آنچه را که نمی بینیم...

در طی چند هفته اخیر جذاب ترین مسابقات فوتبال را در لیگهای معتبر دنیا تماشا کرده و از هنرمندی فوتبالیست های کلاس بالای جهان به وجد آمده ایم اما همچنان در حسرت حتی چند دقیقه مثل آنها تمرین کردن و مثل آنها اجرای تاکتیک کردن و مثل آنها بودن باقی مانده ایم.
کد خبر: ۸۰۷۵۶

مسابقه رئال مادرید - بارسلونا برای ما چه درسی داشت؛ شاید بتوان از کلاس فوق العاده آموزنده سانتیاگو برنابئو درسهای ذیل را به اختصار یادآوری کرد:

1- برنامه چیست؛
برنامه ای برای رسیدن به موفقیت؛ برنامه ای مثل این که وقتی بازیکنان خط دفاعی توپی را دفع می کنند آن را کجا بزنند؛ فقط زیر توپ؛ و بیرون از منطقه خطر؛ و آیا نمی توان با دفع یک خطر به خلق خطری جدی تر در مقابل دروازه حریف همت گماشت؛ به راستی آیا دیدیم که مردان بارسلونا با چه تدبیری وقتی تحت شدیدترین فشارها بودند توپهای دفع شده را چگونه؛ کجا؛ و برای که می زدند؛ آنها حتی چشم بسته نیز می توانستند رونالدینیو را پیدا کرده و توپ را به او بسپارند؛

2- هدف چیست؛
هدفی برای نتیجه گرفتن از تمرین و برنامه مدون شده؛ یا نمایش خود؛ به راستی کدامیک از بازیکنان بارسلونا - و حتی مادریدی های شکست خورده - فقط برای خودشان بازی می کردند و برای نمایش خودشان؛ مدل موهای رونالدینیو تماشایی تر بود یا دو گلی که به ثمر رساند؛ و چرا ما فقط از مدل موهای آنان الگو می گیریم؛ آیا مثل رونالدینیو زندگی کرده ایم؛ آیا می دانیم که او در بدترین شرایط - خیلی بدتر از ما - زندگی کرده و خودش را با عشق به فوتبال و کمک به خانواده و دوستان و هموطنانش زنده نگه داشته است؛

3- ستاره بارسلونا کیست؛
می دانید چرا هر گاه که گل می زند دو انگشت از دستان خود را به آسمان می گیرد؛ در کودکی همه خانواده معتقد بوده اند که برادرش - مدیر فعلی برنامه هایش - ستاره خواهد شد و تنها پدرش بود که بر درخشش رونالدوی کوچک خود اصرار می ورزید و اینک که پدر در کنار او نیست و به آسمان رفته هر وقت که گل می زند ، رو به آسمان کرده و صلیب می کشد و ضمن سپاس از خدا با لبخند به پدرش می گوید: به همه ثابت کردم پدر. دیدی که تو راست می گفتی و من ستاره شدم...!
گفته می شود که او برای هر بازی ترفند جدیدی دارد. وقتی از رایکارد پرسیده شد چه دستوراتی به رونالدینیو می دهد با خنده جواب داد دستور؛ من به او هیچ دستوری نمی دهم. تنها آزادی کاملی را که می خواهد به او می دهم . وقتی در یک مصاحبه مطبوعاتی از رونالدینیو پرسیده شده که آیا نامزد دارد ، او توپ فوتبال را نشان داد و گفت : این نامزد من است و هنوز زود است که به فکر این چیزها باشم زیرا فعلا برای خانواده خودم و خانواده بزرگ سرزمینم که برزیل است زندگی می کنم . از این همه عمل و حرف چه درسی می گیریم؛ آیا تیمی که کهکشانی های رئال را مثل یک تیم دبستانی حقیر و کوچک شمرد دیدیم؛ و آیا این آخرین درس بود؛ دیسیپلین و نظم مدیران دو باشگاه که در کنار هم نشسته بودند درس نبود؛ و تماشاگرانی که به احترام فوتبال دست زدند؛ نحوه انتقال توپ از دفاع به حمله در هر دو تیم و بویژه در بارسلونا آموزنده نبود؛ نحوه و تعداد پاسهای سالم تحت فشار دفاع و در مرکز دفاعی حریف نکته آموزشی نداشت؛ ایجاد فضا برای فرارهای شماره 10 از هر تیم - رونالدینیو و روبینیو - تماشایی نبود؛ آیا دیدیم و شمردیم که تعداد پاسهای کوتاه و بلند بارسایی ها به 646 بار رسید؛ به راستی در تیمهای ایرانی چند بار می توان تعداد پاسهایی بیش از 3 یا 4 بار را دید؛ آن هم در خلوت ترین بخشهای زمین؛ آیا می دانید در بسیاری از تمرینات تیم اروپایی چه می گذرد؛ آیا تمرینات آنها را دیده اید؛
اگر عمری باقی بود سعی خواهم کرد تا در روزهای آینده برخی از مشاهدات خود از تمرینات تیمهای بزرگ جهان را بازنویسی کنم.

جواد خیابانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها