رنج مضاعف خبرنگاران

«این همه دزدی شده می خواهی بیایی تو چه کار؛» فکر کنم این درست همان جمله ای است که سرباز دژبان نیروی هوایی از پشت میله های ورودی شهرک توحید به من و خبرنگار ژاپنی که در کنارم ایستاده بود ، گفت ، و آن وقت با دست ما را به عقب هل داد.....
کد خبر: ۸۲۲۲۸

خبرنگار ژاپنی ، انگار جمله سرباز را که با تاکید بر کلمه (دزدی) مثل ضبط صوت دائم تکرار می شد را نمی فهمید و برای همین تقلا می کرد با مترجمش وارد منطقه شود. اما وقتی که سرباز دیگری که شاهد ماجرا بود، باتوم به دست به سمت ما دوید و با مترجم ایرانی او که برای ورود اصرار داشت ، یقه به یقه شد، خبرنگار خارجی گیج و مبهوت تازه فهمید که چه اتفاقی در حال رخ دادن است . برای همین دائم از مترجمش می خواست جریان را برایش ترجمه کند ؛ اما مترجم ایرانی انگار شرم داشت آنچه را که شنیده بود ترجمه کند ، اما سرانجام اصرارهای خبرنگار او را واداشت جمله سرباز را ترجمه کند. خبرنگار ژاپنی که شاید چنین اهانتی برایش تازگی داشت ، با عصبانیت از مترجمش خواست زودتر دور شود در حالی که زیر لب دائم می گفت : زلزله بم .من درست نفهمیدم منظورش چه بود، اما شاید می خواست بگوید خبرنگاران را فقط برای زلزله بم و کمک خواهی نخواهید..... سه شنبه شب برای من و تمام خبرنگاران شب خیلی شومی بود. به عنوان یک خبرنگار بارها و بارها ، هنگامی که برای پوشش خبری یک حادثه اعزام شده بودم از این دست اهانت ها شنیده بودم ، اما این بار بدجوری دلم گرفته بود..... درست چند قدم آن طرفتر ، پشت میله های سرد آهنی ورودی شهرک که بین من و شریف ترین همکارانم فاصله انداخته بود. جنازه های 68 خبرنگار ، 68 ستاره که در آتش عشق سوخته بودند و آن وقت یک سرباز به همین راحتی تمام شرافت حرفه ای مرا به باد ناسزا گرفته بود.سه شنبه شب برای خبرنگاران رسانه هاکه با وجود ترافیک سنگین با هزار زحمت به محل حادثه آمده بودند ، مرگ دوستان صمیمی شان تنها مصیبتی نبود که گرفتارش بودند ، برخوردهای زشت و زننده ای که به بهانه نظامی بودن منطقه و یا هراس از سرقت از منازل با آنها صورت گرفت شاید برای خیلی از آنان جزو بدترین خاطرات کاریشان ثبت شود. چند نفر از بچه هاو خصوصا عکاسان خبری بدجوری کتک خوردند. سربازان محافظ شهرک دوربین چند عکاس را گرفتند و شکستند و آن وقت آنها را با تهدید بازداشت از شهرک بیرون کردند، بدون توجه به این که ما خود صاحب عزا بودیم و این بار بیش از آن که خبر مهم باشد، خبرسازانی که آنجا جزغاله شده بودند برایمان اهمیت داشت ، بدون آن که داغ دلهایمان را بدانند....سه شنبه شب برای ما شب بدی بود، آخر خیلی بد است آدم جلوی همکارانش این طوری کنف شود، آن هم همکارانی اینقدر صمیمی که مرگشان هیچ وقت باورمان نخواهد شد. اما ما دیشب جلوی 68 ستاره کنف شدیم ، بهانه هر چه بود فرقی نمی کند و... اما کاش این برخوردها جلوی چشمان همیشه ناظر دوستانمان نبود ، همانهایی که شریف ترین آدمها بودند.......

حامد فرحبخش
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها