دارد؟

صددرصد موافقم. همیشه به آقایانی که فرزند دختر دارند، می‌گویم اگر شما در جامعه کوچک خانواده به دختران خود احترام بگذارید و به آنها یاد بدهید که به‌دنبال حقوق خود به عنوان یک انسان باشند، آنها برای رسیدن به آرزوها و اهدافشان عقب‌نشینی نمی‌کنند.

واقعیت این است که جوانان امروز زیاد هدف‌گذاری مشخصی ندارند و بخصوص خانم‌ها که معمولا کمتر توانمندی خود را باور دارند. برای عبور از این عوامل بازدارنده چه باید کرد؟

اولا به نظرم ما در حوزه آموزش مهارت‌های مختلف، ضعیف کارمی‌کنیم. بخصوص در بخش تعریف و ارائه الگو، روش مشخص و موثری نداریم. خیلی از آدم‌ها نمی‌دانند که برای طی کردن هر مسیری ابتدا باید مهارت حرکت را یاد گرفت. اگر چنین نشود، ترس از انجام کار در وجود آدم‌ نهادینه می‌شود. هر کسی دوست دارد در هر کاری که آن را شروع می‌کند، موفق شود.

به نظرم خانواده‌‌ها و کسانی که در نهاد‌های آموزشی فعال هستند، باید نحوه درست فکر کردن و برنامه‌ریزی را به بچه‌ها آموزش بدهند. یاد بگیریم برای هر کاری ابتدا باید نقشه‌ راه داشته باشیم بعد به اجرا فکر کنیم.

شاید در مرحله اجرا همیشه موفق نشویم و گاهی هم شکست بخوریم. موفقیت، انگیزه را بیشتر می‌کند و حرکت به جلو بهتر می‌شود، اما شکست‌‌ها شاید در ظاهر باعث دلسردی و گاهی عقب‌نشینی شود، اما برای مقابله با این بحران باید مهارت‌هایی را یاد بگیریم تا بتوانیم از این مرحله عبور کنیم. البته این برمی‌گردد به خانواده، مدرسه و جامعه که چقدر به ما آموزش می‌دهد که سیستماتیک فکر کنیم و دنبال ارتقا و توسعه توانمندی‌های خودمان باشیم. این‌که می‌گویند در ایران سقف‌ها کوتاه است به این دلیل است که ما معمولا تا جایی پیش می‌رویم و بعد درجا می‌زنیم، چون مهارت‌های توسعه‌ای را بلد نیستیم. ما ایرانی‌ها بسیار سختکوش و باهوش هستیم، اما برخی مهارت‌ها را بلد نیستیم که اتفاقا مهارت‌های علمی هم هست.

این موضوع ‌که می‌گویید ما معمولا تا جایی پیش می‌رویم و بعد از آن متوقف می‌شویم در مورد خانم‌ها بیشتر صدق می‌کند. بسیاری از زنان بعد از ازدواج، متوقف می‌شوند یا در حرفه و شغل خود درجا می‌زنند یا بالا رفتن سن را مانعی برای رشد قلمداد می‌کنند. به نظرتان برای توانمندسازی زنان چه باید کرد؟

المپیک چند سال پیش خانمی 45ساله حضور داشت که مدال هم گرفت. چنین نمونه‌هایی به ما یادآوری می‌کند که سن عامل تعیین‌کننده برای شروع کار یا موفقیت نیست. این‌که برخی زنان پس از ازدواج از موقعیت‌های خود عقب‌نشینی می‌کنند، تصمیمی احساسی و نادرست است. هر کسی در هر جایگاهی می‌تواند از توانمندی‌های شخصی استفاده کند، مشروط به این‌که برنامه‌ درستی داشته باشد. هر فردی در شبانه‌روز 24 ساعت وقت دارد که با برنامه‌ریزی خوب از آن استفاده کند و به همه کارها برسد.

خانم‌ها معمولا وقتی عقب‌نشینی می‌کنند که اهرم‌های بازدارنده چه در خانواده و چه در اجتماع آنها را از حرکت بازمی‌دارد.

برخی بر این باورند که عوامل بازدارنده جامعه ما برای خانم‌ها زیاد است شما با این تفکر موافقید؟

خیر. این یک بهانه است. کسی که بخواهد رشد کند در هر شرایطی این کار را انجام می‌دهد. مثل گیاهی که از کنار یک سنگ جوانه زده و با هر مشقتی شده رشد می‌کند سنگ روی سرش است، اما رشد می‌کند. معتقدم محدودیت‌ها باعث تقویت آدم می‌شود.

شما برای توانمند شدن خانم‌‌ها، توصیه‌‌ای دارید؟

در همایش بین‌المللی زنان که در دهلی برگزار شد، درباره فمنیسم این نکته را مطرح کردم که زنان باهوش‌تر از آن هستند که فمنیست باشند. این نظر را پس از سال‌ها تجربه و حضور در ورزش و کار‌های مختلف کسب کردم.

زنان نباید به دام لجبازی بیفتند یا اگر در جایی زورشان چربید از آن سوءاستفاده کنند. یکی از قابلیت‌های خانم‌‌ها این است که جزئی نگرند. این قابلیت به آنها امکان تجزیه و تحلیل می‌دهد و این قدرت بزرگی است. معتقدم خانم‌ها باید اول اعتماد به نفس داشته باشند و آن را باور کنند. زن می‌تواند همزمان هم مادر باشد و هم کارهای مختلف را انجام بدهد.

زنان آستانه تحمل درد زیادی دارند. وقتی در آفرینش‌ آنها این ‌همه شاهکار وجود دارد پس می‌توانند کارهای زیادی انجام دهند. بنابراین بهتر است ابتدا زنان توانمندی خود را باور و از محدودیت‌ها برای حرکت روبه جلو استفاده کنند. وقتی به در بسته می‌رسیم، اول به این فکر می‌کنیم که آیا می‌توانیم این در را باز کنیم یا باید در دیگری پیدا کنیم.

شاید هم بهتر باشد سراغ راه دیگری برویم. در بسته باعث تولید ایده می‌شود.

اگر همه چیز خیلی راحت در اختیار ما قرار گیرد دیگر در زندگی چالش و لذتی وجود نخواهد داشت.

طاهره آشیانی

جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها