در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به یاد دارم آن زمان ما شبها و روزها باهم همفکری میکردیم تا داستانهای جذابی را برای خانه سبز طراحی کنیم؛ ایشان باعث شد در روند فکریام تغییرات اساسی اتفاق بیفتد و آدمی که دنیا را یک شکل دیگر میدید، به فردی تبدیل شد که میتوانست حرفهای جدیتری بزند./ ایسنا
نگار عابدی
خیلی به خانهتکانی علاقه دارم، سنت جالبی است. متاسفانه سالهاست که در زمان خانهتکانی سر کار هستم و معمولا مادرم خانهتکانی میکند و مسئولیت ما را به دوش میکشد. اوایل اسفند اگر سر کار نباشم خانهتکانی را شروع میکنم. سالی دو مرتبه خانهتکانی میکنم، اما خانهتکانی اساسیام همین زمان و برای ایام نوروز است. کارگری داریم که در خانهتکانی به ما کمک میکند. هیچ وقت لباسهایی را که کهنه شده به فردی نمیبخشم، بلکه داخل کیسهای جلوی در خانه میگذارم چون متاسفانه افرادی هستند که نیازمند همین لباسها هستند. معمولا سعی میکنم لباسهایی را که نو هستند و فرصت پوشیدنشان را ندارم، به اطرافیانی که نیازمندند، ببخشم./ همشهری
محمد بحرانی
بچهها معمولا با عروسکها بیشتر از شخصیتهای واقعی ارتباط برقرار میکنند و اگر فکر کنیم این بچهها قرار است هویت آینده ما را تشکیل دهند، عروسکها و شخصیتهای نمایشی که با آنها بزرگ میشوند، روح و ذهن کودکان را آماده میسازند. خود ما دهه شصتیها هم در کودکی از بسیاری از شخصیتهای نمایشی و عروسکی مثل «خونه مادربزرگه» الگوهایی گرفتهایم و از همین الگوها میتوان نتیجه گرفت که یک شخصیت عروسکی چقدر میتواند در هویت بچهها تاثیر داشته باشد. بچهها با نصیحت شنیدن و آموزش مستقیم ارتباط برقرار نمیکنند، اما از خلال رفتارهای عروسکی که دوستش داشته باشند مفاهیم زیادی را یاد میگیرند، بدون اینکه حتی خودشان متوجه شوند. درواقع ما آموزش میدهیم و کودک در عین اینکه شادی میکند و میخندد، شخصیتش بهتر رشد میکند./ مهر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: