مرد جوان درخصوص علت درخواست طلاق به قاضی گفت: آقای قاضی همسرم به من شک دارد و تازه متوجه شدهام به من اعتمادی ندارد. پس از پنج سال زندگی مشترک متوجه شدهام که در زندگی ما ذرهای اعتماد وجود ندارد.
ماجرا از این قرار است که چند وقت پیش من در حال انجام کاری بودم که دوست نداشتم تا اتمام آن همسرم از انجامش باخبر شود.
برای همین به صورت پنهانی کارهایم را انجام میدادم. در این میان یکی از همکارهایم که زن بسیار خوب و بااخلاقی بود، کمک بسیاری برای انجام این کار به من کرد. به همین دلیل مجبور بودم برای هماهنگی کارها با این خانم چند باری تماس بگیرم و قرار ملاقات بگذارم. حالا در این میان همسرم پس از اینکه به کارهایم مشکوک شده بود، پیگیر ماجرا شد و با پیدا کردن شماره تماس همکارم، با او تماس گرفته و آبرویم را برد. همسرم تصور کرد که من با این خانم که شوهر دارد، در ارتباط هستم. وقتی این موضوع را متوجه شدم بهشدت عصبانی شدم. برایم قابل قبول نبود که همسرم بدون اینکه از خودم چیزی بپرسد تا این اندازه به من مشکوک شده باشد. همسرم با این کارش ثابت کرد تا چه اندازه برایش بیاهمیت هستم. برای همین من دیگر نمیخواهم لحظهای در کنار همسرم زندگی کنم.
بعد از صحبتهای این مرد، همسرش نیز به قاضی میگوید: من مانند همه زنهای دیگر به همسرم شک کردم. هرکس هم جای من بود همین فکر را میکرد. اما شوهرم حتی حاضر نشد برایم توضیح بدهد. او بدون هیچ حرفی دعوا به راه انداخت و گفت که میخواهد از من جدا شود. من حتی از او معذرتخواهی هم کردم ولی فایدهای نداشت. حالا که او اصرار به جدایی دارد من هم میخواهم حکم طلاق هرچه زودتر صادر شود.
در پایان نیز وقتی قاضی اصرار این زوج برای جدایی را دید، حکم طلاق را صادر کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: