مـن نـه منــم

بسیاری از ما، بخش زیادی از توان و همت خود را صرف ساختن تصویری از خود می‌کنیم. تصویری که قرار است در میان خانواده، دوستان و همکاران از ما ساخته شود، دغدغه همیشگی ماست. چه بسیار هزینه‌های مادی و معنوی که برای ساختن هرچه بهتر این تصویر نیز می‌پردازیم تا تصویر ارائه شده همانی باشد که انتظارش را داریم، اما گاهی تصویر ساخته شده نه تنها تناسبی با فرد ندارد، بلکه در تضاد کامل با اوست.
کد خبر: ۷۹۸۱۰۲

به بیانی دیگر من اینی نباشم که شما تصور می‌کنید! مثلا هر ساله در موسم برگزاری نمایشگاه کتاب، حتما به کسانی برخورد کرده‌اید که از بابت برگزاری این رویداد فرهنگی بسیار خود را شادمان نشان می‌دهند. آنها نه یک بار که چند بار نمایشگاه را بالا و پایین می‌کنند و هر بار با حجم انبوهی کتاب نیز از آنجا خارج می‌شوند. این دسته از آدم‌ها، تخصص ویژه‌ای نیز در خرید کتاب‌های چاپ اول دارند و در صحبت با دیگران با آب و تاب خاصی از کتاب‌های فلان نویسنده و مترجم تعریف می‌کنند. در خانه‌هایشان نیز با هنرمندی و سلیقه خاصی کتاب‌ها کنار هم چیده شده‌اند و از حجم انبوهی از کتاب‌ها سخن می‌گویند که به واسطه نبود جا به این و آن بخشیده‌اند. طبیعی است که برای من و شما، تصویری که از این آدم ساخته می‌شود یک شخص علاقه‌مند به کتاب و فرهنگ است. اما وقتی کمی در لایه‌های درونی و زندگی شخصی آنها دقیق می‌شوید و به نحوی از اوضاع و احوال زندگی آنها مطلع می‌شوید، به این نکته بر می‌خورید که این آدم نه تنها هیچ کدام از این کتاب‌ها را نخوانده بلکه اصلا علاقه و اعتقادی هم به مطالعه (از هر نوعش) ندارد و رفتارهای فردی‌اش زاویه بسیاری با یک آدم فرهنگی دارد. حالا این مثال را می‌توان به حوزه‌های دیگر هم تعمیم داد. چه بسیاری از ما که فرنگ هم رفته‌ایم و سخت شیفته و مجذوب رفتار مردمان آن جوامع شده‌ایم، اما در خلوت که کسی همراهمان نیست، این تصویر مبادی آداب خود را کنار می‌گذاریم؛ هر کجا دلمان خواست پارک می‌کنیم، تابلوهای ورود ممنوع را نادیده می‌گیریم و اگر کسی هم متعرضمان شد یکی دو فحش آب نکشیده نثارش می‌کنیم. حالا تصور کنید این تصویرسازی خلاف از خود در میان مردم یک جامعه و قوم فراگیر شود؛ یعنی بخش زیادی از مردم در محل کار یا در جمع دوستان و نزدیکان یا در اجتماع به نحوی رفتار کنند که هیچ سنخیتی با رفتار در درون خانه‌شان نداشته باشد. حالا اگر بخواهد این رفتارهای نمایش گونه تسری پیدا کند به بدنه هنرمند، ورزشکار یا سیاستمدار یک جامعه ـ یعنی همان‌هایی که مردم بسیار دوستشان دارند و قرار است در جامعه نقش الگو را بازی کنند ـ شرایط چطور خواهد شد؟

حالا باید نشست و یک بار هم کلاه خود را قاضی کرد. باید از خود بپرسید که بین من و تصویر ساخته شده از من چه تفاوت و فاصله‌ای وجود دارد؟ آیا من همانی هستم که دیگران فکر می‌کنند؟

وحید اقدسی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها