مخالفت رئیس انجمن قلم با قانون کپی رایت

محمدرضا سرشار داستان نویس شناخته شده کشورمان که بسیاری صدای او را با «قصه ظهر جمعه» رادیو می‌شناسند با برشمردن جنبه‌های مثبت و منفی پیوستن ایران به قانون کپی‌رایت، در نهایت معتقد است پیوستن به این قانون جهانی چندان کارگشا نیست.
کد خبر: ۸۱۰۴۵۱

این نویسنده که اکنون ریاست انجمن قلم ایران را هم بر عهده دارد درباره سود و زیان پیوستن ایران به قانون کپی‌رایت به ایسنا گفت: سود قانون کپی‌رایت این است که ترجمه‌های مکرر به حداقل می‌رسد و بعد هم این‌که اقبال فعلی ناشران به کتاب‌های ترجمه‌ای کمتر می‌شود؛ چون الان به فرض در ادبیات کودک، تولید کتاب‌های مصور برای ناشر هزینه‌بر است، چون آنها باید هزینه تصویرگری بالایی بپردازند. ضمن این‌که جریان تصویرگری هم بسیار طولانی است و گاهی تصویرگری یک کتاب دو سال زمان می‌برد؛ در صورتی که در کتاب‌های ترجمه‌ای گاهی یک کتاب کودک در نصف روز ترجمه می‌شود، ضمن این‌که تصاویر کتاب نیز دارای استاندارد هستند و به نوعی کیفیت آنها از قبل تضمین ‌شده است.

سرشار ادامه داد: مجموعه این عوامل اشتیاق ناشران را به کتاب‌های ترجمه‌ای زیاد کرده است؛ به طوری که بسیاری از ناشران ایرانی با شرکت در نمایشگاه‌های بین‌المللی خارجی آثاری را تهیه می‌کنند و ترجمه آن را به مترجمان سفارش می‌دهند. برای این کار حق‌الزحمه ناچیزی به مترجم می‌پردازند و مادام‌العمر هم کتاب متعلق به خودشان می‌شود.

او اظهار کرد: اگر قرار باشد به قانون کپی‌رایت جهانی بپیوندیم، مجبوریم از ناشر و مولف اجازه بگیریم. خود این اجازه مراحلی دارد و نیازمند آگاهی ناشر از کتاب است. همه این مسائل هزینه‌بر و زمان‌بر است. نکته دوم این است که برای خرید حق ترجمه و چاپ یک کتاب باید ناشر پول پرداخت کند که چه‌بسا این مبلغ معادل حق‌التألیف یک کتاب باشد.

سرشار در همین‌باره عنوان کرد: یک دهه قبل از انقلاب درصد تألیف کتاب در حوزه کودکان 24 درصد به 76 درصد ترجمه بود. یک دهه پس از انقلاب یعنی از سال 57 تا 67 این آمار معکوس شد، یعنی به 75 درصد تألیف و 25 درصد ترجمه رسید. این اتفاق به خاطر انقلاب فرهنگی بود که تأثیر زیادی بر جامعه گذاشته بود. چند سال پیش آمار دیگری نشان می‌داد که میزان تألیف کتاب‌های کودکان در کشور 60 درصد است و ترجمه به 40 درصد رسیده است. گاهی این میزان در حوزه تألیف به 56 درصد و در حوزه ترجمه به 44 درصد هم می‌رسد، که اگر این روند ادامه پیدا کرده - و چه بسا تا الان سربه‌سر شده باشد - برای کشوری که اساس آن برپایه انقلاب فرهنگی بنا شده یک فاجعه است. چرا که بیشتر این ترجمه‌ها نه از کشورهای مسلمان و آسیایی که به هر حال از نظر فرهنگی مشابهت‌هایی با ما دارند، بلکه از غربی‌ها صورت گرفته است. در این وجه امضا کردن قانون کپی‌رایت را مثبت می‌دانم، اما باید بدانیم که این جاده تألیف و ترجمه از سوی غرب به سمت ما یک‌طرفه است. یعنی ما فقط ترجمه می‌کنیم. به همین خاطر در صورت پیوستن به قانون کپی‌رایت بخش قابل توجهی ارز به این واسطه از کشور خارج می‌شود.

او در ادامه بیان کرد: یک وجه دیگر این است که وقتی شما به قانون کپی‌رایت می‌پیوندید، اجازه هیچ‌گونه تغییری در اثر ندارید و باید اثر را بی کم و کاست منتشر کنید. به همین خاطر ممکن است کتاب‌هایی وجود داشته باشد که کلیت آنها قابل ترجمه و خوب باشد، اما همین کتاب ممکن است دو، سه صحنه داشته باشد که با مبانی اخلاقی ما سازگار نباشد. در حالت فعلی ممکن است خود مترجم با ابتکاراتی این صحنه‌ها را حذف و کتاب را قابل انتشار کند.

این نویسنده افزود: اما وقتی ما به قانون کپی‌رایت بپیوندیم دیگر این اجازه را نداریم. در این صورت انتشار کتاب از دو حالت خارج نیست؛ یا باید قید ترجمه این کتاب را که ممکن است کتاب ارزشمندی هم باشد به خاطر برخی از صحنه‌ها بزنیم و یا
این که اگر از ممیزی هم عبور کند و منتشر شود برای جامعه ما مضر باشد
.سرشار در پاسخ به این‌که این اتفاق می‌تواند دوطرفه باشد و با ترجمه شدن آثاری از نویسندگان ایرانی حق مولف ایرانی رعایت شود، اظهار کرد: بله با پیوستن به قانون کپی‌رایت اگر کتابی از آثار ما نیز ترجمه و منتشر شود باید از نویسنده و مولف و ناشر ایرانی اجازه بگیرند و حقوق آنها را پرداخت کنند. این وجه مثبتی است، ولی این اتفاق یعنی ترجمه آثار ایرانی بندرت رخ می‌دهد. حتی من شاهد بوده‌ام که در برخی از کشورها نظیر پاکستان که مترجمانشان آثاری از نویسندگان ایرانی ترجمه کرده‌اند خودشان آن‌قدر فقیرند که از مولف می‌خواهند از آنها پولی دریافت نکند. بنابراین فکر می‌کنم درآمدی که از این بابت به نویسندگان ما می‌رسد بسیار ناچیز خواهد بود.

او در ادامه در پاسخ به این‌که ترجمه و معرفی نشدن آثار نویسندگان ایرانی به زبان‌های دیگر چقدر به خاطر نپیوستن ما به قانون کپی‌رایت است، بیان کرد: فکر نمی‌کنم ترجمه نشدن آثار ما به زبان‌های دیگر متأثر از نپیوستن‌مان به قانون کپی‌رایت باشد. ترجمه‌هایی هم که تا به حال صورت گرفته بسیار ناچیز بوده است. ترجمه آثار نویسندگان ایرانی در دیگر کشورها مربوط به برخی مسائل فرهنگی و سیاسی است که حل آن در ید قدرت ما نیست.

سرشار در پاسخ به این سوال که آیا از نظر اخلاقی درست است که ما بدون اجازه و بدون رعایت حقوق مولف و ناشر خارجی کتاب‌های آنها را در کشورمان چاپ و منتشر کنیم، گفت:‌ در حال حاضر در کشور ما نه شرع و نه قوانین کشوری ترجمه و انتشار آثار نویسندگان خارجی را غیرقانونی نمی‌داند.

او در پاسخ به این‌که به طور کلی با پیوستن ایران به قانون کپی‌رایت موافق هستید یا نه گفت: موافق پیوستن به قانون کپی‌رایت نیستم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها