در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دانستن همه اینها لازمه داستان گفتن درباره فقرا، حاشیهنشینان، بیسرپناهها، جذامیان و دیوانگان و دیگر حذف شدههاست و اولین چیزی که درباره مجموعه داستان پسر عیسا جالب است این که نویسندهاش دنیس جانسون این را میداند و بلد است از زبان آنان حرف بزند و داستانش را روایت کند. آنقدر در قالب آنها فرو میرود که تو فارغ از نداشتن شناخت خود، فکر میکنی خود نویسنده یکی از آنهاست یا دستکم یکی از آنها بوده است.
دنیس جانسون علاوه بر داستاننویس، شاعر و نمایشنامهنویس هم هست، به دنیا آمده آلمان، اما آمریکایی است و این نگاه آهسته و پرجزئیات، به زندگی طبقات فرودست آمریکا و هجیکردن درونیاتشان، شاید نتیجه تلفیق این دو فرهنگ باشد. اما مساله، دورهای است که جانسون پس از جدایی از همسرش، بیخانمان بوده است، هر روز پیش کسی زندگی کرده و مکان در شبهای او ثابت نبوده است. در آن دوره داستانهایی نوشت که چاپش نکرد و فقر مجبورش کرد که آنها را در نیویورکر و پاریس ریویو و اسکوایر چاپ کند که بعدتر همان داستانها شد 11 داستان مجموعهای به نام پسر عیسا که اینک با ترجمه پیمان خاکسار مدتی است به بازار کتاب آمده است؛ مجموعهای داستانی که در نظرسنجی از منتقدان، جزو بهترین کتابهای 25 سال اخیر آمریکا قرار گرفته است. تازه این مجموعه را به خبرنگاری جانسون در نقاط خطرناک دنیا اضافه کنید تا بفهمید چرا قلب بیخانمانها و حاشیهنشینها در داستانهای او میتپد و دنیای ذهنی آنها چیزی است که مجموعه پسر عیسا بخوبی شما را به گردش در آن میبرد. داستانهایی که رخداد هراسناک خود را با عواطف آدمهایی خلافکار ترکیب میکند و از این طریق دریچهای ناشناخته به سوی دنیای آنها میگشاید. دریچهای که بیش از هر چیز به خودشان نزدیک است و برای همین قابل درک و همدردی است و بیشتر از فاجعه، خنده و اشمئزاز را در انسان همزمان ایجاد میکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: