در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این اثر عظیم معرفتی به سه بخش عمده تقسیم میشود؛ بخش اول عبارت است از خطابهها و سخنرانیهای حضرت علی(ع) که به مناسبتهای مختلف و مخاطبان متفاوت و در زمانهای خاص ایراد شده است و بزرگترین بخش نهجالبلاغه را تشکیل میدهند.
بخش دوم عبارت است از نامهها و نوشتارها و وصیتنامههای آن حضرت که در دوران کوتاه خلافتشان برای دوستان یا دشمنان خود ارسال داشتهاند.
بخش سوم نیز شامل یک سلسله از معارف و حکمتها و اندرزهای فشرده است که به «کلمات قصار» یا سخنان کوتاه شهرت دارند.
امام علی(ع) در بخش سخنرانیها و خطبههای خود خطبهای دارند که از شهرت ویژهای برخوردار است و از آن هم به عنوان خطبه متقین یاد میشود چون در آن ویژگیهای پرهیزگاران بیان شده است و هم به عنوان خطبه همّام شناخته میشود، از آن رو که مخاطب اصلی این خطبه مرد عابد و زاهد و عارفمسلکی به نام همّام بوده است که پس از استماع سخنان حضرت علی(ع) درباره ویژگیهای متقین، ابتدا مدهوش و سپس دعوت حق را لبیک میگوید. ما به یاری خدا میخواهیم در این مقال فرازی از فرازهای پربار این خطبه را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم.
امیرالمؤمنین پس از ذکر مقدمهای در فلسفه خلقت و آفرینش انسان، بیان میدارند که هدف خداوند از این خلقت نه جلب منفعت و نه دفع ضرر و زیان بوده، چه اینکه نه طاعت مطیعان به حال او نافع بوده و نه عصیان عاصیان به ضرر و زیان او. سپس گفتار مولا وارد موضوع انسانهای متقی گشته و میفرمایند: فالمتقون فیها هم اهل الفضائل: این با تقوایانند که اهل فضیلت هستند.
این نکته بسیار مهم است که بدانیم هیچ مقامی از مقامات معنوی و نفسانی انسان از پایینترین مقامات آن گرفته تا بالاترین آنها برای هیچ فردی قابل دسترسی و دستیابی نیست مگر اینکه اول تقوای لازم در آن مرحله را کسب کند تا بتواند به مقام مطلوب خود برسد. مثلا کسی که میخواهد اولین قدم را در جهت نیل به مقامات معنوی بردارد باید از گناهان و محرمات الهی بپرهیزد و این تقوای اول است.
اگر کسی میخواهد گام دوم را در پیمودن کمالات انسانی بردارد باید از بعضی خواستهها و مشتهیات نفسانی خود هر چند مباح چشم بپوشد و این تقوای دوم است. آن که قصد دارد به مقام زهد و زاهدان برسد باید از علاقه و دلبستگی به دنیا اعراض نماید و این تقوای سوم است. آن که میخواهد از مخلصان به حساب آید باید از حب نفس و خویشتن خواهی فاصله بگیرد و دور شود و این تقوای چهارم اوست و آن که میخواهد به مقام قرب حق برسد و جاودانه شود باید فانی فی الله شود و هرگز خود را نبیند و این هم تقوای پنجم اوست و چنین است مراحل دیگر و مقامات دیگر.
پس هر چند خود تقوا به فرموده امام خمینی(ره) از مدارج کمال و مقامات نیست ولی بدون آن نیز دسترسی به هیچ مقامی ممکن نیست.1 پس لازمه نیل به هر کمالی از کمالات انسانی و دستیابی به هر مقامی از مقامات معنوی و روحانی فقط تقواست نه چیز دیگر. از این رو در تمامی ادیان و مذاهب آسمانی توصیه و سفارش به تقوا به عنوان یک توصیه و سفارش مشترک بیان شده است. قرآن میگوید:
«و ما با تاکید و اصرار به همه امتهای قبل از شما و خود شما توصیه کرده و میکنیم که تقوا داشته باشید.»2 یعنی مساله تقوا به جامعه و گروه و امت و ملت خاصی محدود و محصور نیست. هر که میخواهد به جایی و مقامی برسد باید متعهد و ملتزم به تقوا باشد.
از پیامبر اکرم روایت شده است که فرمودند: «من در کتاب خدا آیهای را میشناسم که اگر همه مردم دنیا، [صرفا] به همین آیه توجه کنند و آن را مورد عمل و اجرا قرار دهند، برای همه آنها کفایت میکند. گفتند: یا رسول الله آن آیه کدام است؟ فرمودند: من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب.3»4
از بیان رسول اکرم و آیهای که در این حدیث آمده بهوضوح به دست میآید که تقوا عامل فرج و گشایش و وسیله توسعه و گسترش روزی انسان است و این امر هم اختصاص به فردی از افراد نداشته و یک مساله عام و کلی است، ولی برخی مفسران ما از این آیه خاصیت تقوا را رفع گرفتاریها و مشکلات زندگی و گشایش روزی فهمیدهاند و در حقیقت معنی آیه را در سطح نازلی پایین آوردهاند.
البته قرائن و شواهد ظاهری و لفظی نیز برهمین برداشت آنها دلالت میکند. ولی به نظر میرسد این آیه میتواند معنای بسیار عمیقتری را به ما منتقل کند، زیرا واژه مخرج در آیه میتواند یک مخرج عامی باشد که خروج از همه تنگناها را شامل میشود، چه تنگناهای مادی، چه تنگناهای معنوی و چه تنگناهای معرفتی. واژه رزق نیز در این آیه میتواند در برگیرنده انواع و اقسام رزق و روزیها باشد. هم روزیهایمادی، هم روزیهای معنوی و هم روزیهای معرفتی. خوشبختانه روایات ما به این حقیقت توجه نموده مضمون بسیار عالی و بلندی برای آن قائل شدهاند. ابن عباس از پیغمبر نقل نموده که آن حضرت در تفسیر آیه مورد بحث فرمود:
«هر که تقوا پیشه کند خداوند راهی را در جهت خروج او از شبهات زندگی میگشاید و تمامی اشکالات فکری و ذهنی او را برطرف میسازد و دریچهای از معنا و حقیقت را بر روی او باز مینماید.»5
امام صادق(ع) نیز در تفسیر رزق در آیه «و یرزقه من حیث لا یحتسب»6 میفرمایند: «آن چه که خداوند به او عنایت میکند برای او مبارک میگرداند.»7
معلوم است روزی خدا تنها روزی مادی نیست. قرآن از حکمت و علم و معرفت هم تعبیر به روزی کرده است.
مرحوم راغب میگوید: «رزق عبارت است از عطا و بخششهای جاری چه دنیوی باشد چه اخروی.»8
و بعد آیه «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون»9 را در مورد رزق اخروی میآورد و باز در آیه «و انفقوا مما رزقناکم من قبل این یاتی احدکم الموت»10 رزق را مال، جاه و علم معنی میکند.
خلاصه از آنچه گفتیم نتیجه میگیریم که تقوا تنها عامل رهایی انسان از ظلمتها، کدورتها، آفات و انحرافات اخلاقی و فکری است. چنانچه باز تقوا تنها وسیله رسیدن انسان به صداقتها پاکیها فضایل و کمالات نفسانی و مقامات معنوی و روحانی است و به همین دلیل قرآن میگوید: «انما یتقبل الله من المتقین»11 یعنی خدا منحصرا عمل با تقوایان را میپذیرد نه عمل دیگران و به نظر ما قبول در این آیه نیز همان ارتقای معنوی و رسیدن به فضایل است؛ یعنی همان سخن حضرت امیر که میفرمایند: این پرهیزگارانند که اهل فضیلت هستند.
پانوشتها:
1 ـ اربعین حدیث / 2 ـ نساء، 131 / 3 ـ طلاق، 2 و 3 / 4 ـ محمدعلی قرشی، قاموس نهج البلاغه، ج 4، ص674 / 5 ـ قاموس نهجالبلاغه، ج 4، ص674 ماده «وقی» / 6 ـ طلاق، 3 / 7 ـ میزان الحکمه، ج 4، ص 113 / 8 ـ مفردات القرآن ، واژه «رزق» / 9 ـ آلعمران، 169 / 10 ـ منافقون، 10 / 11 ـ منافقون، 10
حجتالاسلام سیدحسین موسوی خراسانی / پژوهشگر نهجالبلاغه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: