نقل‌قول‌های هفته

جمشید مشایخی ما وقتی با ابراهیم گلستان کار کردیم، 30 جلسه تمرین داشتیم تا از بازی غلوآمیز بیرون بیاییم. فیلم «گاو» را در اداره تئاتر با داریوش مهرجویی به مدت یک ماه تمرین کردیم و حتی میزانسن به ما داد.
کد خبر: ۸۰۰۷۶۸

ما نقش را آنالیز و بررسی کردیم، اما اکنون عجیب است که برای بازی در یک سریال همان لحظه که می‌خواهیم جلوی دوربین برویم، متن را به دست ما می‌دهند که خیلی زشت است. کارگردان، بازیگر و عوامل دیگر باید متن را قبل از فیلمبرداری بخوانند و بازیگر باید نقش را مال خود کند، ما این را یاد گرفته‌ایم. اکنون شیوه‌ای که درپیش گرفته‌اند، کلاه گذاشتن سر مردم است. ما نویسنده، کارگردان، بازیگر و عوامل حرفه‌ای داریم، اما فردی از گرد راه می‌رسد و تهیه‌کننده را می‌بیند و از کارگردان و بازیگران دستمزد کمتری می‌گیرد، بنابراین نقش را به آن فرد تازه‌وارد می‌دهند و متاسفانه فیلم هم داستان ندارد./ خراسان

کمند امیرسلیمانی

زمانی که نوجوان بودیم، آرزویمان این بود که به خیابان انقلاب و کتابفروشی‌‌های آن برویم، کتاب‌‌های مورد علاقه خود را بخریم و بعد به یک ساندویچ‌‌فروشی در همان نزدیکی‌‌ها برویم و ساندویچ بخوریم. آن زمان کتاب‌‌هایمان را هم با یکدیگر عوض می‌کردیم یا هر کتاب جدیدی را که می‌خریدیم، به یکدیگر معرفی می‌کردیم.

این روزها شما بیشتر از این‌که خوشحال شوید یک کتابفروشی جدید باز شده، از افتتاح مراکز خرید جدید خوشحال می‌شوید. کتابفروشی و سر زدن به فروشگاه‌های کتاب گزینه‌های آخر هر فردی است، البته نسل تحصیلکرده مطالعه بیشتری دارد، اما عامه مردم کمتر جذب کتابخوانی می‌شوند. دلخوشی و حوصله مردم برای کتاب خواندن از میان رفته و باید قبول کنیم که کتاب از دایره برنامه‌های ما حذف شده است. باید فرهنگسازی کرد تا کتاب دوباره به سبد فرهنگی ما بازگردد. من چندی پیش موجی را در فضای مجازی دیدم که خیلی‌‌ها درخواست می‌کردند وقتی شخصی، کتابی را در یک کافه یا رستوران می‌خواند، آن را همانجا قرار داده تا دیگران هم ترغیب شوند آن را مطالعه کنند./ مهر

سروش صحت

طنز رسالتی دارد. اگر قرار است کاری انجام دهد، باید معضلات را نشان دهد. طنز قرار است آینه‌ای باشد که مسائلی در آن بزرگنمایی می‌شود. جالب است که همه ما هم این کژی‌ها را می‌بینیم، ولی می‌گویند نباید اینها را نشان دهیم.

ما اگر بخواهیم برای مشاغل مختلف اسم نیاوریم، شهرها، مکان‌ها، قومیت‌ها و... اسم نیاوریم، چه کار باید بکنیم؟ خیال می‌کنید خودمان حواسمان نیست که این اداره که محل کار هوشنگ و مشیری است معلوم نیست چه اداره‌ای است؟ چرا حواسمان هست، ولی می‌دانستیم هر اداره‌ای بگذاریم، مشکل پیش می‌آید. حتی نگران کارواش‌دارها بودیم و توی سریال می‌گوییم کارواش مال خودش نیست، اجاره کرده! بابت کسانی که توی آسانسور کار می‌کنند نگرانیم، برای بچه نگرانیم، برای زن، برای مرد، برای شغل، برای همه چیز نگرانیم، چون هر کاری کنیم آن را توهین تلقی می‌کنند و اصلا انگار حواسشان نیست که این، یک کار نمایشی است./ خبر آنلاین

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها