در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مدتی که در روزنامه ایران معاون استاد بودم، علاقه شدیدش را به کارش میدیدم. زمانی که مشغول نوشتن میشد دیگر متوجه دنیای اطرافش نبود. انگار زمان متوقف شده تا او بنشیند و گزارش یا خبری را به رشته تحریر درآورد. حتی گاهی دوستان قدیمی برای دیدنش به دفتر روزنامه میآمدند و او فقط سرش را از روی نوشتهها بلند میکرد و به حالت غریبی سلام میکرد و دوباره به کارش ادامه میداد. کاملاً مشخص بود که در آن زمان به جز کارش نمیتوانست روی چیز دیگری متمرکز شود.
کارش بر همه چیز اولویت داشت. در مدت همکاریام با او گاهی دوست داشتم مرخصی بگیرد و به روزنامه نیاید تا به تنهایی صفحهبندی کنم، ولی متاسفانه این فرصت هیچوقت پیش نیامد. با خودم میگفتم مگر میشود که فردی در مدت نزدیک به پنج سال حتی یک سفر خانوادگی هم نرود؟ و با دیدن آقای بلوری دریافتم که این کار امکانپذیر است. همیشه مرخصیهایش میسوخت. در این مدت زمان فقط دو سه بار به دلیل رفتار بدی که با ایشان داشتند او سر کار نیامد و من موفق شدم به تنهایی صفحه ببندم، البته زمانی هم که بودند همیشه نظرمان در مورد صفحهبندی و دیگر موارد همسو بود. در مورد آن دو سه مورد قهر هم باید یادآوری کنم به دلیل آنکه نبودنشان در دفتر غیرممکن بود همیشه یک اکیپ به دنبالشان میرفتند و او را بازمیگرداندند.
او هیچ وقت در کارش با کسی تعارف نداشت. حتی گاهی اوقات دیگران به این دلیل از او ناراحت میشدند ولی در زمینه خبر هرکاری میکرد تا بتواند بیانی صادق داشته باشد. حتی شاید دیگران رنجیدهخاطر میشدند ولی او کوتاه نمیآمد.
شاید بتوان سازشناپذیری را یکی دیگر از صفتهای ایشان در کار خبر بشماریم. آقای بلوری دنبال رانت از طریق روزنامه نبود بسیاری از امتیازاتی که روزنامهنگاران دیگر گاهی اوقات از آنها بهره میبردند را نداشت و سعی میکرد هیچوقت از این امکانات استفاده نکرده و خود را برای این امتیازات مدیون کسی نکند. خلاقیت او در روزنامهنگاری زبانزد است. محمد بلوری درباره عمل پیوند قلب در قالب خبری چنان پرداخت هنرمندانهای داشت که هر انسانی را به فکر میانداخت. او در یکی از گزارشهایی که درباره عمل پیوند قلب نوشت، توانست نظر بسیاری از افراد را در این باره تغییر دهد و شاید بتوان گفت در مورد اهدای عضو و بخشیدن حیات دوباره به یک انسان نقش مهمی داشت و باعث شد که گروهی از افراد جامعه از موضوع اهدای عضو حمایت کنند.
محمد بلوری از نسل روزنامهنگارانی است که شاید بندرت بتوان پیدایشان کرد. شریف است و صادق. با تمام وجود به کارش و مردم پایبند است و هیچ وقت صداقت کلام را در کار خبر کنار نگذاشت. اینها مهمترین مشخصههای یک روزنامهنگار است که او همه را در خود داشت.
دکتر داوود صفایی - استاد دانشگاه و روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: