بهبود وضعیت تهران که براساس آخرین گزارشهای مرکز آمار ایران، به بزرگترین مبدا و مقصد مهاجران در کل کشور تبدیل شده، موضوع جدیدی نیست؛ فقط کافی است چرخی در دنیای خبرها بزنیم تا به آمار مهاجرت ۹۷۸ هزار و ۸۱۱ نفر در فاصله سالهای 85 تا 90 به تهران برسیم. اما آمار وجود مهاجران بین بیخانمانهای تهران، موضوع جدیدی است که مورد توجه مسئولان زیادی قرار گرفته؛ عباس صلاحی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس یکی از آنهاست که در این باره به جامجم میگوید: بعید میدانم این آمار درست باشد، کسی که به شهر بزرگی مثل تهران میآید درست است که ممکن است جایی برای خوابیدن نداشته باشد، اما این طور هم نیست که به او لقب بیخانمان بدهیم. بیشتر این مهاجرها یا به صورت خانوادگی مهاجرت میکنند که قطعا برای خودشان یک اتاق هم که شده اجاره میکنند تا آواره کوچه و خیابان نباشند یا اینکه اگر برای کار و بهصورت فردی پا به تهران میگذارند بیشترشان در همان جایی که به کار مشغول میشوند، اقامت میکنند؛ چه رستوران، چه کارگاه و... به نظر من بیخانمانهای تهران، گروههای دیگری هستند که ما آنها را جزو افراد آسیبپذیر جامعه میدانیم؛ بیخانمانها اصولا کار درستی ندارند، درحالی که مهاجران سختترین کارها را هم برای کسب درآمد و روزی انجام میدهند.
تهران هنوز شهر آرزوهاست
صلاحی با اشاره به راهکارهای پیشنهادی برخی مسئولان درباره جلوگیری از مهاجرت روستاییان به تهران مانند انتقال پایتخت میگوید: ما نمیتوانیم درِ شهر تهران را ببندیم و بگوییم کسی وارد نشود. الان دیگر دوره قدیم نیست که دروازه بگذاریم و ورود و خروج را کنترل کنیم. همیشه در حاشیه شهرهای بزرگ حاشیهنشینها هم وجود داشتهاند؛ چه معضل باشند و چه نباشند باید آنها را بپذیریم. اینکه جمعیت تهران در این چند سال چندبرابر شده به دلیل این است که برای جمعیت روستایی کشورمان، تهران هنوز شهر آمال و آرزوهاست؛ برای اینکه روند مهاجرت را کنترل کنیم نباید کار خاصی در تهران انجام بدهیم؛ بلکه باید به وضعیت مناطق روستاییای که در حال خالی شدن هستند رسیدگی کنیم و رفاه و آن چیزی را که باعث میشود برای سکونت مناسب باشد در آنها ایجاد کنیم، مثل اشتغال، امکانات تفریحی، درمانی و... .
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم