تلنگر

بی‌گناه

زن و مردی جوان، پیکر نیمه‌جان کودکی خردسال را به یکی از بیمارستان‌های مشهد رساندند. آثار کبودی و زخم و سوختگی روی بدن نحیف و لاغر دختر کوچولو دیده می‌شد. حال دختر چهار ساله خیلی خراب بود. او را بلافاصله به بیمارستان امام رضا(ع) انتقال دادند. نازنین در بخش مراقبت‌های ویژه پزشکی بستری شد. بیشتر از دو ماه با مرگ دست و پنجه‌نرم می‌کرد. اما از پدر و مادرش خبری نبود. دخترکوچولو به لطف خدا و با تلاش پزشکان و پرستاران دلسوز بیمارستان به زندگی بازگشت.
کد خبر: ۸۶۹۹۹۹

چشمان منتظر او به در اتاق دوخته شده و برای آغوش سرد مادر بی‌عاطفه دلتنگی می‌کند. مادری که در منجلاب اعتیاد به مواد مخدر صنعتی روزهای فلاکت باری را پشت سر می‌گذارد و از ترس قانون فراری شده است. نازنین کوچولو با ناز معصومانه‌اش می‌گوید: بابام کریستالی بود. مامانم هم معتاد است. آنها از هم طلاق گرفتند. مامانم دوباره عروس شد. مامان و شوهرش هر دو کریستالی هستند و گدایی می‌کنند. آنها مواد که می‌کشیدند من را اذیت می‌کردند. شوهر مامانم هر موقع عصبانی می‌شد آب جوش سماور را روی بدنم می‌ریخت و مامان کتکم می‌زد ... .

در این لحظه چشمان دختر معصوم دوباره به در اتاق دوخته شد. قطرات زلال اشک گونه‌های زیبایش را خیس کرده بود.

با صدایی لرزان ادامه داد: مامانم از روزی که بیمارستان هستم نیامده؛ من مامانم را دوست دارم. طفلک دست‌های کوچکش را رو به ‌آسمان بلند کرد و برای مامان دعا می‌کرد، «خدایا کمک کن مامانم زودتر بیاید و برایم خوراکی بیاورد.»

او هنوز نمی‌داند قربانی دیگری از پرونده‌های کودک‌آزاری شده است.

غلامرضا تدینی‌راد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها