در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عنوان یک اثر یا نمایشگاه و یا رخداد هنری، اولین مرحله برای آشنایی مخاطب با آن است. چرا برای این نمایشگاه عنوان «خاطرات دور» را انتخاب کردید؟
ذهنیتی که از هنر گذشته برای ما تداعی میشود، سرشار از خاطرات خوشرنگ و لعاب و دلنشین است. در جایجای این کشور که قدم میگذاریم، گذشته فرهنگی و هنری رنگینی را میبینیم که در یاد و خاطره میماند. این خاطرات گرچه دور است، ولی ذهنیت نزدیک و ماندگاری دارد. در واقع این فضای فکری موجب شد تا من این عنوان را برای نمایشگاهم انتخاب کنم.
هدف شما از پرداختن به این موضوع چه بود؟ این که سراغ نقشها و فرمهای سنتی و بومی ایران بروید و آنها را در قالبهای نوین به تصویر بکشید؟
ما وقتی کالای ناب و متاعی گرانبها داریم، چرا سراغ کالا و متاع دیگران برویم. این همه نقش و رنگ در هنر ما بوده و ریشه دارد. هر تکه از آن به لحاظ فرم و ترکیببندی رنگ و... بینظیر است. بازنمایی آن برای نسل جدید امری مهم و قابل توجه است. کارهای من با رویکردی مدرن ریشههای هنری گذشته را میجوید و سعی دارد آن را با زبان امروزی عجین و بیان کند.
چرا سراغ سبک سوررئالیسم رفتید و از این شیوه به عنوان قالب بیان ایدههای مورد نظرتان استفاده کردید؟ آیا این سبک امکانات خاصی برای کار شما دارد؟
آنجا که تخیل به میان میآید، اثری خلق میشود. وقتی بنمایههای رئالیستی اثر را فدای جنبههای غیرواقعگرایانه میکنیم، از تعاریف زمینی و کلیشهای جدا میشویم و ذهنیتی جدید معرفی میشود که برای تماشاچی و مخاطب جالب و تفکربرانگیز است. سوررئالیسم در کارهای من ایدئولوژی جدیدی را میطلبد که از هنر سنتی فاصله بگیریم و دنیای معاصر را جستجو کنیم. با این نکته که فراموش نکنیم این ایدهها چه ریشهای در گذشته داشته و چه گستره باشکوهی را گذراندهایم. بنابراین تلاش من این بود تا قابلیتهای سوررئالیسم را برای آثارم به کار بگیرم.
شما تاکید ویژهای بر اهمیت مطالعه و پژوهش برای ارتقای آفرینش هنری دارید. این حوزه چه نقشی در خلق نقاشیهایتان داشته و چقدر در اجرا از آن استفاده میکنید؟
مطالعات گسترده من در طول سالها بر هنر ایران و هنر اسلامی، افق بسیار گستردهای را برایم نمایان کرد. مقالات متعددی که در زمینههای مختلف هنر نوشتم و دریچههای جدیدی که در مسیر نوشتن آنها برایم روشن شد، همه زمینهساز بستری بود که کنار نقاشیهایم به رویکرد و نگاه جدیدی به هنر برسم. بیشک زوایای پیچیدهای که در هنر ما پنهان است، در پی مطالعات مختلف روشن میشود.
کسانی که برای دیدن نمایشگاه به گالری گلستان آمده بودند، نظری خاص درباره موضوع و فرم آثار داشتند؟ آیا فرصتی پیش آمد با بازدیدکنندگان به طور مستقیم صحبت کنید؟
بله، هم در افتتاحیه نمایشگاه و هم در روزهای بعد فرصتی پیش میآمد تا با کسانی که برای دیدن نقاشیها آمده بودند، صحبت کنم. برای بعضی از مخاطبان، ایرانی بودن این نقاشیها جذاب و جالب بود و به نظرشان روح این آثار خیلی ایرانی میآمد. برخی دیگر میگفتند هیچ وقت تصور نمیکردند میشود از این منظر به کاشی نگاه کرد و زیباییهای آن را دید. عمق تصاویر و نقش و رنگ آنها هم خیلی برای مخاطبان این نمایشگاه جذاب و متفاوت بود. این که برپایی این نمایشگاه در کنار جنبههای فنی و هنری آن موجب شده بود تا بینندهها با خوشحالی و حس مثبتی به یک تجربه خوب دست پیدا کنند، برای من بهترین موفقیت و نتیجه است.
به مخاطب اشاره شد و بد نیست کمی بیشتر به ارتباط بین هنرمند و مخاطب هنر بپردازیم. به نظر شما با توجه به تغییرات صورت گرفته در دنیای امروز چه اتفاقی باید بیفتد تا یک هنرمند و آثارش به طور مستمر مورد توجه مخاطب قرار گیرد؟
به نظرم مهم در اینجا ایستادگی و پشتکار هنرمند است و این که هنر آنها به سلیقه مخاطب پاسخ میدهد. ارتباط با مخاطب در دنیای هنر تعیینکننده است و تداوم هنرمند در خلق اثر هنری و حضورش در فضاها و مجامع هنری را امکانپذیر میکند. نباید فراموش کنیم که در عرصه هنر این مخاطب واقعی است که تا حدود زیادی خطمشی را مشخص میکند و فرآیند رشد مخاطب و هم هنرمند تا حدود زیادی در یک مسیر مشترک است.
پریسا قاسمزاده
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: