چند روایت از تاکسی‌ها و تاکسی‌دارهای عجیب و غریب جهان

معمولی‌هایی که شگفتی‌ساز شدند

تاکسی، برای بسیاری از ما چیزی نیست جز یک وسیله معمولی و روزمره برای حمل‌ونقل درون‌شهری، اما زندگی آدمی به نوعی است که حتی این وسیله روزمره و عادی هم می‌تواند باعث و بانی شگفتی‌هایی شود. سایت شگفتی‌های ODDEE گزارشی از شگفتی‌های ایجاد شده در تاکسی‌های شهرهای مختلف جهان تهیه کرده است. خواندن این گزارش را با این دانسته آغاز کنید که اغلب تاکسی‌ها در جهان، به صورت خطی یا گردشی در شهر فعالیت نمی‌کنند، بلکه به زبان ما، فعالیت آنها فقط به صورت دربستی است.
کد خبر: ۸۴۸۲۱۱

نخستین موردی که در این گزارش به عنوان یک شگفتی در تاکسی‌های نیویورک مطرح شده، مربوط به یک راننده شوخ‌طبع است. ماجرا این است که یک راننده نیمه وقت خطوط تاکسیرانی نیویورک تصمیم می‌گیرد کمی سر به سر مسافرانش بگذارد و برای همین یک مار واقعی 4 متری را به داخل تاکسی‌اش می‌آورد و در حین حرکت آن را از محفظه خود آزاد می‌کند. برای این‌که ماجرا کمی هیجانی‌تر هم شود؛ این راننده به درخواست‌های مسافران برای توقف تاکسی توجهی نکرده و ضمنا از این کار خود فیلمی هم تهیه و منتشر کرده است! برای شما آرزو می‌کنیم که هیچ‌گاه اسیر یک راننده شوخ‌طبع، آن هم از نوع نیویورکی آن نشوید.

ماجرای دوم هم شگفت‌انگیز است، اما به قول سینمایی‌ها پایان آن خوش است. قضیه این‌طور است که راننده یک تاکسی، مسافری را از نقطه A به نقطه B می‌برد. وضعیت معمول این است که این مسیر کرایه مشخصی داشته باشد که در اینجا 4 دلار بوده است، اما ماجرای شگفت اینجاست که مسافر، 995 دلار پرداخت می‌کند یعنی نزدیک به 200 برابر بیشتر. وقتی راننده تاکسی تعجب خود از این کار را بیان می‌کند؛ مسافر می‌گوید می‌داند دارد چه کاری انجام می‌دهد و به این ترتیب، شاید بهترین و بیشترین انعام در طول یک سال، گیر راننده تاکسی فیلادلفیایی می‌آید. یک نمونه دیگر از این مسائل مربوط به راننده‌ای بود که از بخت خوبش، یک نقاش معروف، مسافر او شد. در طول مسیر، آنها از علاقه به نقاشی حرف زدند و در کمال تعجب، مسافر نقاش در پایان مسافرت کوتاه، به او یک نقاشی هدیه کرد. ماجرا وقتی عجیب‌تر شد که این نقاشی به قیمت5000 پوند یعنی تقریبا معادل 30 میلیون تومان ما فروخته شد. انعام که همیشه نباید نقدی باشد. این‌طور نیست؟

ممکن است تصور شما هم این باشد که رانندگان تاکسی، اصولا انسان‌هایی بی‌اعصاب، ناراحت و بی‌حوصله هستند، ولی اتفاقات عجیبی که به‌عنوان مورد سوم و چهارم می‌خواهیم برای شما ذکر کنیم این تصورات را به هم می‌ریزد. ماجرای سوم این است که یک راننده تاکسی وقتی می‌بیند یک اردک مادر به همراه فرزندان خود در کنار یک خیابان شلوغ گیر افتاده ‌است؛ کار خود را متوقف می‌کند، آنها را به صورت یک مسافر در صندلی عقب می‌نشاند و به یک مرکز نگهداری از حیوانات می‌برد. نکته جالب این است که این حیوانات درست مثل یک مسافر جنتلمن البته با کمی تعجب، در عقب این تاکسی می‌نشینند و تا مقصد، ابدا بی‌قراری نمی‌کنند. از آن سو در ماجرای چهارم با تاکسی‌دارانی از شهر شیکاگو روبه‌رو هستیم که تصمیم‌ می‌گیرند یک تقویم مخصوص به خود را چاپ کنند و از این‌رو با تاکسی‌های خود و با لباس‌های مختلف ژست می‌گیرند تا عکس‌هایشان در این تقویم خاص منتشر شود. بنابراین باید کمی در آن تصور اولیه تجدیدنظر کنید و بدانید که گاهی ممکن است راننده تاکسی‌های سرخوش یا خجسته‌دلی هم پیدا شوند. (یکی از آنها همین آقای احسان مشهدی بود که تا مدتی پیش در صفحه 72 ملت چمدان خاطره سفرهای درون شهری‌اش در ینگه دنیا را می‌نوشت)

اما، تاکسی‌دارها چه از نوع بی‌حوصله و چه از نوع خوش‌ذوق در یک چیز مشترک هستند و آن این‌که تقریبا همه عاشق کارشان هستند. آن‌قدر عاشق که ممکن است مثل تاکسی‌دار پورتوریکویی وصیت کنند که تابوتشان، تاکسی باشد. بله. یک تاکسی‌دار چنین وصیتی کرد و خانواده هم برای عمل به این وصیت او را به صورت یک راننده پشت تاکسی و در حالی که دستانش به فرمان بود، به سمت خانه ابدی بدرقه کردند. البته گفته شده که مردم در این نقطه از جهان، رسومات عجیب و غریبی دارند، به نوعی که شاید بتوان گزارش مستقلی از این آداب و سنت‌های عجیب نوشت.

دست آخر هم باید یاد کنیم از دیگر رانندگان و تاکسی‌های عجیب و غریبی که در جهان و حتی کشور خودمان دیدیم. از راننده تاکسی ابوظبی که با دست و دلبازی مسافرش توانست به پارک گرانقیمت فراری در این شهر برود، به آرزویش برسد و سوار فراری شود تا راننده تاکسی که به دستگیری دو مجرم در آمریکا کمک کرد و یک قهرمان ملی شد. در همین ایران خودمان هم کم نیستند تاکسی‌هایی که شگفتی آفریدند. از تاکسی سبز جنگلی گرفته که به قول خودش، نخستین تاکسی ارائه‌دهنده وای‌فای در جهان است تا تاکسی که از مسافرانش پذیرایی می‌کند و تاکسی که به یک کتابخانه سیار تبدیل شده است. شاید باید در آن جمله اول تجدیدنظر کنیم. تاکسی دیگر یک وسیله معمولی نیست.

مصطفی مسجدی آرانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها