در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آقای قاضی، من مجبور بودم بخورمش. این قانون ماست که قویتر و بزرگتر کوچیکتررو میخوره، دوروز بود دنبال گربه میگشتم، انگار تخم گربه رو ملخ خورده. خیلی گشنه بودم. بعدشم مگه آوردن حیوون خونگی تو خیابون قدغن نیست. من یکی از این سگای کوچولوی هاپ هاپورو خوردم تا درس عبرتی بشه واسه مابقی مردم.
همش تقصیر مامورین شهرداریه! بیمعرفتا سریع میان آشغالارو جمع میکنن و دست مارو میذارن لای پوست گردو. من خودم عاشق باقی مونده فیله مرغم، مخصوصا اگه اسپایسی باشه، چند وقت پیش با یکی از مامورای شهرداری دعوام شد با بیست تا از موشای دیگه افتادیم به جونش، شانس آورد فرار کرد وگرنه اونم میخوردیم!
2ـ ریزگردهای خانه به دوش!
من به عنوان یک ریزگرد از تمامی مسئولان ذیربط شکایت دارم. مردم نگاهشان نسبت به ما عوض شده است.خودم با گوشهای ریز خودم شنیدم که یکی از شهروندان محترم چه فحشهایی را نثار بنده و خانوادهام میکرد. مگر ما خودمان خواستیم بیاییم که حالا به عزیزان ما توهین میشود.
ما که در کنار خانواده خود، داخل بیابانها سالیان سال زندگی خوبی داشتیم، به علت درختکنی عدهای از دوستان شما و وزش بادهای ناملایم و بیمحلی، مهاجرتانده شدیم به شهرها. ریزگردها هم دلشان برای دشتها و تالابهای خشک شده داغ و دلربا تنگ شده است. راستش را بخواهید ما هم خیلی از قیافه آدمها و شلوغی شهرها خوشمان نمیآید... از مسولان عاجزانه خواهشمندیم فکری به حال ما کنند و سازو کارهای لازم را جهت بازگرداندنمان به وطنمان معمول فرمایند؛ به قول حافظ خودتان: ما آزمودهایم در این شهر بخت خویش/ باید کشید بیرون از این ورطه «گرد»! خویش1
3ـ ضبطها برای دزدیده شدن آفریده شدهاند!
آقای قاضی، یک پنل ضبط مگر چقدر میارزد؟ اصلا باندهایش هم رویش، طبق آماری که بنده گرفتم، 76 درصد کسانی که ضبطشان را در این بیست سال دزدیم، رفتهاند و دزدگیر نصب کردهاند که از منظر تابع «توزیع خی دو» 89 درصدشان تا هفته پیش که بیرون بودم ماشینشان به سرقت نرفته است. بدکردم با هزینهای اندک یادآوری کردم سرقت از آنچه در آینه میبینیم به ما نزدیک تر است؟
ضمنا بنده برای هنرمندان هم ارزش قائلم و کار فرهنگی کردم. سیدیهای ارجینال ماشینها را باقی میگذاشتم و هر کسی سیدی کپی تهیه کرده بود، سیدیهایش را میبردم و میشکستم.بد کردم به فکر فرهنگ و امرار معاش هنرمندانم؟
خواهش میکنم مرا رها کنید و بهخاطر چند ضبط زندانیام نکنید. به قول بیدل دهلوی عزیز:
کسیبه ضبط نفس چون سحر چه سحرفروشد؟
رها کنید غبار عنان گسسته ما را
1. ریزگردها الزامی به رعایت قافیه در شعر ندارند.
صابر قدیمی - جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: