jamejamonline
حوادث عمومی کد خبر: ۸۱۷۷۶۳ ۲۷ تير ۱۳۹۴  |  ۰۸:۲۱

نگهبان جوان در اتاقک نگهبانی نشسته بود که یک دفعه متوجه صدای پایی شد. همین که به طرف صدا برگشت سه مرد را دید که چهره‌هایشان را پوشانده بودند و چاقو و شمشیر به‌دست داشتند. مرد نگهبان خواست سر و صدا کند اما سه مرد با سلاح سرد این امکان را از او گرفتند. نیاز نبود بین او و مردان‌ناشناس حرفی رد و بدل شود تا او متوجه شود که مردان‌ناشناس به چه دلیل در آنجا حضور دارند. لحظاتی بعد مرد نگهبان در حالی که دست و پاهایش بسته شده بود، در اتاق نگهبانی حبس شد.

سرقت 300 گوشی‌ مدل بالا

اواسط خرداد امسال، مرد جوانی با مرکز فوریت‌های پلیسی 110 تماس گرفت و از سرقت پاساژ کربلایی اهواز خبر داد. با اعلام خبر، بلافاصله اکیپی از کارآگاهان مبارزه با سرقت پلیس آگاهی وارد عمل شده و با حضور در صحنه به تحقیق در این رابطه پرداختند. نگهبان پاساژ که پس از سرقت به زور توانسته بود خود را آزاد کند و با پلیس تماس بگیرد، در این باره به پلیس گفت: داخل اتاقک نگهبانی بودم که ناگهان سه مرد نقابدار به سمتم آمدند و با تهدید چاقو و شمشیری که در دست داشتند، دست و پایم را بستند و از فروشگاه تلفن همراه سرقت کردند.

بازبینی دوربین‌های مداربسته

تحقیقات نشان می‌داد ، سه مرد نقاب به چهره داشته و نگهبان جوان موفق نشده بود آنها را شناسایی کند. در بررسی‌ها مشخص شد متهمان 300 گوشی تلفن همراه از فروشگاه تلفن همراه سرقت کرده بودند.

در بررسی‌های صورت گرفته هیچ رد و سرنخی از سارقان به‌دست نیامد و در گام بعدی کارآگاهان مبارزه با سرقت پلیس آگاهی استان خوزستان به بازرسی دوربین‌های مداربسته پاساژ و مناطق اطراف آن پرداختند. در بازبینی دوربین‌های مداربسته، تصاویری از متهمان به‌دست آمد، تصاویری که سرنخ‌هایی را در اختیار پلیس قرار داد.

سرنخ‌هایی از 3 سارق

در ادامه تحقیقات، سرنخ‌های دیگری نیز به‌دست آمد که هویت اصلی متهمان را مشخص می‌کرد. بررسی‌ها نشان می‌داد عاملان این سرقت سه مرد جوان هستند که هیچ سابقه کیفری در پرونده خود ندارند و طبق بررسی‌های اولیه این نخستین سرقتی است که آنها مرتکب شده اند. با مشخص شدن هویت آنها، کارآگاهان وارد عمل شده و در عملیاتی ویژه سه متهم این پرونده دستگیر شده و برای تحقیقات به اداره آگاهی انتقال داده شدند.

سارقان که ابتدا منکر سرقت بودند، زمانی که با مدارک پلیسی و قضایی مواجه شدند به ناچار لب به اعتراف گشوده و راز سرقت شبانه از پاساژ کربلایی را برملا کردند. یکی از متهمان به افسر پرونده گفت: چند روز قبل از سرقت از پاساژ یکی از دوستانم به نام آرش که صاحب یکی از مغازه‌های موبایل فروشی در پاساژ کربلایی است سراغم آمد و از من کمک خواست. آرش نقشه سرقتی را کشیده بود و از من خواست در این سرقت همراه او شوم. از آنجا که به تنهایی نمی‌توانستم این کار را انجام دهم از دو نفر از دوستانم خواستم در این سرقت همراهم شوند. آنها نیز قبول کردند، آرش نقشه سرقت را برایمان توضیح داد. او به پاساژ آشنا بود و راههای ورودی به آن را می‌دانست. طبق نقشه‌ای که آرش کشیده بود، ما از پشت بام وارد پاساژ شدیم و نگهبان را غافلگیر کردیم.

او ادامه داد: بعد از بستن دست و پای نگهبان سراغ مغازه مورد نظر رفتیم و بعد از سرقت 300 دستگاه گوشی مدل بالا و لوازم داخل گاوصندوق آنجا را ترک کردیم. وسایل سرقتی را به مخفیگاه‌مان بردیم و طبق قرارمان، اموال سرقتی را تقسیم بر چهار کردیم.

دستگیری مغز متفکر

به‌دنبال اعترافات متهمان، تحقیقات برای دستگیری مغز متفکر این باند آغاز و مرد جوان دستگیر شد. آرش که خود را در دام پلیس می‌دید در تحقیقات به پلیس گفت: مدتی است که در این پاساژ مغازه دارم و متوجه شدم یکی از مغازه‌داران پاساژ وضع مالی خوبی دارد. او گوشی‌های تلفن همراه مدل بالای زیادی را به صورت عمده خریداری می‌کرد و آنها را به فروش می‌رساند. دیدن آن همه گوشی تلفن همراه مدل بالا مرا وسوسه کرد تا نقشه سرقت را طراحی کنم. او ادامه داد: از آنجا که خودم در کار خرید و فروش گوشی تلفن همراه بودم به آسانی می‌توانستم تلفن‌ها را به فروش برسانم بدون آن‌که کسی متوجه سرقت شود. به همین دلیل موضوع را با یکی از دوستانم در میان گذاشتم و با این وعده که هر آنچه از سرقت به‌دست آوردیم تقسیم بر تعداد اعضای گروه خواهیم کرد و من به اندازه آنها سهم خواهم برد، او را راضی کردم در این سرقت همراهم شود. از آنجا که نگهبان پاساژ مرا می‌شناخت و این احتمال را می‌دادم که هنگام سرقت هویت من لو برود، از دوستم خواستم از افراد دیگری در این سرقت کمک بگیرد. از آنجا که در پاساژ مغازه داشتم، اطلاعات کامل پاساژ را در اختیار همدستانم قرار دادم، به‌طوری که هیچ رد و سرنخی از خود در صحنه به جا نگذارند. از طرفی چون سرقت با موفقیت انجام شده بود و هیچ‌کدام از همدستانم در این سرقت گرفتار نشده بودند دیگر احتمال نمی‌دادم دستگیر شوم و منتظر فرصتی بودم تا گوشی‌های سرقتی را به فروش برسانم. اما برخلاف انتظار این ماجرا خیلی زود لو رفت و هر چهار عضو گروه بازداشت شدند، بدون آن‌که فرصت فروش گوشی‌های سرقتی را داشته باشیم.

به‌دنبال اعترافات متهمان پرونده، لوازم سرقتی قبل از آن‌که عاملان سرقت پاساژ کربلایی موفق شوند آنها را به فروش برسانند، کشف شد. همچنین از مخفیگاه متهمان چاقو و شمشیری که در سرقت از آن استفاده کرده بودند نیز به‌دست آمد. به‌این ترتیب راز سرقت از پاساژ کربلایی در کمتر از یک ماه با تلاش کارآگاهان مبارزه با سرقت پلیس آگاهی استان خوزستان برملا شد و عاملان این سرقت شبانه به دستور بازپرس پرونده روانه زندان شدند.

هلیا نصرتی / تپش (ضمیمه چهارشنبه روزنامه جام جم)

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
داستان دستبند و داس

داستان دستبند و داس

راضیه غفاری در رابطه با قتل رومینا اشرفی یادداشتی در اختیار جام جم قرار داده که در ادامه می خوانید.

جای خالی نشاط

جای خالی نشاط

خشونت، زاییده ده‌ها عامل مختلف است و یك جامعه به خودی خود خشونت تولید نمی‌كند. یعنی مجموعه عواملی دست به دست می‌دهند تا خشونت تولید شده و در پی آن گاهی قتل و نزاع در جامعه رخ دهد.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر