نقد و بررسی بازی «نفرت»

رویای خیس یک سادیسمی

قضاوت درباره بازی «انزجار» یا «نفرت» چندان ساده نیست. اگر بنا بر این باشد که در یک بازی ویدئویی بیشتر به دنبال نمایش خشونت ظاهری باشیم، شاید بتوان به این بازی نمره قبولی داد. هر چند اگر به عنوان منتقدی به این بازی نگاه کنیم که مهر تائیدی بر Manhunt، عنوانی دیگری از این دست می‌زند و آن را دریچه‌ای برای ارضای گرایش‌های خشونت‌زای درون می‌داند، باید آن را فاقد هر گونه ارزش معنوی بدانیم.
کد خبر: ۸۱۰۲۸۶

با قلم گرفتن عناوینی مانند Postal که سال‌ها پیش این حس سادیسمی گیمرها را بارور کرد، می‌توان عرضه انزجار را به فال‌نیک گرفت، زیرا نشان می‌دهد وقتی یک تابوی تجربی شکسته شود، لذت آن نیز رنگ خواهد باخت. انزجار اصلا در ارائه آن چیزی که برایش هیاهوی غیرقابل توصیفی به پا کرد، یعنی به تصویر کشیدن یک مسلخ به تمام معنا موفق نیست.

امکان سلاح کشیدن روی غیرنظامیان و مردم عادی در بسیاری از بازی‌های ویدئویی وجود دارد. سری بازی‌های Elder Scrolls و بسیاری از بازی‌های نقش‌آفرینی دیگر، چنین رفتارهایی را با مقابله مردم و شخصیت‌های حافظ قانون درون بازی پاسخ می‌دهند. در سری بازی‌های GTA نیز شاهد برخورد آنی نیروهای پلیس با فرد هستیم (با توجه به این‌که در چه نقطه‌ای دست به نقض قانون بزنیم). با این حال، همیشه چیزی آدم را قلقلک می‌دهد تا قانون این دنیاهای مجازی را بشکند.

با وجود اعمال سیاست‌هایی از سوی سازمان‌های ذی‌ربط برای بازی‌های ویدئویی و رده‌بندی آنها، باز هم شاهدیم که سیاستمداران آمریکایی (که معمولا برای جلب آرای مردمی است) بر تاثیر منفی بازی‌های ویدئویی روی افراد داد سخن سر می‌دهند. این در حالی است که با وجود اعتقاد ما بر این‌که باید درجه‌بندی سنی بازی‌ها رعایت شود، تحقیقات بسیاری (مانند تحقیق منتشر شده در ژورنال جوانان و نوجوانان که متن ترجمه شده آن در سایت کلیک هم موجود است) از بی‌تاثیر بودن خشونت رایانه‌ای حتی روی سنین پایین‌تر خبر می‌دهند. با اعمال هوشمندانه‌تر تکنیک‌های گیم‌پلی توسط سازندگان، شیطنت‌های گیمرها در بازی‌های ویدئویی، پس از یک دوره، به آشوب‌های آخر بازی و پس از ذخیره بازی تبدیل شده است. یعنی کمتر کسی وجود دارد که عاری از پیش‌زمینه پرخاشگری (و حتی طبق همان تحقیق مذکور، دارای زمینه پرخاشگری) باشد و خرابکاری در روند بازی را به دنبال کردن داستان ترجیح بدهد. اگر همین شاهدی بر منطق گیمرها در رویارویی با هنجارهای اجتماع نباشد، چه چیز دیگری می‌تواند باشد؟ البته ما هنوز هم بر موضع خود مبنی بر رعایت رده‌بندی سنی گیم‌ها مصر هستیم، زیرا تحقیقات صورت گرفته را برای ارائه هرگونه نظری درباره بی‌اثر بودن هر نوع خشونت ویدئویی کافی نمی‌دانیم.

اما انزجار چیست؟ داستان یا بهتر بگوییم، جرقه آغاز بلبشوهای کاراکتری است که به قول خودش از زمین و زمان خسته شده و تنها راه رسیدن به آرامش را سلاخی دیگران و در نهایت سلاخی شدن خودش به بدترین شکل ممکن می‌داند. شاید اگر شخصیت اصلی بازی بیش از این حرف‌ها پرورش داده می‌شد و منطقی هر چند واهی و پوشالی پشت افسارگسیختگی‌اش بود، راحت‌تر می‌توانستیم با محتوای بازی کنار بیاییم. ولی مشکل اینجاست که انزجار در عین تهی بودن از هرگونه درس اخلاقی، کاملا انتزاعی عمل می‌کند. اگر این گیم به عنوان یک بازی آرکید عرضه می‌شد و گیم‌پلی آن چند پله بهتر بود، باز می‌شد نمره قابل قبول به آن داد؛ ولی انزجار حتی در به تصویر کشیدن مفهوم نامش هم ناتوان است. در حقیقت دل دادن به پرورش چنین ایده مضحکی که بنا بر منطق باید در همان روزهای اول مطرح شدن بسوزد، خیلی همت می‌خواهد.

بزرگ‌ترین نقطه قوت بازی، فیزیک آن است که واقعا دیدنی کار شده و باعث می‌شود بازیکن از خرابی‌هایی که در سازه‌ها به بار می‌آورد، احساس لذت کند. اما فراتر از آن سازندگان برای احیای سلامت شخصیت اصلی بازی از سیستم اعدام استفاده کرده‌اند. در بازی خبری از بسته‌های سلامت نیست و برای احیا، باید دشمنان به زمین افتاده را از نزدیک مورد هدف قرار داده و طی یک انیمیشن بشدت خشن آنها را از بین ببرید. خنده‌دار اینجاست که این انیمیشن‌ها که دستمایه اصلی هایپ و مطرح کردن بازی بود، بشدت تصنعی ساخته شده و تعدادشان هم آن‌قدر کم است که به یک ساعت نکشیده رنگ می‌بازند. تا جایی که شاید فقط قانع‌ترین قشر گیمرها آنها را جذاب بدانند. از طرف دیگر، سیستم هدف‌گیری بگیرنگیر بازی که مدام دچار خطا می‌شود، کار را بشدت برای بازیکن سخت می‌کند و این سیستمی که قرار بوده مشکل دوندگی‌های بازیکن برای یافتن بسته‌های سلامت را حل کند، خود به مشکل بغرنج‌تری دامن زده است. کم پیش نمی‌آید تلاش برای انجام یک اعدام، به چند دقیقه دویدن بی‌هدف و گریز مضحک برای فراهم آوردن فرصت مناسب تبدیل شود.

گرافیک سیاه و سفید بازی که المان‌های رنگی در آن کار شده نیز بدون ایراد نیست. خلق چنین فضایی مستلزم درک هنری خاصی است که اوج آن را در عنوان Saboteur دیدیم و در این بازی اجرای ناقصش به مشکلاتی از حیث تشخیص موقعیت شخصیت اصلی بازی و دشمنان منجر شده است.

اهداف بازی نیز بیشتر شامل پرسه در یک منطقه خاص و کشتار افراد پراکنده در آن منطقه است.

از این حیث نیز بازی‌های بسیاری مانند Apocalypse Now و Duke Nukem در دوره PS1 با ارائه یک گیم‌پلی خطی، اما استوار بهترین تجربه را برای بازیکن رقم زده‌اند. از عناوین جدیدتر هم می‌توان به Hotline Miami اشاره کرد.

در کل، انزجار فقط یک هایپ است؛ هایپی که شاید رندی سازندگان را در بحث بازاریابی بازی می‌رساند. آنها با انتشار یک ویدئوی مبهم از این اثر، داد بسیاری از منتقدان را درآورده و با استفاده از تحرکات بازاریابانه منفی، آن قدر بحث درباره بازی رقم زدند که فروشش را تضمین کنند. آنچه در انتهای انفجارهای انزجار می‌ماند، خاکستر پولی است که مخاطبان خرج آن کردند. این بازی فقط به بزرگسالان توصیه می‌شود و فقط به این دلیل که با گذراندن چند ساعت در این بازی، بیش از قبل به اهمیت گیم‌هایی پی ببرند که با عشق و درایت تولید شده است.

عنوان بازی: Hatred

پلتفرم: Microsoft Windows

ناشر: Destructive Creations

سازنده: Destructive Creations

سبک: شوتر

امتیاز: 4

سیاوش شهبازی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها