در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پرسیدیم آیا میدونید چطور با افرادی با فرهنگهای متفاوت در دنیا تعامل کنید؟ با چه متری این افراد و فرهنگهارو بسنجیم تا بتونیم بهقدر مناسب واکنش نشون بدیم؟ چطور محصولاتمون رو توی اون کشورها تبلیغ کنیم؟ اگر کارمندامون از کشور دیگهای میان چطور اونهارو مدیریت کنیم؟ و پرسشهایی از این قبیل که به کمک مدل هوفستد میشه بهشون جواب داد. اون پنج وجه فرهنگی به این ترتیب هستند:
حس فاصله از قدرت. مردم هر فرهنگی حس مشترکی نسبت به فاصلهشان از قدرت دارند که با مردم فرهنگ بغلی ممکن است متفاوت باشد. در حقیقت درکشان از مفهوم عدالت و چگونگی اجرای عدالت نسبت به جامعه بغلی متفاوت است.
پذیرش خطر یا دوری از خطر. میزان قبول کردن خطر یا ریسک در بین مردم یک جامعه یعنی اگر محصول جدیدی ببینند با احتمال بیشتری آن را امتحان میکنند.
فردگرایی در برابر جمعگرایی. در حقیقت نگرش افراد نسبت به جمع و نگرش جمع نسبت به افراد است. اگر در یک جامعه فردگرا زندگی میکنید، افراد دور و بر شما اول به خودشان فکر میکنند در حالی که در جامعه جمعگرا افراد منافع «ما» را ترجیح میدهند.
مردسالار در برابر زنسالار. بهطور خلاصه یعنی ارزشهای مردانه یا ارزشهای زنانه. یک جامعه میتواند هم ارزشهایی از جنس جنگاوری (مردانه) داشته باشد و هم ارزشهایی از جنس مردمداری (زنانه).
دیدگاه نسبت به زمان. آیا جامعه بیشتر به کوتاهمدت توجه دارد (نیاز به پاداش فوری) یا توجهاش به افقهای دورتر است (تمایل دارد سرمایهگذاری کند.)
خلاصه همه این حرفها و توضیحات را گفتیم و گفتیم تا به این برسیم به اینکه آقای هوفستد مرکزی علمی بنا کرده که تا به امروز «نان استاپ» مشغول پژوهش روی موضوعات و مسائل فرهنگی است. آنها متر و معیار پنجگانه هوفستد را هر سال به روز میکنند و به این ترتیب دقت آن هر سال بالاتر میرود. متری که هوفستد با تکیه بر هفتاد و دو ملت آیبیام خلق کرده بود امروز اطلاعاتی از 102 کشور مختلف را یکجا به شما نشان میدهد. همین حالا به وبسایتشان در آدرس http://geert-hofstede.com/countries.html بروید و کشورهای مختلف را با هم مقایسه کنید.
من چند تا از کشورها را مقایسه کردم. مثلا جالب است ایران و عراق که اسامیشان در فهرست کنار هم بود، از نظر فاصله نسبی از قدرت تفاوت بسیار زیادی دارند. ایران 58 درصد و عراق 95 درصد. یعنی مردم عراق نسبت به رئیسشان (مرکز قدرت) فاصله خیلی بیشتری احساس میکنند. در حالی که ایرانیان بیشتر تمایل به مشارکت در کارها با هم دارند. در عین حال جامعه عراق ارزشهای مردانهتری دارد: عراق 70 درصد و ایران 43 درصد. این یعنی کاربرد زور و خشونت در عراق بیشتر از ایران جواب میدهد. در عوض، مردمداری و رواداری از ارزشهای بیشتر پذیرفته شده ایرانیان است. جامعه ایران نسبت به جامعه عراق فردگراتر و افق دیدش کوتاهتر است: یعنی ما جامعه مصرفگراتری نسبت به مردم عراق داریم. پس میشود نتیجه بگیریم که محصولات جدید در تهران با احتمال بیشتری نسبت به بازار بغداد امتحان شوند. ارائه محصول جدید با خود ریسک به همراه دارد. پس باید شاخص دوری از خطر ایرانیها هم پایینتر از عراق باشد که اینطور هم هست: دوری از خطر عراقیها 85 و ایرانیها 59 است.
حالا بیایید با این وبسایت کمی بازی کنیم. از آنجا که مذاکرات هستهای موضوع داغ این روزهای کشور است بیایید ببینیم فرهنگ مذاکرهکنندگان ایرانی و آمریکایی چه شباهتها و چه تفاوتهایی دارد. خب، گراف را ببینید و دست به کار شوید. فاصله از قدرت چه چیزی در مورد دو مذاکرهکننده ارشد میگوید؟ از نظر شما رابطه آقای اوباما و آقای کری رفاقتیتر است یا رابطه جناب ظریف و جناب روحانی؟
حالا بیایید دو جامعه را با هم مقایسه کنیم: فردگرایی در آمریکا (91) دو برابر ایران (41) است. یا به عبارت دیگر، ایرانیها دو برابر آمریکاییها جمعگرا هستند.
یادمان هم نرود که نهاد خانواده در هر دو جامعه به یک میزان مورد احترام است، اما طبیعی است که جامعه فردگرای آمریکا تعریف متفاوتی از خانواده نسبت به جامعه جمعگرای ایران داشته باشد و این یک تفاوت ماندگار است. جالب است که جامعه آمریکا دارای ارزشهای مردانهتر، خطرپذیرتر (اندیشه باز) و آیندهنگرتر (تمایل به سرمایهگذاری برای آینده) نسبت به ایران نشان
میدهد.
شما کارآفرین عزیز با چه کشوری مشغول معامله و تجارت هستید؟ خصوصیات فرهنگی آنها را در این وبسایت از نظر علمی مطالعه و تحلیل کنید. چای بنوشید. برای کلیههایتان خوب است.
مصطفی پورمهدی - مشاور کارآفرینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: