امام با تشکیل احزاب مخالف نبودند

درپی انتشار مقاله «گروه های سیاسی چه کاره اند؛» در روزنامه جام جم شماره 1551، تاریخ 16/7/84 به قلم خیرالله اسماعیلی اسدالله بادامچیان عضو موسس حزب موتلفه اسلامی عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی
کد خبر: ۷۷۴۸۷
و به ترتیب دبیر اجرایی ، مسوول امور استان ها و مسوول تبلیغات آن حزب درباره آن بخش از مقاله که به نظرات امام خمینی ره درباره تحزب اشاره شده توضیحی ارسال کرده که با هم می خوانیم.
در مقاله منتشره در روزنامه جام جم مطالبی آمده که البته از باب این که این یک نظر نسبت به تحزب و احزاب است و حق هر فرد است که نظراتش را بگوید مفید است ؛ اما در متن این مقاله تحت فراز دیدگاه امام خمینی ره مطالبی نوشته اند که نیاز به توضیح دارد.
اینجانب از سال 42 در خدمت تحزب موتلفه اسلامی که به نظر مبارک امام تاسیس شد و در جریان توصیه امام ره در اواخر سال 56 درباره ایجاد حزب اسلامی بوده ام و از آغاز شکل گیری حزب جمهوری اسلامی در خدمت موسسین محترم حزب ( 5 روحانی بزرگوار) انجام وظیفه کرده ام و با دیدگاه امام و نظراتی که در سخنان ایشان در صحیفه نور هست آشنایم.
توضیحات زیر را تقدیم می دارم تا دیدگاه امام آن گونه که بوده است برای خوانندگان محترم آن روزنامه ارزشمند بیان شود: امام خمینی ره آنچنان که در صحیفه نور هست مردم را به تاسیس «حزب» دعوت فرمودند.
ایشان در سال 57پس از پیروزی انقلاب اسلامی همان طور که رهبر معظم انقلاب و آیت الله هاشمی رفسنجانی و برخی بزرگان دیگر (در خاطراتشان) چند بار بیان کرده اند چند بار از آنان پرسیدند که حزب چه شد؛ و حزب جمهوری اسلامی در تاریخ 29بهمن 57تاسیس گردید.
امام پس از حادثه شهادت شهید بهشتی و شهید باهنر با دبیرکل و شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی دیدار کردند و بیاناتی راجع به تحزب فرمودند.
معظم له همچنین توسط آقای هاشمی رفسنجانی چندین بار به حزب جمهوری اسلامی کمک مالی کردند. پس از اختلافات داخلی حزب جمهوری اسلامی و تغییر شرایط سیاسی کشور در سال 64امام با تعطیلی حزب جمهوری اسلامی موافقت فرمودند نه این که اصل تحزب را نفی کرده باشند.
امام در سال 67اجازه فعالیت سراسری به موتلفه اسلامی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در درون حزب جمهوری اسلامی فعالیت داشت را مرحمت فرمودند.
بنابراین امام با اصل تحزب اسلامی موافق بوده اند، اما از تک تک احزاب یعنی حزبهایی که با نام مشخص فعالیت داشتند، حمایت و تایید از مصداق نمی کردند، زیرا آن را «تدریجی الحصول» می دانستند که ممکن است در آینده خوب بماند یا نامطلوب شود.
مبنای پذیرش یا رد هر موضوعی از طرف امام مبنای شرع اسلام و تکلیف الهی بود و نمی توان طبق نوشته مقاله به امام نسبت داد که : «امام فعالیت احزاب را به عنوان یک واقعیت اجتماعی متعلق به دنیای مدرن... می پذیرد» یا مطالبی که امام راجع به حزب در موارد عدیده فرموده اند ندیده گرفته شود و به یک مطلب که امام درباره برخی احزاب فرموده اند به عنوان دیدگاه امام درباره تحزب استناد شود و آن را دیدگاه امام نسبت به تحزب بدانند.
نکته دیگر این که امام خود با تاسیس حزب جمهوری اسلامی موافقت داشتند و این نکته که در متن مقاله هست که «امام در ابتدا با نظر عده ای از یاران نزدیک خود که خواهان تشکیل حزب جمهوری اسلامی با جلب نظر ایشان بودند موافقتی نکردند و سرانجام با اصرار برخی از مسوولان رضایت خود را نسبت به تشکیل حزب جمهوری اسلامی اعلام داشتند، نیز صحیح نیست و امام از آغاز بحث تاسیس حزب موافقت را داشتند.
همچنین دو دلیل که به عنوان بدبینی امام ذکر شده است هیچ گونه ربطی به تحزب اسلامی ندارد. حزب اسلامی ، حزب قدرت محور نیست ، بلکه خدا محور است و ابزار خدمت به بندگان خدا و انجام مطلوب تکالیف شرعی و رهنمودهای ولی فقیه عادل است.
بقیه مطالب مقاله بویژه مفاهیم گفتمان تکثرگرا و مدرنیته نیز نیازمند به توضیحاتی است که چون فرصت نیست فقط در حد توضیح درباره دیدگاه امام راحل ره و حزب جمهوری اسلامی انجام وظیفه شد.

اسدالله بادامچیان
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها