جایگاه فراموش شده زنان درپژوهش

برای ایجاد هر تحول مثبتی ، وجود یک ذهن تحلیلگر ضروری است و رسیدن به توانایی تحلیل ، نیازمند پژوهش است. در حوزه های مختلف علمی ، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی ، اگر بنا باشد حرکتی به سوی پیشرفت و تحول صورت بگیرد
کد خبر: ۸۵۷۱۸
، لازم است برنامه ریزان و مجریان ، درباره آن پدیده به درک و شناختی درست برسند و این شناخت به دست نمی آید مگر از طریق پژوهشگران.
چنین است که شاید بیشتر کشورهایی که به رشد و پیشرفت همه جانبه ای در علوم و فنون مختلف رسیده اند، این رشد را مدیون ذهن تحلیلگر و جستجوگر پژوهشگران خود بوده اند.
از سوی دیگر، هر جا هم که ضعف و نارسایی وجود دارد، ناشی از شناخت نداشتن تحلیلگران و محققان و به خاطر فقدان روحیه پژوهشگری است.کشور ما، کشور پژوهشگری نیست.
واقعیت این است که روحیه پژوهشگری در سرزمین ما وجود ندارد و اگر هم جایی و در نزد بعضی کسان وجود داشته باشد، با موانع فراوان روبه روست. این موانع ، بیش از هر چیز ناشی از تفکری است که پژوهش را برای جامعه ضروری نمی داند و یا اگر ضرورتی در مورد آن احساس می کند، شرایط مساعدی برای رشد پژوهشگران فراهم نمی آورد.
در چنین شرایطی ، پژوهش های دانشگاهی عمدتا برای رفع تکلیف صورت می گیرند و استادان و متخصصان عمدتا درگیر فعالیت های اجرایی اند و معدود پژوهش هایی که با انگیزه های شخصی صورت می گیرند، نادیده گرفته می شوند و از یاد می روند. دکتر «زاهدی »، جامعه شناس می گوید: «مهمترین مشکل پژوهشی ما، کمبود تعداد پژوهشگران است.
در ایران کلا 26300پژوهشگر داریم که 19000نفر از آنها در دانشگاه ها فعالند و 6700نفر دیگر، در موسسات غیردانشگاهی پژوهش می کنند. این بدین معناست که در ایران برای هر 3000نفر، یک پژوهشگر وجود دارد؛ در حالی که در کشورهای دیگر برای هر 1000نفر، 10پژوهشگر وجود دارد.» بودجه و اعتبار تخصیص داده شده به پژوهش نیز در کشور ما بسیار محدود است و چیزی حدود 5درصد بودجه عمومی را در بر می گیرد.
انگیزه تحقیق نیز در محققان وجود ندارد و وجود بروکراسی در ساختارهای پژوهشی باعث می شود پژوهشگران تمایل چندانی به پیگیری موضوعات پژوهشی نداشته باشند. باوجود مشکلات عدیده در عرصه پژوهش کشور، می توان انتظار داشت پژوهش در عرصه های خاص و حساسیت برانگیزی چون حوزه مسائل «زنان » دچار دشواری های بیشتر و پژوهشگران زن ، درگیر بحران های بیشتر و بدتری باشند.

جنسیت و پژوهش
پژوهش در مسائل زنان کار دشواری است و پژوهشگران زن ، با مسائل فراوان روبه رو هستند. نظام سنتی جامعه و باورهای غلط حاکم بر آن در حوزه مسائل زنان باعث می شود شوون مختلف جامعه ، اساسا حساسیتی نسبت به مسائل جنسیتی نداشته باشند و این عدم حساسیت خصوصا در مسوولان و مجریان امور، مقوله پژوهش در مسائل زنان را دشوارتر می کند.
این در حالی است که موضوع «زن»، هم از نظر فطری و هم از نظر اجتماعی ، همواره از موضوعات مورد توجه در جوامع بشری بوده و این توجه ویژه ، باعث انگیزش حرکتهای اجتماعی و ایجاد تحولات مثبت خصوصا در دهه های اخیر شده است.
وجود تفاوت های مشخص در جایگاه زنان و مردان در جامعه و احساس وجود تبعیض در برخی مسائل ، نشانگر آن است که برای حل چالش های جنسیتی ، باید زمینه های رفتاری ، روان شناختی ، تاریخی و اجتماعی زنان را مورد پژوهش و بررسی جدی قرار داد و از طریق آن به روشی دست یافت که به حل مشکلات زنان منتج شود و زنان نیز بتوانند با همراهی جامعه ، مشکلات را از سر راه خویش کنار بزنند.
براساس وجود همین ضرورت هاست که شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه 476خود که در سال 1379برپا شده است ، اصول و مبانی سیاست های تحقیقاتی مسائل زنان را به تصویب رساند و شاید بر مبنای آن بود که رشته مطالعات زنان و مطالعات خانواده نیز تاسیس شد تا برای توجه به تحقیقات و پژوهش های مربوط به زنان ، بسترسازی مناسب صورت گیرد.
از سوی دیگر کارشناسان معتقدند پژوهش در مسائل زنان ، علاوه بر مشابهت هایی که با سایر حوزه ها دارد، از بسیاری وجوه نیز با سایر حوزه ها متفاوت است. خانم دکتر سوسن باستانی جامعه شناس می گوید: «پژوهشگران حوزه زنان معتقدند در علوم اجتماعی سنتی ، تجربه مردانه مورد توجه قرار گرفته و تعمیم داده شده است.»

مرد محوری در پژوهش ها
محقق نیز در جریان تحقیق از اهمیت ویژه ای برخوردار است. دکتر باستانی در این باره می گوید: «تاکید اکثر محققان این است که ما نمی توانیم به عنوان محقق از موضوعمان جدا باشیم. محقق مسائل زنان بر این اساس خود را به عنوان موضوعی در تاریخ قرار می دهد و در نتیجه موضوع را بیشتر می شناسد.»
برای بهبود وضعیت پژوهشگران زن و پژوهش در حوزه مسائل زنان ، او بر این نکات تاکید می کند: «زنان باید در مرکز تحقیق های اجتماعی قرار گیرند و نقش مردان در تحقیق سنتی تشخیص داده شود. علاوه بر این باید جنسیت در مبادلات تحقیقی درک و دریافت شود.»
دکتر سهیلا صادقی ، رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات زنان دانشگاه تهران ، درباره مسائل پژوهش زنان می گوید: «نظریه های جامعه شناسی عمدتا مرد محورند و زنها در خیلی از پژوهش ها، از نمونه ها حذف شده اند. در بسیاری نظریه های جامعه شناسی ، پیشداوری دیده می شود و لذا چنین نظریه ای نمی تواند محور قرار گیرد. من به عنوان یک جامعه شناس معتقدم هیچ روشی فی نفسه نمی تواند فمینیستی یا غیرفمینیستی باشد.
آنچه مهم است چارچوب ها و تفسیر نتایج است. درباره واقعیت های اجتماعی باید تعلقات شخصی و سلیقه ای کنار برود و تعهد علمی وجود داشته باشد.»
این جامعه شناس اضافه می کند تعریف رایج فمینیستی بیشتر بازدارنده است تا تسهیل کننده و بحث زنان در حال حاضر، موضع ورود همگان شده است. او منشا این جریان را از دو زاویه بررسی می کند: «نیمی از جامعه خود ماییم و نیم دیگر هم که به لحاظ جنسیتی زن نیستند اما به این بهانه که در کنار ما بوده اند، به راحتی به خود اجازه می دهند راجع به مسائل زنان بحث کنند.
این در حالی است که افرادی باید وارد این حوزه شوند که دغدغه علمی داشته باشند. دکتر زاهدی نیز به بخش دیگری از مشکلات پژوهشی زنان اشاره می کند: «درباره مسائل زنان ، بسیاری از امور تابو و ممنوع است و محقق نمی تواند وارد آنها شود. از سوی دیگر کمیته هایی که موضوعات را تصویب می کنند اکثرا مرد هستند و به موضوعات زنان اهمیت نمی دهند. از همه اینها مهمتر، عدم کاربست پیشنهادات تحقیقات است.
تحقیقات فقط نوشته می شوند و در کشو می مانند بدون این که هیچ گونه بار عملی داشته باشند. عدالت در رفع نیازها و عدالت در به کارگیری توانمندی های زنان نیز وجود ندارد.»
دکتر باستانی از زاویه دیگر به مردان و مسائل پژوهشی زنان نگاه می کند و می گوید: «جامعه شناسی زن محور هم محدودیت خاص خود را دارد. زنان جامعه را در کنار مردان می توان شناخت و دنیای واقعی زنان دنیای واقعی مردان هم هست.»

اولویت ها و نیازها
اما برای این که مسائل پژوهش در جامعه جایگاه درست خود را پیدا کند و پژوهش در مسائل زنان و پژوهشگران زن با مشکلات کمتری مواجه باشند، نیاز به برنامه ریزی های دقیق تری هست.
«فرشته ساسانی»، در تبیین برنامه های وزارت کشور در حوزه مسائل پژوهشی زنان می گوید: «پژوهش یک عشق است و تجلیل از پژوهش ، تجلیل از دانایی است. پژوهشگران باید بزرگ داشته شوند و ابزارهای لازم در اختیارشان قرار گیرد. مهمترین ابزار، کتابخانه های تخصصی است که ما در کل کشور نداریم و در بخش زنان این مساله غم انگیزتر است.
باید زمینه حضور زنان را در عرصه هایی که به آنان مربوط است ، فراهم کنیم و براساس نتایج پژوهش ها، با نگاهی علمی ، به راهکارهای علمی و عملی نایل شویم.»
در کنار همه این مسائل ، توجه به اولویت های پژوهشی زنان نیز ضروری به نظر می رسد. زنان جامعه باید در پژوهش ها مورد توجه قرار گیرند و برای آنها برنامه ریزی شود.
شرایط زنان و دختران آسیب پذیر، مسائل مربوط به بهداشت و سلامت جسمی و روانی زنان ، مسائل مربوط به خانواده و مشارکت اجتماعی زنان ، در کنار مسائلی که به لحاظ تابوهای اجتماعی فرصت مطرح شدن ندارند، از عمده مسائلی هستند که باید در پژوهش زنان مورد توجه قرار گیرد.
جدی شدن موضوع زنان در جریان های پژوهشی ، نویدی است برای رسیدن به نگاهی در جامعه که مسائل زنان را در حوزه عملی نیز جدی می گیرد و شرایط احقاق حقوق از دست رفته این بخش مهم از پیکره اجتماع را فراهم می آورد.

نعیمه دوستدار
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها