در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حالا بیش از سه دهه از مرگ سهراب، آدمی در ایران نفس میکشد که میتوان او را دست کم به لحاظ ظاهر، سهراب ثانی نامید. علی قویتن، فیلمنامهنویس، بازیگر و کارگردان متولد درگز، یکی از شهرهای استان خراسان رضوی در شمال شرقی ایران است که از سال 70 تاکنون در سینما فعالیت میکند. او تقریبا هر ژانری را در دوران کاریاش تجربه کرد؛ از عشق من شهر من با پسزمینه جنگ تحمیلی و زندگی مهاجران با بازی علی نصیریان و فیلم توطئه با موضوعی جنایی با بازی امین تارخ تا فیلم نسکافه داغ داغ با بازی خسرو شکیبایی و یکتا ناصر.
اما نمیدانم چه شد که قویتن که برخلاف نام خانوادگیاش، جثهای لاغر و شکننده و قدی بلند دارد، از جایی به بعد در سینما و فیلمسازی دچار استحاله شد. هنوز منشا دقیقا گرایش به سهرابنمایی و زیست سپهریوارش مشخص نیست و معلوم نیست چه کسی نخستینبار به شباهت ظاهری او با سهراب سپهری اشاره کرد و او را در مسیر سهراب شده انداخت. قویتن از جایی به سمت ساخت فیلمهایی مستقل و دور از جریان رایج و حرفهای و تجاری سینمای ایران، ساده، با مفاهیم انسانی و با حضور خودش در نقش اصلی و قهرمانان کودک و نوجوان در دل روستاهایی بکر و باصفا رو آورد. گرچه فیلمهای او در پرداخت از استحکام خاص و ویژگی برجستهای برخوردار نیست، اما نفس و نیت پاک و درست و مبتنی بر شرافت و انسانیت دارد و اتفاقا در جشنوارههای ایرانی و خارجی مورد توجه هم قرار میگیرد. او چند سالی است کاملا با هیبت سهراب سپهری در فیلمها و زندگی شخصی ظاهر میشود و مهمتر از همه در حال تحقیقاتی گسترده برای ساخت فیلمی براساس زندگی سهراب سپهری است. او حتی در رفتار هم سعی میکند سهرابوار عمل کند، چه با متانت در گفتار و رفتار و چه با پیشه گرفتن شعر و نقاشی.
او این روزها جز این که با فیلمی با نام «آسمان آبی مادرم» در بخش مسابقه بیست و نهمین جشنواره فیلمهای نوجوانان در همدان حاضر است، دست به کار بامزهای هم زده و یکی از معدود سرگرمیها و نکات قابل اشاره و حاشیهای این رویداد است. او یک تابلوی سفید بزرگ را کنار تالار شهید آوینی شهر همدان قرار داده و انواع قلمموها و رنگ و روغنهای نقاشی را هم مهیا کرده و صبح و عصر نوجوانان مختلف همدانی را که از مدرسه برمی گردند، فرامیخواند و آنها را به مشارکت در نقاشی دعوت میکند. البته این مشارکت طوری است که او به کسی اجازه نقاشی نمیدهد، بلکه فقط روپوشهای سفیدی را تن نوجوانان میکند و از آنها میخواهد رنگ موردعلاقه خود را انتخاب و با قلممو آن را به هر شیوهای که میخواهند، روی بوم سفید بپاشند. او گفته در روز پایانی جشنواره دلیل این کار و هدفش را توضیح خواهد داد، اما تا اینجا شخصا یک ماهی و یک پرنده را روی تابلو کشیده است!
سهراب ثانی و قویتن اول هرچه باشد، هنرمند و آدم نازنین، بامزه و خوشمعاشرتی است، حتی اگر تابلوی نقاشیاش یک هزارم تابلوهای سهراب سپهری فروش نکند، شعرهایش به یاد هیچکس نماند و فیلمهایش در فهرست ده فیلم محبوب ـ یا صد فیلم و هزارفیلم محبوب ـ هیچ علاقهمند به سینمایی نباشد.
علی رستگار
فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: