در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هفته گذشته متهم به قتل در شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران و به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی پای میز محاکمه قرار گرفت. در ابتدای جلسه نماینده دادستان در تشریح کیفرخواست گفت: متهم به نام مجتبی 25 ساله متهم است 28 اسفند سال 87 در یک نزاع خیابانی پسر جوانی به نام محمد را با ضربههای چاقو به قتل رسانده است. با توجه به محتویات پرونده، اعتراف متهم و بازسازی صحنه قتل جرم او از نظر دادسرا محرز است و برای او تقاضای مجازات دارم.
در ادامه مادر مقتول خواستار قصاص قاتل شد.
رئیس دادگاه با تفهیم اتهام به مجتبی از او خواست به دفاع از خود بپردازد. پسر جوان وقتی در جایگاه قرار گرفت در دفاعیاتش گفت: شب حادثه در حال رفتن به خانه دایی خود در اسلامشهر بودم که مقتول و دوستانش با موتور سد راه ما شدند. او شروع به فحاشی کرد. نمیدانم چرا فحش میداد آن هم برای چشم تو چشم شدن. چند بار خواستم آرام شود اما با چاقو به طرفم حمله ور شد. من هم چاقویی که همراه داشتم را از جیبم در آوردم. خیابان تاریک بود و عینکم روی زمین افتاد . نمیدانم چه شد که چاقو به پسر جوان اصابت کرد و او زخمی شد. از ترس فرار کردم. بعد فهمیدم دوستان مقتول او را با موتور به بیمارستان بردند. حتی در میان راه تصادف هم کرده بودند. او به دلیل شدت خونریزی جان سپرد. من نمیخواستم مرتکب قتل شوم و نمیدانم چاقو چطور به پسر جوان اصابت کرد.
رئیس دادگاه: چرا تا به حال حرفی از چاقوی مقتول نزده بودی؟
متهم به قتل: بعد از دستگیری در شوک بودم و نتوانستم همه جزئیات را بیان کنم.
مجتبی در آخرین دفاعیاتش گفت: من قصدی برای قتل نداشتم. مقتول با من درگیر شد حتی من در دفاع از خودم با پا ضربهای به زدم و نمیدانم چاقو چطور به او اصابت کرد.
پس از دفاعیات متهم و وکیل مدافعش قضات دادگاه برای صدور حکم وارد شور شده و مجتبی را برای دومین بار به قصاص محکوم کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: