در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
داستان رمان درباره آلن پیرمرد صد سالهای است که روز تولدش تصمیم میگیرد از خانه سالمندان فرار و بدون نقشه قبلی سفر کند. ایدهای فوقالعاده، سفر در تنهایی و بدون هدف که همواره در ادبیات نتایج درخشانی داشته و بینشهایی فوقالعاده برای زندگی. آلن در ایستگاه قطار با جوانی روبهرو میشود که از او درخواست میکند مراقب چمدان بزرگش باشد تا برگردد، اما چون اتوبوس سر میرسد و جوان باز نمیگردد، آلن با چمدان وی راهی سفر میشود و این آغاز سفری پرماجراست. آلن کارلسن شخصیت سرحال سهلگیری است که با روش باری به هر جهت خود در زندگی نمونه بسیار خوب و به یاد ماندنی آدمهایی است که معتقدند هیچ وقت برای شروع دیر نیست.
«یوناسیوناسن» نویسنده این رمان سال ۱۹۶۱ در جنوب سوئد به دنیا آمد، نوشتن را با روزنامهنگاری آغاز کرد. سپس مشاور رسانهای و تهیهکننده تلویزیونی هم شد، پشتکار و فعالیت او به قدری بود که روزانه تا ۱۶ ساعت کار کند به همین دلیل شرکت رسانهای او، به شرکتی موفق تبدیل شد. فکر نوشتن این رمان در ۴۷ سالگی ذهن او را به خود مشغول و آن را در ذهن ساخته و پرداخته کرد، اما در خلال گرفتاریهای روزانهاش، سالها طول کشید که به سرانجام برسد چون در این بین اندک فرصتی مییافت که بتواند آن را صرف نوشتن بخش کوچکی از این رمان کند که به هر حال به پایان رسید و دورهای تازه در زندگی او را رقم زد. یوناسن رمان خود «مرد صد سالهای که از پنجره فرارکرد و ناپدید شد» را اثری توصیف کرده که به نحوی هوشمندانه ابلهانه است! او قهرمان این اثر را یک من دیگر از خود توصیف میکند، کسی که بارها دست به دامن او شده تا از پنجره بگریزد و زندگی خود را دوباره از بیخ و بن تغییر بدهد. این رمان گاه قهقههآور با تخیلی غنی و به شکلی هوشمندانه قهرمان خود را در خلال وقایع مهم تاریخی قرار میدهد.
این کتاب را نشر نیلوفر چاپ کرده و فرزانه طاهری آن را به فارسی برگردانده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: