در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حاج عباس تمام زندگیاش را خون دل خورده اما خدا را شکر که بارش را به منزل رسانده است. فرزندانی دارد که میتواند به آنها افتخار کند و مال و منالی که برای گذران زندگی کفایت میکند. محتاج کسی نیست و اطرافیانش هوایش را دارند. دستش همیشه روی پای خودش بوده و جز خدا به کسی امید نبسته است.
در داستان عباسآقا، چند خط محوری مهم وجود دارد؛ اولیاش کویر است. کویرزادگان ویژگیهای منحصربهفردی دارند، سختکوشند، قانعند و از پای نمینشینند. شاید راز اینکه عباسآقا این همه مرارت را تاب آورده همین باشد. خطمحوری دوم قناعت است. از تک تک جملههایی که این پیرمرد میگوید، میشود فهمید که در زندگیاش چقدر قانع بوده و با خساستهای روزگار ساخته است. قناعتپیشهها موفق میشوند، این قانون خللناپذیر زندگی است. خط محوری سوم اصالت است، روستاییها، خصوصا آن کهنسالهایشان که مدام جوش میزنند برگردند به زادگاهشان، آدمهای اصیلی هستند، اصیل به این معنا که از بیریشگی و بیهویتی و باری به هر جهت بودن بعضی اهالی شهر، کاملا بری هستند.
در کنار همه اینها قصه زندگی حاج عباسآقای جعفریان، یک نخ تسبیح مهم دارد که میتواند فلسفه زندگی سالم و موفقیتها و فرزندان موفقاش باشد؛ «نان حلال».
عرفان پارساییفر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: