نوجوانی در عین حال یک دوره گذار هم هست، از آنجا که عموما با بلوغ همراه و عجین میشود و کودک از یک مرحله گذر کرده و پا به مقطع و وادی جدیدی از زندگی میگذارد. نوجوانی پل میان کودکی و جوانی است؛ دوره آمادگی برای بزرگ شدن، تمرین زندگی، آزمون و خطا، تجربه به هر بهایی، رشد توامان جسم و روان، شکلگیری حسهای مختلف، مسئولیتپذیری، ورود به اجتماع و در یک کلام سیاهمشق کردن برای پیدا کردن آمادگی نگارش دفتر زندگی و سرنوشت.
اگر آمارهای رسمی را اساس و مبنا قرار دهیم و نوجوانی را هم از 12 تا 17 سالگی فرض کنیم، بیش و کم 10 درصد جمعیت کشور را نوجوانان تشکیل میدهند، یعنی نزدیک به 7 میلیون ایرانی در آستانه ورود و یا در میانه یک مرحله جدید و حیاتی زندگی خود هستند و شخصیتشان در حال شکلگیری است. در عین حال اکثریت قریب به اتفاق این جمعیت قابل تامل، محصل هستند و روز خود را در مدارس میگذرانند. همه ساعات شبانهروز را اما نه، همچنان بخش عمدهای از اوقات یک نوجوان ایرانی در بیرون از محیط آموزشی میگذرد و بالطبع باید فکری کرد برای پر کردن و جهت دادن به آن.
نقش رسانه ملی در این مهم، میتواند و باید برجسته و تعیینکننده باشد. به خصوص تلویزیون به عنوان فراگیرترین و قابل دسترسترین رسانه کشور میتواند سهم بهسزایی در پر کردن اوقات فراغت نوجوانان و کمک به شکلگیری صحیح و صواب شخصیتشان ایفا کند.
برنامههای ترکیبی، آثار نمایشی و تولیدات سرگرمکننده رسانه ملی و پیامها و آموزشهای غیرمستقیم و غیردستوری که در پس آنها استتار و جاگذاری شده، میتوانند در هدایت و راهنمایی نوجوانان و کمک به گذارشان از این مرحله حساس و حیاتی نقش بیبدیل و ممتازی را بازی کند. این مهم اما شرط و شروطهایی هم دارد؛ در وهله اول توجه ویژه مدیران رسانه ملی به حوزه نوجوان در مرحله بعد شناخت کارشناسانه و پژوهشگرانه از نوجوانان امروزی و آشنایی با روحیات و دغدغههایشان و سپس استفاده از نیروهای مجرب، کارآمد و متخصص برای برنامهسازی و البته گذاشتن ابزار و امکانات لازم در اختیار آنان.
نوجوان امروزی دیگر شباهتی به کودکان و نوجوانان کمتوقع و راضی به حداقلهای دهه شصتی ندارد، او معاصر عصر ارتباطات و فضای مجازی است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم