شکارچی هموطنانم بودم

اشاره: پسر جوان اهل افغانستان است و دو سال قبل برای کار به صورت غیرمجاز به ایران آمد و در حوالی شهریار مشغول کار شد. پس از چند ماه کار ساختمانی به عنوان نگهبان یک باغ استخدام شد. خودش می‌گوید نمی‌دانسته جرم آدم‌ربایی چیست و تمام سناریوی ربودن و اخاذی از پسران افغانی کم سن و سال در یک دورهمی با تعدادی از هموطنانش در باغ کلید خورده است. در حاشیه جلسه بازپرسی، گفت‌وگویی را با این متهم انجام دادیم.
کد خبر: ۸۴۹۵۰۸

چند ساله هستی؟

26 سال دارم.

سواد داری؟

به سبب شرایط کشورم نتوانستم بیشتر از چهار کلاس درس بخوانم.

به چه جرمی دستگیر شدی؟

آدم‌ربایی و اذیت و آزار نوجوانان افغان.

فقط اتباع افغان را می‌ربودی؟

فقط نوجوانان افغانی را که در ایران بودند می‌ربودم تا از خانواده آنها اخاذی کنم. می‌ترسیدم به سمت ایرانی‌ها بروم چون در کمترین زمان دستگیر می‌شدم.

آدم‌ربایی‌ها را چگونه انجام می‌دادی؟

آنها را به بهانه چیدن میوه، خام کرده و به باغی که در آن نگهبان بودم می‌آوردم.

آنها شک نمی‌کردند؟

نه. با یک آژانس دنبالشان می‌رفتم و با وعده پرداخت صد هزار تومان دستمزد روزانه برای چیدن میوه و گردو، آنها را به مخفیگاه خود می‌آوردم.

چند نفر را ربودی؟

چهار نفر.

گروگان‌هایت چند سال داشتند؟

بین 13 تا 19 ساله بودند.

چرا نوجوانان را انتخاب می‌کردی؟

چون آنها سن کمی داشتند و غیرمجاز وارد ایران شده بودند. می‌دانستم اگر از دستم فرار کنند، جرات طرح شکایت ندارند.

طعمه‌هایت را کجا شناسایی و انتخاب می‌کردی؟

با پرسه زدن در محل تجمع کارگران ساختمانی هموطنانم را که سن کمتری داشتند شناسایی و سوار خودرو می‌کردم.

چرا دست به آدم ربایی زدی؟

برای پول. حقوق نگهبانی خوب نبود و من مشکل مالی داشتم. باید برای خانواده‌ام در افغانستان پول می‌فرستادم.

گروگان‌هایت پول داشتند؟

نه. وقتی از آنها پول می‌خواستم فقط روی‌هم رفته 300 هزار تومان پول داشتند. این پول خرج ناهار و شام خودشان در این چند روز شد.

پس چگونه می‌خواستی از آنها پول بگیری؟

از آنها می‌خواستم با خانواده‌هایشان در افغانستان تماس بگیرند و موضوع را بگویند و بعد هم خودم آنها را تهدید می‌کردم تا برای آزادی پسرشان پنج میلیون تومان پول تهیه کنند وگرنه فرزندشان را می‌کشم.

تهدیدت جدی بود؟

من دیگر به آخر خط رسیده بودم به همین دلیل اگر پول را نمی‌دادند برای این‌که دستگیر نشوم آنها را می‌کشتم.

پول را چگونه می‌خواستی بگیری؟

یکی از همدستانم ایرانی بود، قرار شد شماره حساب او را بدهم تا پول را به حسابش واریز کنند و بعد هم با گرفتن پول گروگان‌ها را آزاد و از باغ فرار کنیم.

صاحب باغ متوجه موضوع نشد؟

او هر دو ماه یکبار برای سرکشی به باغ می‌آید و چون می‌دانستم در این چند روز نمی‌آید، تصمیم به اجرای نقشه گرفتم.

اعضای باندتان چند نفر بودند؟

من و یکی از هموطنانم به همراه دوست ایرانی‌ام، سه نفری این نقشه را اجرا کردیم.

چرا گروگان‌هایتان را مورد آزار و اذیت قرار دادید؟

وسوسه شیطان باعث شد این کار را بکنیم و فقط یک پسر 13 ساله را مورد آزار و اذیت قرار دادیم.

او التماس نمی‌کرد؟

خیلی التماس کرد اما گوش ما بدهکار نبود. هر کدام از گروگان‌ها سر و صدا می‌کرد او را مورد ضرب و شتم قرار می‌دادیم. آنها از ترس کتک آرام می‌شدند و دیگر سر و صدا نمی‌کردند.

با این آدم‌ربایی توانستی به پول هم برسی؟

نه. یک روز قبل از گرفتن پول از خانواده دو نفر از نوجوانان، توسط پلیس شناسایی و دستگیر شدیم.

پلیس چطور متوجه ماجرا شد؟

از این‌که قرار بود پول به دستمان برسد خوشحال بودیم و با همدستانم در باغ برای خودمان مهمانی گرفتیم و تا ساعت 2 شب چند مدل غذا خوردیم و خوشگذرانی کردیم. از خستگی زیاد همگی خوابمان برد و گروگان 13 ساله با فرار از پنجره کوچک اتاق توانست خود را به باغی دیگر برساند و از آنجا موضوع را به پلیس اطلاع دهد. بعد هم ماموران سررسیدند و ما را دستگیر کردند. سه پسر دیگر نیز آزاد شدند.

فکر می‌کردی دستگیر شوی؟

نه. نقشه ما خوب بود و اگر آن شب پسر نوجوان فرار نکرده بود ما به پول‌ها می‌رسیدیم و آنها را هم آزاد می‌کردیم.

اگر پول می‌گرفتی دیگر گروگانگیری نمی‌کردی؟

اگر دستگیر نمی‌شدم و به پول می‌رسیدم مطمئن باشید این کار را تکرار می‌کردم.

همدست ایرانی ات شناسایی شد؟

او زیاد به باغ رفت و آمد نداشت و فکر می‌کنم بعد از دستگیری ما متوجه ماجرا شده و فرار کرده باشد.

می‌دانی چه مجازاتی در انتظارت است؟

نمی‌دانم، فکر کنم چند سالی به زندان بیفتم و بعد هم به علت اقامت غیرمجاز طرد شوم.

مجازات آزار و اذیت اعدام است.

یعنی من را هم اعدام می‌کنند؟ فکر می‌کردم فقط چند سال به زندان بیفتم.

مجید غمخوار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها