زنان، قربانیان طلاق

دکتر پرویز رزاقی/ روان‌شناس: پس از طلاق و به‌دلیل وجود فرهنگ مردسالاری در جامعه، اغلب آسیب‌ها و مشکلات بیشتر متوجه زنان می‌شود. علاوه بر نقش فرهنگ‌پذیری، از نظر مسئولیت‌های اجتماعی و همچنین روابط بین فردی دیده شده که زنان با چالش‌های متعددی دست و پنجه نرم می‌کنند. زیرا خانم‌ها در زندگی مشترک نیازمند دریافت حمایت عاطفی توسط همسران خود هستند و حالا نبود این حمایت عاطفی، مشکلات عدیده‌ای را برای زنان مطلقه ایجاد خواهد کرد.
کد خبر: ۸۴۵۳۱۶

اولین مشکلی که در مسیر این زنان قرار دارد، کمبود حمایت عاطفی، تبعیض‌های جامعه و نگاه‌ها و برداشت‌های غلط است و به نوعی باعث احساس نبود امنیت و به خطر افتادن سلامت روحی و روانی آنان می‌شود. زنان با توجه به عرف جامعه مجبورند تحت کنترل‌های شدیدتری باشند. به‌راحتی نمی‌توانند در جمع‌ها و محافل خانوادگی حضور پیدا کنند و ارتباطات و نوع کلامشان باید با احتیاط بیشتری همراه باشد و در عین حال رفت و آمدهایشان نیز تحت کنترل بیشتری قرار می‌گیرد.

این آسیب تا جایی پیش می‌رود که زنان مطلقه حتی در خندیدن و لباس پوشیدن و نوع آرایش‌شان محدودیت‌های بیشتری برای خود قائل می‌شوند که مبادا دیگران در مورد آنها دچار سوءبرداشت شوند. اگر این مراقبت‌های شدید واقعی هم نباشند، زن مطلقه این مساله را در ذهن خود می‌پروراند و رفتار خود را کنترل می‌کند. چه بسا که این موضوع ناشی از شنیده‌هایی است که متوجه زنان مطلقه شده است. هرچند که این نوع نگاه نادرست در مورد خود آنان اعمال نشده باشد، اما براساس شنیده‌ها، رفتارهای خود را کنترل می‌کنند.

خانواده حمایتگر باشد، نه استخوان لای زخم

در این میان خانواده‌ها نقش بسزایی را در بحران فرزند مطلقه‌شان می‌توانند ایفا کنند. فارغ از این‌که در جریان طلاق حق با زن بوده یا شوهرش، پیشنهاد می‌کنیم او را مورد حمایت خود قرار دهند. اگر قرار بر این باشد که خانواده نیز در کنار آزار و اذیت‌هایی که جامعه دارد، شکنجه‌های روانی را روی فرزند خود اعمال کنند، تنها به گسست سلامت روانی زن مطلقه می‌انجامد.

هرچند بهتر بود خانواده قبل از وقوع طلاق، از طریق مشاوره مانع وقوع جدایی می‌شد. در چنین مواردی توصیه می‌کنیم خانواده از فرزند خود حمایت کند و به او زخم زبان نزند. به جای این‌که محدودیتی برای او قائل شوند از او بخواهند که با نظارت خانواده به فعالیت‌های خود ادامه دهد و درواقع با این رفتارها، حس امنیت در درون زن مطلقه برانگیخته شود.

اگر او شرایط خاصی دارد و می‌خواهد ادامه تحصیل دهد یا شاغل است و می‌خواهد کار کند، بهتر است خانواده این فرصت را به او بدهند، نه این‌که بگوید اگر بروی مردان در مورد تو برداشت‌های بدی می‌کنند، چراکه اعلام چنین استدلال‌هایی احساسات فرد را جریحه‌دار می‌کند و او را به مقاومت وامی‌دارد. چه بسا چنین زنی که با هوشمندی پدر و مادر می‌تواند به دامان خانواده برگردد، با این رفتارها از خانواده خود فرار کرده و زندگی مجردی را در پیش می‌گیرد.

در شکل بسیار ناخوشایند این تعامل، ازدواج دائم یا موقت است که زن تمایلی به آن ندارد و به اجبار تن به آن می‌دهد. در نهایت این‌که خانواده‌ها باید طوری رفتار کنند که پس از بازگشت فرزندشان به خانه دوباره احساس دختر خانه بودن به او دست بدهد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها