در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حدود دخالت افراد در اموالشان
هر فردی در طول زندگی دارای دو توشه است که همیشه به همراهش است؛ یک توشه حاوی آن چیزی که اصطلاحا «شخصیت» فرد نامیده میشود. مانند پدر بودن، همسر بودن، فرزند بودن و دیگر موقعیتهای اجتماعی که یک فرد در زندگی ممکن است کسب کند. یک توشه هم، اموال و بدهیهای فرد است. وقتی فردی فوت میکند، توشه اول به پایان میرسد و از بین میرود، اما توشه دوم، مستقل از شخصیت فرد، همچنان باقی میماند. در عالم حقوق به توشه دوم، یعنی آن قسمت از داراییهای مثبت (اموال) و داراییهای منفی(دیون) که از فرد باقیمانده، «ترکه» یا «ماترک» میگویند. این ترکه دارای یک شخصیت حقوقی مستقل است که تا زمان تقسیم بین طلبکاران و وراث به حیات خود ادامه میدهد. افراد تا زمانی که زنده و در قید حیات هستند، حق همه گونه دخل و تصرف در اموال و داراییهای خود را دارند، میتوانند اموالشان را منتقل کنند، یا ببخشند یا حتی تلف کنند؛ مالشان است و اختیارش را دارند، اما به محض اینکه یک نفر فوت میکند و از عالم فانی به عالم باقی میرود، دیگر اختیاری برای دخل و تصرف در اموالش را ندارد و همانگونه که گفته شد، توشه اموالش از فرد متوفی جدا شده و زندگی مستقلی پیدا میکند.
متوفی در صورت داشتن وصیتنامه میتواند بعد از مرگش در خصوص یک سوم اموالش دخل و تصرف کند، بیشتر از این مقدار دیگر در صلاحیت متوفی نیست و وراث هستند که باید در خصوص آن تصمیم بگیرند.
حال در شرایطی که متوفی حق محدودی برای دخالت در اموالش دارد، آیا میتواند یکی یا چند نفر یا همگی وراث را از ارث محروم کند؟
امکان محرومیت از ارث
همانطور که گفته شد، فرد تا زمانی که زنده است حق همهگونه دخل و تصرف در اموالش را دارد، بنابراین فرد در حالی که زنده است، میتواند خودش اموالش را به هر نحوی که صلاح میداند بین وراثش یا کسانی که میخواهد تقسیم کند و به این صورت یکی، بخشی یا همگی وراث را از اموالش محروم کند. در چنین شرایطی به دلیل اختیار تامی که در اختیار متوفی بوده، هیچ کس نمیتواند متعرض او شده یا به این رفتارش اعتراض کند. البته باید توجه داشت که عمر دست خداست و کسی نمیتواند پیشبینی کند چه زمانی مسافر آخرت است تا بر اساس آن تصمیم گرفته و اموالش را تقسیم کند؛ اما به هر حال منعی برای این تقسیم وجود ندارد.
حال اگر فردی، بخشی از وراث را از ارث محروم کند، دیگر اختیار عمل سابق را نداشته و تنها میتواند وصیت کند تا به بخشی از وراث سهم بیشتری برسد یا بخشی از اموال مصرف مورد خاصی شود. اما این وصیت تنها تا یک سوم اموال نافذ است و بیشتر از آن نیاز به اجازه دیگر وراث دارد؛ زیرا اموال باقیمانده دیگر ملک متوفی نیست و از اختیار فرد خارج شده است.
بر همین اساس، ماده 843 قانون مدنی مقرر کرده که «وصیت به زیاده بر ثلث ترکه، نافذ نیست مگر به اجازه وراث و اگر بعض از ورثه اجازه کند فقط نسبت به سهم او نافذ است.»
موارد قانونی برای محرومیت از ارث
جدا از مواردی که مورث (متوفی) تصمیم میگیرد تا تغییری در سهمالارث بازماندگان ایجاد کند، در چهار مورد هم قانون، برخی افراد را از ارث محروم میکند.
اولین مورد محرومیت از ارث در خصوص «قتل» است. اگر وارثی، مورث خود را به قتل برساند، از ارث محروم میشود. شاید یکی از حکمتهای چنین حکمی در حقوق اسلامی، جلوگیری از طمعکاری فرزندان یا کسانی که ارث میبرند برای تصاحب سریعتر اموال متوفی باشد؛ در واقع کسی نمیتواند برای اینکه زود به ارث برسد، مورث را به قتل برساند، زیرا قتل مانع ارث بردن است.
دومین مورد در خصوص ارث بردن کافر از مسلمان است. بر اساس ماده 881 قانون مدنی، «کافر از مسلم ارث نمیبرد.» البته عکس این موضوع صادق نیست و اگر کافری فوت کند و در بین وراثش، شخص مسلمانی باشد، فرد مسلمان از کافر ارث میبرد.
سومین مورد از موارد محرومیت از ارث، «فرزند ولدالزنا» است. اگر فرزندی در اثر یک رابطه نامشروع از زن و مردی متولد شده باشد، متولد زنا از پدر و مادر خود ارث نمیبرد و از این لحاظ از ارث محروم است.
چهارمین مورد هم در خصوص «لعان» بین زن و شوهر است. اگر زن و شوهری با شرایطی که در فقه و قانون مقرر شده یکدیگر را «لعن» کنند و در مدت عده طلاق، یکی از آنها فوت کند، دیگر از یکدیگر ارث نمیبرند و لعان موجب محرومیت از ارث میشود.
شاهرخ صالحی کرهرودی - کارشناس ارشد حقوق خصوصی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: