پلیس واقعی در قاب تلویزیون

با توجه به گستردگی وظایف و مأموریت‌های ناجا در سطح جامعه و انتظارات و مطالبات به‌حق مردم و رهبری، به نظر می‌رسد سیاستگذاران و برنامه‌ریزان ارشد نیروی انتظامی در سال‌های اخیر علاوه بر بهره‌گیری از تمامی منابع و ظرفیت‌های خود به‌درستی از پتانسیل‌های جادویی رسانه‌های دیداری و شنیداری، مکتوب و فضای مجازی نیز استفاده کرده و روز به روز بر میزان استفاده از آنها نیز افزوده‌اند.
کد خبر: ۸۴۹۵۳۵

بهره‌گیری هوشمندانه از ظرفیت‌های رسانه‌ای تلویزیون و تلاش برای آموزش شهروندان در زمینه‌های مختلف، ساخت سریال‌های تلویزیونی پرمخاطب و در یک جمله «رسانه محور شدن ناجا» در سال‌های اخیر، همگی نشان از درک درست اقتضائات محیطی توسط مدیران ارشد و هوشمند این دستگاه انتظامی دارد. در این زمینه ساخت مجموعه‌های تلویزیونی در سال‌های اخیر که غالب آنها مورد توجه مخاطبان قرار گرفته، موضوعی است که در ادامه به‌طور مختصر به آن پرداخته می‌شود.

روند تولید سریال‌ در ژانر پلیسی از آغاز دهه 70 با مجموعه «آینه عبرت» و «مزد ترس» آغاز و تا رسیدن به سریال‌های پربیننده‌ای چون «ماتادور» و «میکائیل» ادامه یافته است. بدیهی است این بازه زمانی حاوی فراز و نشیب‌های بسیاری بوده که با رشد مخاطب و نیازهای جدید وی هماهنگ بوده است. در طول بیش از دو دهه تلاش، سریال‌های پلیسی بسیاری در شبکه‌های مختلف سیما تهیه و پخش شد و این ژانر جذاب، توانست خود را به یکی از پرمخاطب‌ترین و اثرگذارترین تولیدات رسانه‌ای مبدل کند.

سریال‌های «سرنخ»، «شلیک نهایی»، «پلیس جوان»، «خواب و بیدار»، «ساختمان 85»، «بی‌صدا فریاد کن»، «پرواز در حباب»، «هوش سیاه»، «مثل شیشه»، «سقوط آزاد»، «فوق‌سری»، «دیوار» و «تعبیر وارونه یک رویا»، تنها برخی از آثار پربیننده‌ای است که در این سال‌ها با همکاری و مشارکت صدا و سیما و نیروی انتظامی تهیه و پخش شده است. این مشارکت، بیانگر آن است که نیروی انتظامی به اهمیت و نقش تلویزیون در زمینه آشنا کردن جامعه با مأموریت و وظایف گسترده خود و انتقال پیام‌های اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و انتظامی از طریق قاب تلویزیون به‌خوبی واقف بوده و تلاش کرده است تا با هوشمندی تمام، ضمن ترسیم چهره پلیس مقتدر و توانمند ایرانی، پیام‌های آموزشی خود را نیز در لایه‌های پنهان آثار تولیدی منتقل کند. بررسی سریال‌های پلیسی که در سال‌های اخیر از سیمای ملی به نمایش درآمده است، حاوی نکاتی قابل تاملی بوده است.

فیلمنامه‌ها: در سال‌های اخیر، سریال‌های پلیسی تا حدودی به سریال مناسبتی و مختص هفته نیروی انتظامی محدود شده و در سایر ایام سال، کمتر شاهد این ژانر تلویزیونی بوده‌ایم. بر همین اساس فیلمنامه‌ها نیز برای تولیدات کوتاه و کمتر از ده قسمت طراحی و تدوین شده‌ است. لذا آنچه که به عنوان خروجی بر مبنای متن سناریو به مرحله تولید و نمایش می‌رسد، دارای ضعف نسبی در شخصیت‌پردازی و تعلیق، باورپذیر نبودن فعالیت‌های پلیس زن، نادیده گرفتن خط و ربط علی و معلولی بین ماجراها و اشخاص است. ضعف در ایجاد روایت‌های خرد و برقراری رابطه بین داستان اصلی از یک طرف و نبود دیالوگ‌های قوی، ناشناخته ماندن برخی روابط و شخصیت‌ها، از عمده‌ترین ضعف‌های قابل مشاهده در سریال‌های پلیسی بوده است که البته در سال‌های اخیر به دلیل بهره‌گیری از فیلمنامه‌های قوی‌تر و جبران ضعف‌های گذشته، تا حدود زیادی مرتفع شده است.

از سوی دیگر در حوزه نگارش فیلمنامه و سپردن کارگردانی به برخی از افراد و بازی کردن بازیگران در نقش پلیس نیز افراط‌هایی صورت گرفته و کمتر استعدادهای جوان و تازه‌ای به این حیطه وارد شده‌اند. نتیجه این وضعیت، شباهت یافتن فرم و محتوای برخی از سریال‌ها به یکدیگر بوده است.

شخصیت پلیس: به طور کلی به میزانی که عملکرد پلیس، معقول و در چارچوب ضوابط و مقررات بوده، به همان نسبت، باورپذیری و تاثیرگذاری سریال نیز بیشتر بوده است. نشان دادن روابط دوستانه بین نیروهای پلیس در عین رعایت نظم و سلسله مراتب و خالی بودن این نیروها از حب و بغض‌های شخصی و منافع فردی، یکی از نقاط قوت در شخصیت‌پردازی است که در غالب اوقات به آنها توجه شده است. هرچند در برخی موارد و در درام‌های اجتماعی ـ خانوادگی و پلیسی، شخصیت‌‌محوری، پلیسی بوده است که در عین جذابیت، در برخی موارد به دلیل تک‌روی یا اقدامات قهرمانانه خارج از مقررات و حرکات اغراق‌آمیز در برابر خلافکاران، غیرقابل باور به نظر رسیده است.

ساختار کلی داستان‌ها: تقسیم جامعه به چند گروه شامل پلیس، خلافکاران و مردم عادی، نشان دادن عملیات تعقیب و گریز، استفاده از جذابیت‌های بصری فیلم اکشن، توجه به حفظ اقتدار نیروی انتظامی از طریق نشان دادن امکانات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری موجود در اختیار آنان، ایجاد امنیت روانی در مخاطب با نشان دادن هوشیاری و ازخودگذشتگی نیروهای پلیس و سایر مقولات از این دست، محورهای کلی داستان‌های پلیسی بوده‌ که در تمامی آثار به نمایش درآمده مشاهده شده است.

ساختار خانواده پلیس: در زندگی خصوصی اغلب قهرمانان مجموعه‌های پلیسی، خانواده نقش مهمی را ایفا کرده است و «اعتماد»، «احترام»، «مشورت کردن» و «صمیمیت بین زوجین و فرزندان» همواره از ارزش‌هایی بوده که در سریال‌های تولید شده مورد توجه بوده است. «وفاداری»، «صبر»، «درک متقابل»، «همکاری» و «گذشت» از دیگر مواردی بوده که توسط اعضای خانواده و برای حمایت از پلیس در راه انجام وظیفه و تمرکز بر کار، صورت گرفته است. از این نظر می‌توان گفت بازنمایی خانواده‌های پلیس در این سریال‌ها، با تصویری منسجم، همدل و دارای فرهنگ اسلامی ـ ایرانی و از طبقه متوسط اجتماع همراه بوده است. این موضوع هم از جنبه باورپذیری داستان در ذهن مخاطب و هم به لحاظ تبلیغ ضمنی و غیرمستقیم اهمیت و ارزش جایگاه خانواده، از نقاط قوت اغلب سریال‌های پلیسی به‌شمار می‌رود.

جرائم مورد توجه سریال‌ها: اهمیت مواد مخدر در جامعه ما به حدی است که بخش عمده‌ای از سریال‌های پلیسی، با موضوعیت مواد مخدر و مشتقات آن نظیر مواد روان‌گردان، قاچاق و توزیع و فروش مواد و آسیب‌های اجتماعی و خانوادگی ناشی از آن طراحی شده است. به نظر می‌رسد این موضوع همچنان از پتانسیل کافی برای تدوین فیلمنامه‌های بعدی نیز برخوردار است. به شرطی که در دام کلیشه و تکرار گرفتار نشود. آسیب‌های اجتماعی، دزدی، سرقت، جعل اسناد، گروگانگیری، ترور، جاسوسی، اخاذی و کلاهبرداری، مبارزه با نفوذ تیم‌های خرابکار خارج از مرزها، مراقبت از امنیت ملی، جرایم سایبری و حوزه تبادل اطلاعات در فضای مجازی نیز به عنوان برجسته‌ترین مواردی است که بعد از مواد مخدر مورد علاقه سازندگان سریال‌های پلیسی قرار گرفته‌ است. بیشتر این جرایم معطوف به جغرافیای داخل مرزهای کشور است و علاقه‌مندان این دسته از سریال‌ها تاکنون کمتر با اقدامات پلیس ایران در خارج از مرزها و در جهت تامین منافع ملی و تعقیب مجرمان در خارج از کشور آشنا شده‌اند.

دکتر رضا خاشعی - جامعه شناس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها