در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آقای وحدتی چه خبر؟
همین الان که با شما حرف میزنم راهی فرودگاهم تا برای فرداشب (امشب) با همراهی گروه موسیقی «گیل و آمارد» در مسکو به اجرای موسیقی بپردازیم. در این کنسرت پنج هنرمند دیگر هم بنده را همراهی میکنند تا قطعات پرطرفدار گروه موسیقی گیل و آمارد را روی صحنه ببریم. بعد هم که در جشنواره موسیقی فجر روی صحنه خواهیم رفت.
پیش از این فعالیتهای پژوهشی متعددی هم داشتید. آیا این فعالیتهایتان ادامه دارد؟
بله. کتاب «آواها و نغمههای موسیقی فولکلور گیلان» تا ده روز دیگر از سوی حوزه هنری منتشر خواهد شد. در حوزه هنری گیلان حدود چهار سال برای انتشار این کتاب زحمت کشیدند و من هم ده سال از عمرم را برای جمعآوری و کار روی این کتاب صرف کردهام.
کمی درباره محتوای کتاب هم توضیح دهید.
کتاب شامل همه آوازها و ترانههای فولکلور گیلان است. من این ترانهها را دستهبندی کردهام و در میان آنها مواردی چون موسیقی زار، موسیقی شادمانه، موسیقی کنایه، موسیقی شالیزار و موسیقی کار دیده میشود. بیش از 70 ترانه را هم بدون ساز در استودیو خوانده و ضبط کردهام. این قطعات در قالب دو لوح فشرده به کتاب پیوست شده است.
برخی معتقدند فعالیتهای هنری و پژوهشی که در شهرستانها انجام میشود، کمتر فرصت دیده شدن در تهران را پیدا میکند. نظر شما درباره این موضوع چیست؟
من تهران زندگی میکنم، تهران فقط دارالخلافه نیست. دار (خانه) همه هنرهاست. تولیدات هنری در تهران خیلی زیاد است و شهرستانها به گرد آن هم نمیرسند. خود من هرچه دارم از تهران دارم. به نظرم هر جا کار خوبی تولید شود دیده میشود، اما چون بخش گستردهای از آثار در تهران تولید میشود چنین تصوری ایجاد شده است.
یعنی از نظر شما مشکل کمبود امکانات در شهرستانها لطمهای برای هنرمندان شهرستانی محسوب نمیشود؟
من از هیچ امکانی استفاده نکردم. هر آنچه دارم خودم فراهم کردم، نه کسی کمکم کرده و نه من از کسی کمک گرفتهام.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: