من حقیقت را بر سـر نیزه دیدم

«عبدالله جوانی مسیحی است که تازه به اسلام روی آورده و دل در گروی عشق راحله دختر زید دارد. وی در جریان عروسی با راحله، ندایی می‌شنود که او را به یاری فرا می‌خواند، عبدالله به سمت کربلا می‌تازد و هنگام عصر عاشورا به آنجا می‌رسد و...» این چند خط خلاصه داستان فیلمی است که سال 1373 ساخته شد و با صحنه‌های تکان‌دهنده‌اش از قیام عاشورا و حواشی آن چشمان خیلی‌ها را خیس کرد. شهرام اسدی این فیلم را بر اساس فیلمنامه‌ای که بهرام بیضایی سال 1361 نوشته بود کارگردانی کرد.
کد خبر: ۸۴۸۲۰۹

از زمان تولید فیلم تا الان هر سال محرم و صفر تمام یا بخش‌هایی از فیلم «روز واقعه» روانه آنتن تلویزیون شده است. گفته شده این فیلم بیش از 40 بار از تلویزیون پخش شده و از این نظر رکورددار است. درونمایه روز واقعه‌ آن قدر عمیق و غنی است که با دوباره دیدنش می‌توان نکات جدیدی را از دل داستان کشف کرد.

عاشورا از زاویه نگاه یک تازه‌مسلمان

یکی از نکات ظریفی که در شخصیت‌پردازی فیلم لحاظ شده این است که ما در کانون روایت با یک قهرمان کم‌اطلاع تازه مسلمان طرف هستیم. مخاطب روز واقعه همه چیز را از زاویه نگاه جوان نصرانی می‌بیند که به‌تازگی به دین اسلام مشرف شده است.
اگر عبدالله یک مومن پخته و ریشه‌دار بود آن‌گاه شاید حرف‌ها و کنش‌هایش آمیخته به شعار می‌شد. اما جوان تازه مسلمان در مقام یک ناظر بی‌طرف وارد گود حق‌طلبی می‌شود و نسبت به اتفاقات روز عاشورا واکنش نشان می‌دهد. از این‌رو مخاطبی که اطلاعات زیادی نسبت به واقعه کربلا ندارد هم می‌تواند با این جوان تازه‌مسلمان همذات‌پنداری کند.

در کنار این امتیاز، فیلمنامه‌نویس کنایه‌ای می‌زند به مسلمانانی که درک درست و عمیقی از پیام عاشورا ندارند. برادران زید (همسر عبدالله) این گروه از مسلمانان را نمایندگی می‌کنند. هنگامی که عبدالله جشن عروسی را نیمه‌کاره می‌گذارد و به سمت منبع پیام می‌شتابد برادران راحله سد راهش می‌شوند. آنها قصد کشتنش را می‌کنند اما راحله از همسرش حمایت می‌کند و مشوق عبدالله می‌شود تا برود و حقیقت را دریابد. فیلمنامه‌نویس از زبان پدر زید پاسخ این گروه از دینداران را می‌دهد. پدر زید به پسرانش می‌گوید: «اگر تو مسلمانی از پدر داری او این گنج را به رنج خویش
یافته است.»

خودستایان تکیه بر اریکه‌ها زدند

در بین فیلم‌های سینمایی روز واقعه و رستاخیز شاخص‌ترین آثاری هستند که به ماجراهای روز عاشورا می‌پردازند. نکته جالب درباره فیلم روز واقعه این است که برخلاف رستاخیز در مسیر قصه هیچ‌یک از قهرمانان اصلی حادثه کربلا حضور ندارند، اما فیلمنامه‌نویس در رویکردی هوشمندانه آن قدر به این قهرمانان نزدیک شده که انگار حضورشان در لحظه‌لحظه فیلم حس می‌شود. عبدالله پیرو راهی می‌شود که پیش‌تر توسط سالار شهیدان و همراهانش طی شده‌است. او هر جا می‌رود رد پایی از پیشوایش می‌بیند و عطر حضور قافله کربلا را در دلش حس می‌کند. هفت منزلی که بر سر راه عبدالله قرار گرفته‌اند هر کدام یک کارکرد مهم دارند. عبدالله در هر یک از این منزل‌ها بخشی از انگیزه‌های امام حسین(ع) از قیام را درمی‌یابد و با ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری ایشان آشنا می‌شود. در بخشی از مسیر نگهبان بتخانه تخریب شده حرفی می‌زند که شوق عبدالله را برای روانه شدن بیشتر می‌کند. او از قول امام حسین(ع) گفت: «چگونه سنگی بر بتان مرده بیندازم. حال آن که بتان زنده بر زمین‌اند.»

در سکانسی دیگر که زنان و مردان عرب مشغول سوگواری هستند، پیرمرد صحرانشین رو به عبدالله می‌کند و می‌گوید: «هفت روز پیش از این حسین بن علی(ع) تقریبا جایی ایستاده بود که اینک تو ایستاده‌ای. این سنگی است که او بر آن پا نهاد. این جایی است که زینب نماز کرد. این تیرکی است که ذوالجناح را به آن بستند. این دلوی است که عباس علمدار دو دست خود را در آن شست.»

پیرمرد از زبان سالار شهیدان گفته‌هایی را نقل می‌کند که در واقع اشاره به بخشی از انگیزه‌های قیام عاشورا دارد: «خودستایان تکیه بر اریکه‌ها زدند؛ کتاب خدا را چنان می‌خوانند که سود ایشان است... این نیست آنچه ما می‌گفتیم.»

عبدالله سوار بر اسبی می‌شود که پیشوایش به او هدیه کرده‌ است. او دنبال شمشیرش می‌گردد، اما خبری از شمشیر نیست. ماموریت عبدالله فقط این بوده که چند ساعت پس از جنایت لشکر یزید به آنجا برسد و پیام‌آور حماسه کربلاییان باشد. او صدای بانویی از بازماندگان (احتمالا حضرت زینب) را می‌شنود که به او می‌گوید: «برگرد ای جوانمرد و خبر ما را ببر.»

عبدالله ماموریتش را به‌درستی به انجام می‌رساند و پس از بازگشت به دیارش به مردم می‌گوید: «من حقیقت را در زنجیر دیدم. من حقیقت را پاره‌پاره بر خاک دیدم. من حقیقت را بر سر نیزه دیدم...»

عزاداری یک هیات جلوی پرده سینما

علیرضا شجاع‌نوری، بازیگر نقش عبدالله سال گذشته پس از نمایش فیلم روز واقعه در نشست نقد و بررسی فیلم این فیلم که در قالب هفته فیلم‌های عاشورایی در برج میلاد تهران برگزار شد به نکات جالبی درباره فیلم اشاره کرد و گفت: اسبی که در فیلم روز واقعه مورد استفاده قرار گرفت، هدیه ترکمنستان به آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی بود و قرار شد آموزش داده شود.

وی با اشاره به این‌که فیلم روز واقعه در زمان اکران خود با استقبال مواجه نشد گفت: آن زمان فیلم را در محرم و صفر اکران کردند اما به دلیل آن‌که همه مردم در فضای ایام محرم بودند به تماشای فیلم نیامدند؛ اما کسانی که آمدند فیلم را دوست داشتند. مثلا یک روز صبح یک هیات عزاداری به دعوت ما به تماشای فیلم آمد و در میانه فیلم آن‌قدر متاثر شدند که جلوی پرده رفته و شروع
به عزاداری کردند.

چرا هدیه تهرانی راحله نشد؟

دو سال قبل از این‌که هدیه تهرانی وارد دنیای بازیگری شود، بازی در نقش راحله فیلم روز واقعه به او پیشنهاد شد. این بازیگر نقش را نپذیرفت و تصمیم گرفت کارش را با کارگردان دیگری آغاز کند. این جسارت از سوی فردی که آن زمان نه شهرت داشت و نه سابقه بازیگری کمی عجیب به نظر می‌رسید. هدیه تهرانی برای نقش راحله گریم هم شد؛ اما در نهایت این نقش به لادن مستوفی رسید. هدیه تهرانی بلندپرواز، کوتاهی نقش و دیالوگ‌های کم آن را بهانه کرد و دست رد به سینه پیشنهاددهندگان زد. او توسط محمدرضا شریفی‌نیا به هدایت فیلم معرفی شد. عبدالله اسکندری او را گریم کرد و عکس گریم‌شده او را در آرشیو دفتر هدایت فیلم قرار داد. هدیه تهرانی حتی بخشی از دیالوگ‌های راحله را هم ادا کرد؛ اما در نهایت قید دستمزد 100 هزار تومانی این فیلم را زد و انصراف داد. لادن مستوفی که در نهایت بازیگر نقش راحله شد، آن زمان همچون هدیه تهرانی تازه‌کار بود. او چند سال پس از ساخت روز واقعه با شهرام اسدی، کارگردان این فیلم ازدواج کرد که این خبر در آن زمان کلی سر و صدا به پا کرد.

احسان رحیم زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها