از جمله اینان میتوان مولانا سیفالدین ابوالمحامد محمد فرغانی را که همزمان با روزگار فرمانروایی ایلخانان مغول میزیست، نام برد. شاعر و عارفی که شأن و مقام خود را بسیار برتر از آن میپنداشت که به جهت بهدست آوردن منافع دنیوی سحر بیانش را برای خدمت به حکومتگران و ثروتمندان بهکار گیرد. برابر آنچه از مطالعه زندگی و خواندن اشعار سیف فرغانی برمیآید، وی برخلاف بسیاری از فرهنگمردان از تعلق به دستگاههای حکومت و قدرت آزاد بود و بدین سبب صاحبان قدرت و ثروت را مدح نمیگفت. آنچه آشکار مینماید، او که همواره آرزو میکرد خداوند همه اسباب نیازمندی را از او دور کند تا چون چهارپایان در «اصطبل ثناخوانی» به ذلت نیفتد، در سراسر دوران زندگانی خویش فقط یکبار به مدح شاهان پرداخت و آن قصیدهای در ستایش غازانخان، ایلخان دانشمند و دانشدوست مغول بود که به اسلام گرویده و این آیین را در قلمروی گسترده ایلخانی توسعه بخشیده بود. با وجود این، در پایان مدحنامه، با صراحت تمام به غازانخان یادآور شد تنها به این جهت که بتواند پندها و نصایح خود را به گوش او برساند به این کار دست یازیده است:
من نیم شاعر که مدح کس کنم مر شاه را / از برای حق نعمت پند دادم این قدر
خیر و شر کس نگفتم از هوای طبع و نفس / مدح و ذم کس نکردم از برای سیم و زر
ما که اندر پایگاه فقر دستی یافتیم / گاو از ما به که گردون را فرود آریم سر
سیف فرغانی به دیگر اهل علم و ادب نیز توصیه میکرد که از ستایش زورمندان و ثروتمندان یا «سیمپرستان گدا» خودداری ورزند. علاوه بر این، به انتقاد از زبردستان و به تبع آن اوضاع ناگوار جامعه نیز میپرداخت. در حقیقت، برای نقدها و سرزنشهایی که او بر حاکمان نادادگر، مدعیان دروغین دینداری، زهدفروشان ریاکار و... روا میداشت کمتر نظیری در طول تاریخ ایران میتوان یافت:
ای که اندر ملک گفتی مینهم قانون عدل / ظلم کردی ای اشاراتت همه بیرون ز عدل
ای تو را در کار دین بوده دستافزار دین / وی تو از دین گشته بیزار و ز تو بیزار دین
سیف فرغانی در کنار انتقادات، با رهنمودهای خود چراغ برمیداشت و راه مینمایاند و امید میآورد تا درد و ناامیدی برچیده شود. او دنیای نابسامان و آشفته روزگار خود را تنها از راه تمسک به عروهالوثقی حق و حقیقت، رعایت اخلاق و پیروی از آموزههای اسلام و به کار بستن احکام قرآنی قابل اصلاح میدانست.
ای به دنیا مشتغل از کار دین غافل مباش / یک نفس از ذکر ربالعالمین غافل مباش
امیر نعمتی لیمائی / پژوهشگر تاریخ ایران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم