آنچه در محیط خانواده آموخته میشود غالبا عمیقتر و پایدارتر از مطالبی است که در دیگر مکانها فرا گرفته میشود؛ مهمترین ابزار و اصل در تربیت دینی داشتن صبر و خوش خلقی است، زیرا برای یادگیری تکرار و تمرین نیاز است و والدینی که به این ابزار مجهز نیستند در این امر موفقیت لازم را بهدست نخواهند آورد.
یادگیری کودک، محصول دیدن و شنیدن و تفسیری است که کودک از دیدهها و شنیدهها دارد، بنابراین انسجام موجود در گفتار و رفتار در شکلگیری باورهای دینی تاثیر خواهد گذاشت.
اولین آموزش و تربیت دینی با گفتن اذان و اقامه در گوش کودک شروع میشود و بعد از آن از طریق تقلید در آداب دینی مثل نماز خواندن یا دعا کردن ادامه مییابد. در سنین پایین میبینیم که کودک در کنار والدین حرکاتی که نشاندهنده نماز خواندن یا دعا کردن میباشد را شبیه آنها تکرار میکند این امر نشان دهنده این است که این زمان مناسب برای شروع تربیت دینی در کودکان است، هر چقدر سن کودک بالاتر میرود نوع تربیت مذهبی نیز تغییر میکند. بهطور مثال در سنین بالاتر از داستانهای ساده، شعر، حفظ آیات متناسب با توان کودک میتوان استفاده نمود. البته از فیلمها و کارتونهای مذهبی به جهت جذابیت آنها برای کودک نیز میتوان بهره جست.
توجه به موقعیت زمانی و مکانی خاص در تقویت روحیه دینی و مذهبی برای آموزش ارزشها بسیار مهم است.
بهترین زمان زمانی است که کودک شاد و دارای هیجانات مثبت است، هنگام خستگی، خوابآلودگی و اضطراب موقع خوبی برای القای این ارزشها نیست.
حضور در محافل مذهبی بویژه در مساجد و ایام مختلف و در مناسبتهای مختلف سبب تثبیت آموزههای دینی خواهد شد، پس با همراهی فرزندان در این مراسمها به شکل گیری باورهای دینی میتوان کمک کرد.
کمک فرزندان برای دستیابی و ارتباط با گروه همسالانی که از نظر باورهای مذهبی شباهتهایی را دارند، میتواند در این امر کمکدهنده باشد.
تشویق بویژه تشویقهای معنوی کودک در مسیر انجام اعمال مذهبی خود عامل مهمی برای تقویت آن در کودک شده و علاقه آنها روز افزون خواهد کرد.
عبادت دسته جمعی در خانواده تاثیر پایداری در رشد معنوی کودکان دارد و از این طریق میتوان فرزندان را با درک خود از خدا آشنا ساخته و او را در ارزشها و سوال و پاسخها و تواناییهای معنوی خود مشارکت دهیم و در این اوقات میتوانید منابعی را که به شما قدرت میدهند و تکیه گاههای معنوی خود را به او نشان دهید.
البته باید به این نکته توجه داشت که هر نوع فعالیت خانوادگی و اوقات عبادت بهقدری باید باشد که برای فرزندان جاذبه داشته باشد کیفیت زمانی که اعضای یک خانواده با یکدیگر سپری میکنند و یا به انجام فعالیتی خاص میپردازند مهم میباشد و نه کمیت آن.
در دوره نوجوانی ما شاهد آن هستیم که فرزندان در انجام فرایض دینی کمی دچار سستی میشوند و این امر ممکن است در اثر بحرانهای دوره نوجوانی و سردرگمی که نوجوان در این سن به خاطر هویت یابی دارد ایجاد میشود، بنابراین والدین میتوانند بدون ایجاد خدشه به رابطه والد و فرزندی و برقراری ارتباط مناسب و کم کردن سخت گیریهای خود و جلوگیری از افتادن به دام لجبازی نوجوان او را در این مسیر همراهی کرده تا راه و مسیر خود را پیدا کند و این بار نه از روی تقلید یا بخاطر تائید بلکه از روی باوری که خود به آن دست یافته به انجام فرایض دینی بپردازد.
و در پایان میتوان به این نکته اشاره کرد که اگر بتوانیم رابطه دوستانه و صمیمانه با فرزندان خود داشته باشیم به یقین میتوان گفت که آنها والدین را به عنوان الگوی مناسب برای خود انتخاب میکنند و با ارائه الگوی مناسب به آنها از طریق رفتار و گفتار میتوان به این مهم که همان تقویت روحیه دینی در فرزندان است دست یافت.
سعیده محمدی - روانشناس کودک و نوجوان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم