تحلیل

افغانستان؛ جنگ در سایه ناآرامی‌ها

با توجه به آن‌که درگیری‌های تازه توجه همه را جلب کرده، جنگ در افغانستان فعلا از یاد مردم رفته است. جنگ در افغانستان که زمانی تیتر یک روزنامه‌ها و گزارش‌های خبری بود، با بیرون رفتن رسمی نیروهای بین‌المللی از این کشور در ماه دسامبر گذشته تا حدود زیادی در حاشیه قرار گرفت، اما حقیقت این است که این جنگ همچنان ادامه دارد و با بیرحمی تمام پیش می‌رود.
کد خبر: ۷۶۶۰۴۳

هفته گذشته سه پیمانکار خارجی و یک نیروی افغان در نزدیکی یک پایگاه نظامی در اطراف کابل کشته شدند. در یک بمب‌گذاری انتحاری در شرق افغانستان نیز 16 نفر کشته و 39 نفر دیگر زخمی شدند. حمله طالبان به یک ایست بازرسی نیز مرگ 11 نفر و زخمی شدن چند نفر دیگر را رقم زد.

تمام این حملات که از سوی نیروهای خودی انجام شد، در گذشته نیز انجام می‌شد و تلفاتی را به نیروهای خارجی و غربی وارد می‌کرد. حملات جدید نشان داد نیروهای خارجی باقیمانده در این کشور، پیمانکارانی که با آنها کار می‌کنند و همچنین نیروهای امنیتی افغان همچنان آسیب‌پذیر هستند.

فردی به عضویت نیروهای پلیس درآمده، به عنوان یک پیمانکار کار خود را شروع می‌کند یا به استخدام نیروهای شبه‌نظامی دولتی درمی‌آید. با وجود فرآیند تحقیق و بررسی سخت و شدید، مشخص نمی‌شود که او در واقع یک نیروی نفوذی است و چند روز یا چند هفته بعد او خود را یا در میان همرزمانش منفجر کرده یا آنها را به رگبار می‌بندد. نتیجه آن بالا رفتن تعداد کشته‌ها در این کشور جنگزده است.

بررسی این موضوع که این جنگ چگونه پیش خواهد رفت، در آینده به مراتب سخت‌تر خواهد بود، زیرا دولت آمریکا اخیرا تصمیم گرفته بر خلاف شش سال گذشته که اطلاعات را به صورت عمومی منتشر می‌کرد، به صورت طبقه‌بندی منتشر کند. آمار و ارقام مربوط به مخارج نظامی نیروهای آمریکایی و همچنین نیروهای افغان از این پس در دسترس نخواهد بود؛ گرچه گفته می‌شود دلیل این کار جلوگیری از سوءاستفاده دشمن از این اطلاعات است، اما منتقدان بر این باورند که وخامت اوضاع باعث اتخاذ چنین تصمیمی شده است.

حقایق مربوط به جنگ ممکن است بخوبی نشان دهد که دو طرف درگیری‌ها در وضع مناسبی قرار ندارند. بر خلاف داعش، نیروهای طالبان کنترل اراضی و قسمت‌های گسترده‌ای را در اختیار ندارند.

کاری که آنها انجام می‌دهند، ضربه زدن و تخریب زندگی عادی مردم در هر جایی است که ساختارها تا حدودی ایجاد شده باشد. این کار پیروزی را برای آنها به ارمغان نمی‌آورد، اما بی‌شک حس شکست را میان دولتمردان و نیروهای افغان ایجاد می‌کند؛ این اقدامات باعث می‌شود دولت نتواند در ساخت و بازسازی زیرساخت‌ها، احیای اقتصاد، مقابله با فساد اداری و تسریع روند امور بهداشتی، آموزشی و سیاسی موفق عمل کند.

این در واقع همان موضوعاتی است که اشرف غنی، رئیس‌جمهور افغانستان در زمان تبلیغات انتخابات قول تحقق آنها را به مردم داد. او که فعالیت در بانک جهانی و ماموریت سازمان ملل در چین، هند و روسیه را در کارنامه خود دارد، حتی در زمان انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در سال 2009 نیز برنامه دقیقی برای مقابله با این مشکلات تهیه کرده بود. بر همین اساس برخی تحلیلگران بر این باورند او می‌تواند افغانستان را از جنگ، فقر و پسرفت نجات دهد.

اما پس از آن‌که وی قدرت را به دست گرفت، اقدامات و فعالیت‌هایش چندان امیدوارکننده نبود. او و عبدالله عبدالله که در زمان انتخابات رقیبش بود و حال رئیس امور اجرایی کشور است، زمان زیادی را صرف مصالحه و آشتی کرده‌اند.

‌اکنون او با جنگ سالاران و افراد قدرتمند در استان‌های افغانستان سر جنگ و دعوا دارد که به دنبال تامین منافع قومی و قبیله‌ای خود هستند. در کنار این موارد باید به پارلمانی اشاره کرد که بنا به دلایل متعدد وزیران پیشنهادی او را تائید نمی‌کند.

یکی از وزرای پیشنهادی اشرف غنی همین چند روز پیش از پذیرش پست وزارت انصراف داد؛ او در توضیح دلیل این کار گفت برخی از نمایندگان به او گفته‌اند در صورتی به وی رای می‌دهند که بستگان و دوستانشان را در مناصب دولتی به کار گیرند.

علت اصلی وجود چنین شرایط بغرنجی، ریشه در دولت و سیستمی دارد که مناصب و اختیارات آن براساس الگوی سنتی قدرت و میان افرادی تقسیم می‌شود که یا صدای اعتراض بلندتری داشته یا تهدیدهایشان جدی‌تر باشد. با این اوصاف و شرایط، تحلیلگران می‌گویند اشرف غنی برای حل مشکلات کشور باید بر این موضوع غلبه کند؛ یعنی یک طبقه سیاسی که نمی‌خواهد بازنده جنگ باشد، اما هنوز فکر می‌کند، می‌تواند این مسیر ناهموار را برای همیشه طی کند.

گاردین / مترجم: حسین خلیلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها