در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فایدهای نداشت. شوهرم روحیهاش را از دست داده بود و نمیتوانست بدون برادرش زندگی کند.
این زن ادامه میدهد: اوایل شوهرم را درک میکردم. مرگ تنها برادرش کسی که سالها با او بزرگ شده بود و ارتباط خیلی صمیمی با او داشت، ضربه بزرگی بود که نمیتوانست براحتی آن را تحمل کند. برای همین سعی میکردم حرفی نزنم و طاقت بیاورم تا اعصاب شوهرم را بیشتر از این ناراحت نکنم. با او زندگی کردم و به تنهایی بار مشکلات را به دوش کشیدم و از شوهرم مثل یک بچه مراقبت کردم. اما چند وقت پیش موضوعی را شنیدم که نتوانستم آن را تحمل کنم. شوهرم بهخاطر ناراحتیاش به مواد مخدر روی آورده و چند وقتی میشود که مواد میکشد. از شنیدن این موضوع بشدت شوکه شدم و نتوانستم آن را تحمل کنم. توجیهی برای این کار نداشتم و نمیتوانستم آن را درک کنم. برای همین میخواهم برای همیشه از شوهرم جدا شوم.
در این لحظه مرد جوان به قاضی میگوید: آقای قاضی باور کنید من اعتیاد ندارم. آن زمان فقط چند بار از شدت ناراحتی با دوستانم مواد کشیدم و اعتیاد پیدا نکردم. همسرم راست میگوید. من خیلی او را اذیت کردم و الان نمیتوانم او را از دست بدهم. من همسرم را دوست دارم و نمیخواهم از او جدا شوم. برادرم تمام زندگیام بود که او را از دست دادم. حالا نمیخواهم با ندانم کاری همسرم را که عشق زندگیام است از دست بدهم. حاضرم هرکاری کنم تا او مرا ببخشد. به خدا اعتیاد ندارم و قول میدهم دیگر سمت مواد نروم و به زندگی عادیام برگردم.
با پایان صحبتهای این زوج، قاضی زن جوان را از جدایی منصرف میکند و مرد هم قول میدهد که دیگر همسرش را اذیت نکند و به سمت اعتیاد و مواد مخدر نرود. این زوج در حالی که با هم آشتی میکنند از دادگاه خارج میشوند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: