گل خشک می شود و داغ تازه می ماند

زخم صدا و خاطره یکجا به هم می رسند و گریبان حنجره را می گیرند. نوحه راوی اوج گرفته است. عطش سرزمین خشک و طفل غرقه به خون بر لبهای نوحه گو بار می شود.
کد خبر: ۸۷۴۶۸
غلطان وخین ای اصغرم ، رولم لای ، اصغر لای صبح عاشورایی دیگر است و عزاداران در قالب گروههایی کوچک اطراف حوضچه از پیش آماده شده را گرفته اند.
صدای محزون نوحه گو نیز اوج گرفته است. ای مرغ بی بال و پرم ، رولم لای اصغر لای لای لای نوحه گو در صف عزاداران می پیچد و در میان دود آتش هایی که به قصد گرم شدن عزاداران برپا شده می پیچد.
گل عاشورا بر بدن عزاداران خشک می شود، عزاداران ساعات آغازین صبح عاشورا خود را به مکان از پیش تعیین شده ای می رسانند که در آنجا کسانی از شب پیش در کار گل بوده اند و به قصد قربت از خواب شبانه خویش زده اند.
جوان و پیر، زن و کودک در حوضچه گل فرو می روند و سر تا پای خود را به نشانه عزای حسین غرق گل می کنند. آدمها قابل بازشناختن نیستند.
امروز عاشورا یا عید قربان است
نوای محزون نوحه گو در میان جمعیت تاب می خورد و دستها به نشانه تایید سخنان او بالا می رود و به سینه کوبیده می شود. عزای حسین در عاشورای هزار و چهارصد و چندمین سال این سرزمین آغاز شده است.
عزاداران به هیات گل آلوده به سینه می کوبند و رسم کهن سوگواری بر شاه شهید را به جای می آورند. پنجه های گلی بر در و دیوار محل عزاداری خورده است. کسانی که به قصد شفاعت از خانه تا محل اجرای مراسم را با پای پیاده آمده اند.
برای فرار از سرمای هوا، آتش برافروخته اند تا عزاداران در فاصله اجرای مراسم گل و شروع عزاداری ، خود را گرم کنند.
این کربلا یکسر از خون گلستان است
نوحه گو در جمع عزاداران می چرخد و آغاز مراسم را با زمزمه و ذکر مصیبت آغاز می کند. پیش از طلوع آفتاب ، عزاداران خود را به گل رسانده و اکنون بر تعدادشان افزوده شده است. سنت اساطیری چند هزار ساله در عزای حسین و یارانش تکرار می شود.
ای ذوالجناح باوفا، کو حسین من ، نور عین من
نوای نوحه گو در خاطر جمعیت راه یافته و در صدای پاسخ دهندگان شدت گرفته است. جمیعت که هر لحظه بیشتر و بیشتر شده ، با طلوع آفتاب در دو دسته با نوحه گو همراه می شوند. ذکر مصیبت تکرار می شود، اینان عزاداران حسین اند.
با خاطره محزون فرزند علی مصیبت هزار ساله را به رسمی با فرو رفتن در گل نشان می دهند، نوحه و نوحه گو، دستهای عزاداران که بر سینه ها فرود می آید، تنپوش گل. اینان عزادارانند. با زخم خنجر و خاطره ، با سوگواران به گل آغشته ، حرمت گذاران شاه شهید، مویه کنان ، ضجه زنان ، آغشته به گل....
هیات های عزادار از صبح عاشورا عزای خود را آغاز می کنند. همنوایی آغازین با همراهی نوحه گو انجام می گیرد. شور جمعیت هر چه به ظهر نزدیک تر می شویم ، اوج می گیرد، سنگین سنگین بر آدمی فرو می آید و آن گاه ...
غم می بارد و به حنجره آدمی زخمه می زند. حنجره نای پاسخ گفتن ندارد، عزای حسین است. جمعیت موج برمی دارد. درهم می شود، می نشیند، بلند می شود. با نوحه و نوحه گو همراه می شود، گل خشک شده بر صورتهاست ، بر دستها، بر موها، بر چشمها...
هفتاد و دو تن غرقه به خون خفته به صحراست
حسین یکه و تنهاست ، حسین یکه و تنهاست
و گروه دیگر با دستهایی که بر سر و سینه می کوبند، همراه می شود و پاسخ می گوید.
یا فاطمه در کرب و بلا شیون و غوغاست
حسین یکه و تنهاست ، حسین یکه و تنهاست
و این هر یک آغشته عطری است. آسمان بوی آسمان نمی دهد. اشک در چشمان حلقه زده است. کودکی غرقه در گل بر دستان پدر می چرخد. زنی لابه لای جمعیت می چرخد و با پای برهنه اسفند دود می کند.
عزاداران در دو دسته رودرروی هم بر سینه می کوبند، صدای سنج و طبل همراهی شان می کند. گل عاشورا برای مردم این دیار عمیق ترین مفهوم فقدان را به خاطر می آورد. فقدان در این معنا دلالت بر از دست دادن عزیزترین هاست. سبک عزاداری به این شکل کاملا اساطیری است. شاید از این روست که گذر هزارساله تغییری در رویه آن ایجاد نکرده است.
عزاداران در هر کجای کشور که باشند، در روز عاشورا خود را به مناطق روستایی می رسانند و عاشورا را در منطقه خویش برگزار می کنند. کسانی برای طلب شفاعت ، بیماران خود را نیز غرقه در گل کرده با عزاداران همراه می کنند.
باورهای فرهنگی عمیق این مردمان برای آنان فراتر از همه آن چیزهایی است که برای ما از مفهوم عزاداری تداعی می شود. تک تک کسانی که غرقه در گل به یاد کربلا در برابرمان ایستاده اند، به حرمت نام حسین ، خود را صاحب عزای واقعی او می دانند.
عزاداران معمولا فاصله 3کیلومتری شهر تا گلزار شهدا را با پای پیاده طی می کنند. رسم آن است که هنگام ورود به گلزار شهدا، از کنار بقعه امامزاده سیدمحمد می گذرند. در شهرهای دیگر نیز این پیوند با گلزار شهدا، نوعی احترام به نماد شهید را در این فرهنگ تداعی می کند. نوای نوحه گو در میان جمعیت اوج گرفته است ، میان نای او و دستهای جمعیت ، ارتباطی عمیق شکل گرفته است.

داوود پنهانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها