در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مرد جوان زمانی که روبهروی قاضی عموزادی رئیس شعبه 268 دادگاه خانواده قرار گرفت، گفت: آقای قاضی زمانی که با همسر دومم ازدواج کردم، هدیه، دخترم 5 ساله بود. من بعد از مرگ همسر اولم نمیتوانستم به تنهایی از دخترم مراقبت کنم. برای همین برای بار دوم ازدواج کردم. از همان روز اول هم به دنیا گفتم که هدیه چقدر برایم اهمیت دارد. این دختر همه زندگی من بود و نمیتوانستم ذرهای ناراحتی او را تحمل کنم. وقتی با دنیا ازدواج کردم او رفتار خوبی با دخترم داشت. تا این که بعد از گذشت دو سال من برای بار دوم پدر شدم و دختر دومم به دنیا آمد. بعد از تولد دختر دومم، کم کم رفتار دنیا تغییر کرد. او دیگر به هدیه اهمیتی نمیداد و نسبت به او بیمهر شد. این رفتار هر روز بیشتر خودش را نشان میداد و من هر روز شاهد بودم که هدیه تا چه حد عصبی و ناراحت میشود. دیگر کم کم کار به جایی رسید که دنیا به هدیه بیاحترامی هم میکرد و فقط به دختر خودش محبت داشت. یک سال تحمل کردم و چند بار به دنیا تذکر دادم تا رفتارش با هدیه را درست کند، ولی فایدهای نداشت و او به این رفتارهایش ادامه داد. برای همین من هم تصمیم گرفتم به این زندگی پایان دهم تا هدیه بیشتر از این ضربه نخورد و ناراحت نشود. بعد از صحبتهای این مرد همسر او نیز به دادگاه احضار شد تا قاضی پس از شنیدن صحبتهای او در این باره تصمیمگیری کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: