در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چرا میگوییم قابل پیشبینی، به این دلیل که چندی پیش در رقابتهای قهرمانی آسیا در مواد سرعت نتایج خوبی گرفتیم، از جمله رضا قاسمی که برای نخستین بار دوومیدانی ایران را در ماده سرعت صاحب مدال ـ از نوع برنز ـ کرد، در نتیجه مشخص بود که او آمادگی بالایی دارد و میتواند سهمیه المپیک را هم کسب کند، علاوه بر قاسمی و تفتیان که سهمه صد متر گرفتند، ما ابارقی را هم داریم که میتواند در 200 متر به این مهم دست یابد و کیوان قنبرزاده هم در پرش ارتفاع چنین بختی دارد.
در این میان ممکن است این پرسش یا به عبارتی نکته در ذهن علاقهمندان به ورزش شکل بگیرد که چطور شد در بخش سرعت دوندههای ما بتدریج به این سطح رسیدند، در حالی که قبلا تصور میشد در ایران استعداد دوی سرعت وجود ندارد؟! به نظر من اینکه یک حکم کلی درباره مواد دوومیدانی صادر شود که مثلا در فلان بخش خوب هستیم و در بهمان بخش ضعیفیم، اصولا درست نیست، زیرا در مقاطع مختلف گاه در نیمه استقامت، گاه در پرتابها و امروز در مواد سرعت و حتی پرش ارتفاع چهرههایی رو شدهاند که توانمندی خود را نشان داده و میدهند و پس از چندی به پایان دنیای قهرمانی میرسند. این امر مختص ایران نیست و در کشورهای مختلف صدق میکند. به عنوان مثال آرمین هاری، دونده 100 متر آلمان در 1960 طلای 100 متر گرفت و هنوز هم هیچ دوندهای از آلمانها به جمع هشت نفر برتر المپیک راه نیافته است؛ هرچند در حال حاضر ما در کنار تفتیان و قاسمی، ابارقی و سپهراسد را داریم، اما مهم این است تا ساز و کاری فراهم شود و افرادی که در رده سنی نونهالان نتایج برجسته میگیرند، تحت پوشش قرار داده شوند. برای نمونه همین الان یک دختر خانم رده نونهالان داریم که در مسابقات رده سنی بزرگسالان شرکت کرده و دوم میشود.
این نشان میدهد ما استعداد داریم و باید برای این استعدادهایمان که در رشتههای مختلف هستند، برنامه جامعی داشت. همیشه این را گفتم و باز هم یادآور میشوم که برای رشد پایدار ورزش ایران، نظام ورزش ما باید تفکر و برنامه استعدادیابی داشته باشد و از درون آن افراد مستعد شناسایی شوند و در اختیار فدراسیونها قرار گیرند، زیرا فدراسیونها آنقدر مسائل و مشکلات عدیده دارند که نمیتوانند چنین کاری بکنند. راه این جریان هم به طور طبیعی از آموزشگاهها آغاز میشود و در اصل نظام ورزش کشور باید ساز و کاری بیندیشد که به کشف استعدادها در ورزش آموزشگاهی و پرورش آن در بدنه ورزش منجر شود. کاری که از دست فدراسیونهایی چون فدراسیون دوومیدانی برمیآید بستههای تشویقی است، اما این بستهها مبالغ ناچیزی است که فقط در چهرههای موجود دوومیدانی انگیزه ایجاد میکند، نه در استعدادهای ناشناخته. در حالی که برای رشد پایدار باید استعدادها را کشف کرد و آنها را تحت پوشش قرار داد.
آخرین نکتهای که به بهانه درخشش این دو دونده سرعت کشورمان میخواهم یادآور شوم، این است که خوشحالیم زمینههای منفی مثل خودکمبینی در دوندهها از بین رفته و آنها خود را باور کردهاند که میتوانند در سطح آسیا مطرح شده و به سمت المپیک پیش بروند.
بیژن شادمهر
کارشناس دوومیدانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: