در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دختران در این شرایط از آسیبپذیری فراوانی برخوردارند. آنها زمانی متوجه اشتباه خود میشوند که یا در باند تبهکاری و فساد اخلاقی اسیر شده یا وسیلهای برای اخاذی افراد هوسران و سودجو شدهاند. در نهایت به بزهکاری رو آورده، افسرده شده یا دست به خودکشی میزنند.
امروزه آشناییهای دختران و پسران از چتهای اینترنتی، مهمانیهای خصوصی، پارک، خیابان، مراکز آموزشی و اماکن مشابه آغاز شده و پدر و مادر با نادیده گرفتن یا بیتوجهی به موضوع در نهایت مقابل عمل انجامشدهای قرار میگیرند که در بهترین حالت آن به ازدواج اجباری فرزندشان با فردی فاقد شرایط لازم رضایت میدهند.
نمیشود اخبار حوادث را بخوانی و ندانی سرانجام ناتمام و تلخ اعتمادهای بیجا در خیابان چه میشود. شاید قدیمیها درست گفتهاند که کسی را که در خیابان پیدا کنی در همان جا هم جایش میگذاری.
اما چرا با وجود این اخبار و اتفاقاتی که مخابره میشود باز هم کم نیستند افرادی که میخواهند این تجربه تلخ را که گاهی پشیمانی غیرقابل جبرانی به بار میآورد، خودشان تجربه کنند؟ اینها سوالاتی است که سعی میشود جواب منطقی برای آن پیدا شود.
محسن حسینی، روانشناس و استاد دانشگاه به دلایل ناهنجاریهایی که رفته رفته بین جوانان بیشتر میشود پاسخ می دهد.
دکتر حسینی با انتقاد از دوستیهای خیابانی به تپش میگوید: وقتی در جامعه بیکاری و بیپولی رونق گیرد، وقتی تنوع و تفریحی کمخرجتر از پرسهزدن در خیابان و دوستی با آدمها نماند اینطور میشود که آمار ناهنجاری بالا میرود.
او که دل پری از دوستیهای خیابانی دخترها و پسرهای جوان دارد و به گفته خودش بارها و بارها شاهد گریه دختران جوان و اتفاقات تلخی که تجربه کردهاند، بوده؛ ادامه میهد: وقتی خرید شیشه کمتر از خرید بلیت سینما خرج دارد، وقتی فشارهای زندگی کاری میکند فرد با افرادی ناشناس ارتباط داشته باشد و بخواهد با آنها همکلام شود، سرانجامی جز دوستیهای ناپایدار با پایانی تلخ نخواهیم داشت.
دکتر حسینی معتقد است در دوستیهای خیابانی بیشترین ضربه را دختر میخورد و پسر کمتر ضربهای میخورد، او میگوید: دوستی برای دختران به صحبت خلاصه میشود و برای برخی پسران به منظور ارتباط ناسالم. همین تفاوت دیدگاه پسر و دختر باعث ضربه شدید روحی به دختران میشود.
وی ادامه میدهد؛ برای یک دختر همین که با یک پسر صحبت کند کافی است، اما بعد از مدتی دختر از طریق صدا وابسته میشود، البته نباید این وابستگی را با عشق اشتباه گرفت. اما پسر در 90 درصد موارد قصدی که برای دوستیهای خیابانی دارد، ارتباط ناسالمی است که در نهایت به ضرر دختر ختم میشود، چراکه بعد از این اتفاق، دختر باید منتظر باشد تا بارها از سوی پسر تحقیر شود. دختر باید انتظار داشته باشد که بارها این جمله را بشنود که اگر دختر سالم و خانمی بودی با من در خیابان آشنا نمیشدی و به خواستههای من تن نمیدادی.
وی میگوید؛ که طبق آمار بهندرت پیش میآید که پسری بدون مشکل با دوست دختر خود ازدواج کند و این زندگی را تا سالها بعد حفظ کند، چراکه نوعی بیاعتمادی بین دختر و پسر همواره وجود خواهد داشت که حتی در صورت ازدواج شرایط را برای طلاق مهیا میکند.
اما دختران را قشر آسیبپذیری میداند که در محیط کار، دانشگاه و خیابان مورد اذیت قرار گرفته و جایی برای شکایت از این اتفاقات ناخوشایند ندارند.
این مدرس دانشگاه میگوید، بارها به دانشجویان خودم تذکر دادم که دست هیچ دوستی خیابانی و دانشگاهی را نپذیرند و مراحل آشنایی اولیه را زیر نظر خانوادهها انجام دهند.
وی ادامه میدهد: به دختران دانشجو میگویم هر کسی با قصد آشنایی و با ادعای ازدواج پس از آشنایی وارد زندگیتان شد. بیدرنگ شماره خانهتان را بدهید تا آشنایی زیرنظر خانواده شکل گیرد، آنوقت میبینید که اکثر پیشنهاددهندگان فرار کرده و شما را عقب افتاده میخوانند، اما این تفسیر که در دل خودشان هم میدانند درست نیست بهتر از به بار آوردن یک عمر پشیمانی است.
این روانشناس خاطرنشان میکند: یکی از موضوعاتی که من بارها نسبت به آن موضع گرفتهام و میدانم ناهنجاریهای عجیبی در پی دارد آشنایی در فضای مجازی و آگهی ازدواج در آنجاست. معتقدم اگر پسری شرایط واقعی ازدواج را داشته باشد، افراد خانواده پسر او را در یافتن همسر مناسب کمک خواهند کرد، بهطور کلی پسران در یافتن همسر با وجود داشتن شرایط مساعد دچار مشکل نمیشوند و این آگهیها با هدف دیگری در سایت قرار میگیرد و شاید به بهانه ازدواج از دختر خواسته شود چند باری به تامین نیاز جنسی بپردازد... و به اعتقاد من اکثر آگهیدهندگان از ابتدا این نیت را دنبال میکنند، نه ازدواج.
البته اعتیاد را یکی از ناهنجاریهای آشنا شدنهای خیابانی دانسته و میگوید: آقایان کمتر از خانمها احساس وابستگی دارند و همین موضوع باعث میشود که معتقد در پاشیده شدن دوستیها ضربه احساسی نمیخورند، اما خانمها 90 درصد احساسی هستند و از بین رفتن رابطهای که قرار بوده به ازدواج ختم شود ضربه شدیدی میخورند.
دکتر حسینی درباره مواردی از دوستیهای خیابانی که به ازدواج ختم میشود، میگوید: شاید بتوان گفت 10 درصد از این دوستیها به ازدواج ختم میشود آن هم وقتی است که دختر پولدار باشد یا بینهایت نسبت به خواستههایی نظیر مهریه و مراسم و... کوتاه آمده باشد. وی با گفتن این نکته که اگر دختران و زنان مواظب خودشان نباشند هیچکس از آنها در برابر آسیبها و اذیتهای مردان مراقبت نمیکند، ادامه میدهد: این آسیبها فقط با عمل به دو رهنمون رهبر معظم انقلاب میتواند کمتر شود که متاسفانه تاکنون ارادهای برای عمل به آن دیده نشده است.
دکتر حسینی در آخر میگوید؛ اگر دو نکتهای که هر بار در مراسم تحلیف روسای جمهوری،
رهبر معظمانقلاب به رئیسجمهور و مجموعه دولت یادآوری میکنند، مورد توجه واقعی و عمل قرار بگیرد نهتنها این موضوعات، بلکه بسیاری از ناهنجاریها برطرف خواهد شد.
اگر طبق فرمایشات ایشان افراد با شایستهسالاری در پستها قرار گیرند نه براساس ارتباط، اگر فرهنگ پاسخگویی وجود داشته باشد عمل به قوانینی که وجود دارد بیشتر شده و آن وقت است که میتوان انتظار داشت بیکاری متخصصان کم شده و حمایت قانون از افرادی که اینطور آسیب میبینند بهشدت افزایش یافته و در نهایت ناهنجاریها ازجمله قولها و وعدههای بیاساس کاهش چشمگیری یابد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: