در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اصولا دوست ندارم برای مواجهه با واژهها، صفات و مفاهیم بروم سراغ متضادشان. این را فرار از خود مفهوم و برداشت ناقص از آن میدانم. از این متدولوژی مندرآوردی بگذریم و برویم سراغ اصل جنسِ هفته که سادگی باشد! خب برگردم به حرف اولم. سادگی اگر معنایش کشف یکباره و بیدردسر باشد برای من جذابیتی ندارد. خیلی سرراست، ظاهر و باطن را فاش گفتن، بیابهام و محروم از لذت کشف، نهتنها فضیلت نیست که دستکم گرفتن تواناییهای ذهن برای راه بردن به عمق است. خوراک آمادهای است برای سرپایی به نیش کشیدن و عبور بیتوقف. گیر نکردن قلاب اندیشه جایی میان رازآلودگی موقعیت. سادگی اگر از قماش معناهای دستمالی شده باشد، چیزی به معرفت جهان اضافه نخواهد کرد. این رنگهای ساده و پسزمینههای سفیدی که مُد شده به اسم سادگی در طراحی صنعتی، معماری یا اصلا توی همین صفحهبندی روزنامهها قالب میکنند به مخاطب و در برابر چشمان حیرتزده او که حظی از این هنرنمایی نمیبرد متهمش میکنند به هنرنشنانسی؛ توی کت من یکی که نمیرود! سادگی در رفتار و کردار، در چینش و سلیقه، در لباس و تنپوش هم که باشد باید واجد معنایی تازه باشد. چیزی به ماقبل خود بیفزاید؛ گیرم که با کم کردن و تراشیدن و پیراستن هیبت و شمایلهای پیشین. اما اخته کردن و تقلیل ظاهر و باطن چیزی به حداقل خود؛ بیخلق و زایش موجودیتی نو، اسمش سادگی یا هرچه باشد، بهنظر صائب من که ارشد همه مجنونان جهانم، پشیزی نمیارزد! آنها که میگویند ساده زیباست بعید میدانم منظورشان این پلها و زیرگذرهای رنگنکرده و بینقشوطرح تهران و میدانهای عاری از حجم شهرهای سرزمین آریایی ما بوده باشد. سادگی آنجا زیباست که تکنولوژی آخرین سیستم! ارتباطات را بگنجانی توی یک کف دست تلفن و رنگ و لعابش را با کجسلیقگی گلمنگلی نکنی. اوج پیچیدگی و کشف فناوری را با لباسی ساده از رنگ بپوشانی. این سادگی زیباست. حتی با استانداردهای مشکلپسند مجمع دیوانگان. باقی همه فقدان ایده است. تمام!
رضا جمیلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: